التُّجَّارِ اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَدِّمُوا الاسْتِخَارَةَ، وَ تَبَرَّكُوا بِالسُّهُولَةِ وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتَاعِينَ‏ … وَ تَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِينَ‏ وَ لَا تَقْرَبُوا الرِّبَا وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزَانَ وَ لَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ:ای گروه بازرگان! از خدا بترسید، پیشاپیش از خدا طلب خیر کنید و با آسان گرفتن بر مشتریان از خداوند برکت بخواهید… و از ستم دست بکشید و با مظلومان به انصاف برخورد کنید و به ربا نزدیک نشوید و کم فروشی نکنید و حقوق مردم را کم ندهید و در زمین به فساد سر بر ندارید.» (كليني، 1407ق: ج‏5، 151)
امام با حضور در بازار، از نزدیک با نحوه فعالیت اقتصادی مردم آگاهی می‌یافت و فعالیت‌های نادرست اقتصادی را منع می‌کرد، حتی به مردم راه صحیح فعالیت اقتصادی و آداب و قوانین آن‌را، آموزش می‌داد.
8-2-2. توجه به يتيمان و عدم تصرف اموال آنان
از ديگر مصاديق اجراي عدل و داد توجه به يتيمان مي‌باشد. در هر زمان بايد به فكر اين افراد بود تا مبادا در زندگي دچار سختي و گرفتاري شوند كه اين امر موجب فساد و تباهي آنان مي‌گردد، چنان‌چه امام علي عليه‌السلام در نامه‌اي به امام حسن و حسين عليهما‌السلام مي فرمايد: «اللَّهَ‏ اللَّهَ‏ فِي‏ الْأَيْتَامِ‏ فَلَا تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لَا يَضِيعُوا بِحَضْرَتِكُم‏؛ از خدا بترسيد از خدا بترسيد در باره يتيمان، پس براى دهان‌هايشان نوبت قرار ندهيد (گاه سير و گاه گرسنه‏شان مگذاريد) و در نزد شما (بر اثر گرسنگى و برهنگى و بى‏سرپرستى) فاسد و تباه نشوند.» (نهج البلاغه، نامه47، ص421)
در اين نامه امام علي عليه‌السلام، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام را در باره يتيمان از خداوند ترسانده و از گرسنه نگه‌داشتن آنان نهى كرده است. و اين مطلب را با تعبير: «اغباب افواههم»، يعنى به نوبت نگهدارى دهان‌هايشان، در كنايه بيان كرده است، زيرا در چنين حالتى احتمال گرسنه ماندن آن‌هاست. (بحراني، 1362ش: ج5، 122)
در هر جامعه‌اي هدف اصلي رهبران و زمامداران بايد اقامه عدل و قسط در آن و رسيدگي به امور مردم باشد، در اين جوامع افرادي مانند يتيمان وجود دارند كه براي تأمين مخارج زندگي خود محتاج و نيازمند مي‌باشند و عزت نفس‌شان به آنان اجازه نمي‌دهد كه دست نياز به سوي هر كسي دراز كنند، به همين دليل نيازمند توجّه خاص زمامدار جامعه هستند، تا احوال آنان را مورد بررسي قرار دهد و گره‌اي از مشكلات آنان بگشايد. امام علي عليه‌السلام در اين رابطه به مالك‌اشتر مي‌فرمايد: «وَتَعَهَّدْ أَهْلَ الْيُتْمِ وَذَوِي الرِّقَّةِ فِي السِّنِّمِمَّنْ لاَ حِيلَةَ لَهُ، وَلاَ يَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ، وَذلِكَ عَلَى الْوُلاَةِ ثَقِيلٌ: درباره يتيمان و پيران از كارافتاده كه هيچ ‏راه چاره‏اى ندارند و نمى‏توانند دست نياز خود را به سوى مردم دراز كنند، بررسى كن، البته اين كار بر زمامداران سنگين است!» (نهج البلاغه، نامه53، ص439)
قرآن كريم نيز همواره انسان‌ها را از رنجادن ايتام و عدم توجه به آن‌ها نهي مي‌نمايد و به آن‌ها سفارش مي‌كند كه در رفتارشان با يتيمان عدالت را رعايت كنند: «وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ فِي يَتامَى النِّساءِ اللاَّتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدانِ وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْيَتامى‏ بِالْقِسْطِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِهِ عَلِيماً (نساء/127): از تو درباره حكم زنان سوال مى‏كنند بگو: «خداوند درباره آنان به شما پاسخ مى‌دهد: آن‌چه در قرآن درباره زنان يتيمى كه حقوق‌شان را به آن‌ها نمى‏دهيد، و مى‏خواهيد با آن‌ها ازدواج كنيد، و نيز آن‌چه درباره كودكان صغير و ناتوان براى شما بيانشده‌است، (قسمتى از سفارش‌هاى خداوند در اين زمينه مى‏باشد و نيز به شما سفارش مى‏كند كه) با يتيمان به عدالت رفتار كنيد! و آن‌چه از نيكي‌ها انجام مى‏دهيد خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش شايسته مى‏دهد).»
علاوه بر اين قرآن كريم تصرف در مال یتیم را جایز نمي‌داند و نوعي بي عدالتي محسوب مي‌نمايد مگر برای اصلاح، و دست زدن به مال یتیم و یا خوردن آن را نفي مي‌كند. ولی اگر دست زدن به مال یتیم برای اصلاح باشد مانعی ندارد. چنان‌چه می فرماید: «وَلَا تَقرَبُوا مَالَ الیَتِیم ِ إِلا بِالتِی هِیَ أَحسَنُ حَتی یَبلُغَ أَشُدَه… (انعام/ 152): هیچ‌گاه جز به قصد اصلاح نزدیک مال یتیمان نشوید، تا هنگامی که به حد بلوغ رسند…»
9-2-2. ظلم نكردن به مردم
عدل وداد با ظلم تناقض و تضاد دارد و اگر عدالت اجرا گردد ظلمي در حق كسي صورت نمي‌گيرد پس مي توان گفت ظلم نكردن به مردم مصداقي از عدالت است چنان‌كه اميرالمؤمنين عليه‌السلامكه رفتار و گفتارش آميخته با عدالت بود، همواره فرمانده‌هاي خويش را به عدم ظلم راهنمايي مي‌نمود و در بياني به استاندارفارس مي‌فرمايد: «اسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَ الْحَیفَ فَإِنَّالْعَسْفَ یعُودُ بِالْجَلَاءِ وَ الْحَیفَ یدْعُو إِلَى السَّیف: عدالت را به كار گير و از ظلم وبى‌عدالتى بر حذر باش كه بى‌انصافى كردن با مردم آنان را آواره مى‌كند و بى‌عدالتى به قيام مسلحانه وا‌‌مى‌دارد.» (نهج البلاغه، حكمت476، ص559)
امام علي عليه‌السلام اجراي عدالت در نظام اجتماعي و سياسي را ابتدا و در مرحله نخست از خود و سپس از هسته مركزي حكومت و ياران نزديكش شروع نمود، ايشان در نامه خود به مالك‌اشتر سفارش مي كند: «أَنْصِفِ اَللَّهَوَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِكَ وَ مَنْ لَكَ [هَوًى فِيهِ‏] فِيهِ هَوًى‏ مِنْ رَعِيَّتِكَ فَإِنَّكَ إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ كَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ‏ دُونَ‏ عِبَادِهِ‏: و درباره خواص خويشاوندانت و از افراد رعيت، هر كس را كه دوستش مي داري، انصاف را رعايت نماي كه اگر چنين نكني، ستم كرده‌اي و هر كه بر بندگان خدا ستم كند، افزون بر بندگان، خدا نيز دشمن او خواهد بود.» (نهج‌البلاغه، نامه53، ص428)
در اين عبارت امام عليه‌السلام مالك‌اشتر را به انصاف با خدا و مردم، نسبت به خود و رعايايى كه طرفدار اوست امر كرده است. منظور از انصاف با خدا عمل به اوامر و خوددارى از منهيّات او، در برابر نعمت‌هاى خداست. و انصاف با مردم، به عدالت رفتار كردن ميان مردم و دادن حقوق آن‌ها مي‌باشد. و در ادامه به وي گوشزد مي‌كند، در صورتي‌كه عدالت را در حق مردم اجرا نكند به آن‌ها ظلم و ستم روا داشته است. حال اگر حاكم يا زمامداري به مردم ستم نكند، توانسته عدالت را اجرا كند و حقوق مردم را رعايت نمايد. خود امام عليه‌السلام نيز همواره در دوران زندگي خود تلاش مي‌كرد كه عدالت را در حق همه مردم اجرا نمايد و به احدي ظلم نكند، حتي حاضر بود كه سخت ترین شرایط زندگی را برای خود به وجود بیاورد؛ امّا خدا را در حالی‌كه به یكی از بندگان او ظلم كرده‌است ملاقات نكند، چنان‌چه مي‌فرمايد: «وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِيتَ عَلَى حَسَكِ السَّعْدَانِ‏ مُسَهَّداً أَوْ أُجَرَّ فِي الْأَغْلَالِ مُصَفَّداً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ وَ غَاصِباً لِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْحُطَامِ: اگر من را با بدن برهنه روی خارها بیندازند، یا به زنجیرهای گران، دست و پای منرا ببندند و روی زمین بكشانند، این شكنجه جسمانی برای من قابل قبول‌تر و محبوب‌تر است از این‌كه خدا را درحالیملاقات كنم كه به یك نفر ظلم كرده‌ام، یا مال دنیا را برای خود جمع‌كرده‌ام.» (نهج‌البلاغه، خطبه224، ص346)
در اين عبارت امام علي عليه‌السلام كمال نارضايتي و بيزاري خود را نسبت به ظلم و ستم بيان مي‌كند و عذاب در دنيا را بر خود از ظلم و ستمي كه به انسان‌ها روا دارد آسان‌تر مي‌داند.
10-2-2. توجه به نیازمندان
امام علي عليه‌السلام در فرمان به زمامداران بيشترين تأكيد را درباره‌ي قشر نيازمند جامعه فرموده‌‌است كه درباره هيچ يك از گروه‌هايي كه دست‌اندركار توليد و سود‌دهي و امنيت جامعه هستند نفرموده‌است.
ايشان در این باره می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَاجَاعَ فَقِیرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِی وَ اللَّهُ تَعَالَى جَدُّهُ سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِك: خداوند سبحان، غذا [و نیاز] فقیران را در اموال ثروتمندان معین كرده است. پس هیچ فقیری گرسنه نیست؛ مگر آن‌كه ثروتمندی از آن استفاده كرده‌باشد، و خداوند متعال در این باره از آن‌ها خواهدپرسید.‌»(نهج البلاغه، حكمت328، ص533)
بديهى است كه گرسنگى فقير، بدان جهت است كه توانگر جلو روزى و يا آن‌چه را كه وسيله روزى اوست بازگرفته است. به همين دليل حضرت عليه‌السلام در اين روايت ذهن‌ها را به اين امر معطوف مي‌نمايد كه اگر ثروتمندان و توانگران جامعه به نيازمندان توجهي نداشته‌باشند، عدالت را در حق آنان به جا نياورده‌اند و اگر به علت مال اندوزي بيشتر سدّي در برابر روزي آنان ايجاد‌كنند و يا حق آنان را از اموال خود پرداخت نكنند، خداوند اين افراد را مورد بازخواست قرار مي‌دهد.
امام ‏علي علیه‏السلام در اين رابطه، درنامه‌ای به «قثم بن عباس» فرماندار خود در مكهچنین نوشت: «وَ انْظُرْ إِلَى مَا اجْتَمَعَ عِنْدَكَ مِنْ مَالِ اللَّهِ فَاصْرِفْهُ إِلَى مَنْ قِبَلَكَ مِنْ ذِی الْعِیالِ وَ الْمَجَاعَةِ مُصِیباً بِهِ مَوَاضِعَ الْفَاقَةِ وَ الْخَلَّات: نظری افكن به مال الله كه نزد تو جمع شده‌است. و آن‌را به مصرف عیالمندان و گرسنگان اطرافت برسان؛ به طوری كه به دست فقرا ونیامندان برسد.‌» (نهج البلاغه، نامه67، ص457)
امام عليه السلام در اين سخن از فرماندار خويش مي‌خواهد كه در مصرف بيت‌المال اولويت‌ها را در نظر بگيرد و ابتدا به رفع حوائج فقرا و نيازمندان بپردازد.
آن حضرت در قسمت هاي مختلف نامه 53 نهج‌البلاغه از مالك‌اشتر مي‌خواهد كه عدالت را در ميان مردم اجرا نمايد، و در بخشي از اين نامه توجه مالك‌اشتر را به مستندان و نيازمندان جلب مي‌نمايد و در اين رابطه به وي می‌فرماید:«اللَّهَ اللَّهَ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِینَ لَا حِیلَةَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاكِینِ وَ الْمُحْتَاجِینَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسِ وَ الْزَمْنَ: پس تو را به خدا! تو را به خدا، درباره طبقه پایین مردم، آنان که راه چاره ندارند و از درویشان و نیازمندان و بینوایان و از كارافتادگان.‌» (نهج البلاغه، نامه53، ص438)
نيازمندان و فقرا در هر جامعه‌اي نيازمند توجه ساير اقشار مرفّه

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir