ي دولتي محسوب نمي شو ند و مي بايست از هر گونه دخالت و كنترل مستقيم دولت دور باشند ( فرامرز قراملکي ، احد، 1387،ص 209 ). اگرچه سمن مي تواند با دولت خود در سطح ملي و دولتهاي ديگر در سطح بين المللي مراودت فعال و تعامل دوسويه ايجاد كند و حتي در مواردي از دولت كمك هاي مالي دريافت كنند . حمايت دولت از سمن وظيفه اخلاقي دولت است . با اينحال نحوه ارتباط اين گونه سازمانها با دولت از رابطة سازمان هاي دولتي با آن متفاوت است.
ممكن است سازماني با ساختار مردم نهاد، در مواردي در جهت تكميل و ارتقاي سياستهاي دولت فعاليت مي كنند تا جايي كه گاهي اين گونه سازمانها GONGO42 به معني NGO هاي سازمان يافته توسط دولت ها ناميده مي شوند ( peter willets, london,Article on NGO ). و در عين اينكه زيرمجموعه اي از ساختار دولتي نيستند ولي تحت نظارت دولت قرار مي گيرند و در تدوين برنامه و سياستگذاري از استقلال تام برخوردار نيستند . اين گونه از سازمانها را به معناي دقيق كلمه نمي توان سازمان مردم نهاد ناميد. تعبير دقيق مردم نهاد، اين گونه سازمانها را به دليل اينكه به وسيله دولت تأسيس و حمايت مي شوند از تعريف سازمانهاي مردم نهاد بيرون مي كند.
حيثيت تعاون . مهمترين حيثيت سمن به اصل همكاري، يادگيري و مشاركت در آن مربوط است . رابطة حاكم بر مناسبات دروني سازمان مردم نهاد، ياري يكديگر در تحقق آرمان واحد است . مشاركت مهمترين قوام سمن است كه اساساً پيدايش و ماندگاري آن را رقم مي زند. مشاركت در سمن از گونه مشاركت مدني است ( پاتنام، رابرت، 1384 ) .
جهت گيري غير انتفاعي . مفهوم غير دولتي بودن ممكن است اين توهم ر ا پيش آورد كه چنين سازمانهايي هويتاً به بخش خصوصي تعلق دارند . چهارمين مقوم سازمانهاي مردم نهاد تمايز آنها از بخش خصوصي است . سازمانهاي خصوصي غالباً به كسب و كار متعلق اند و برخي از آنها فراتر از كسب و كار معطوف به سودآوري ، به حرفه در مفهوم دقيق كلمه مي پردازند مانند سازمانهاي بهداشتي و درماني در بخش خصوصي . اما سازمانهاي مردم نهاد غالباً اهداف كسب و كارا نه و يا حتي حرفه اي را دنبال نمي كنند. به همين دليل تعبير”سازمان هاي مردم نهاد” دقيق تر از “سازمان غير دولتي” است.
سمن ها جامعة مدني نيستند كه بعنوان متصل كننده، ميانجي و بيان كنندة منافع شهروندان از طريق گفتمان و نقد سيستم اجتماعي خدمت كنند .عقايد شهروندان را بيان مي كنند و بين دولت و افراد خصوصي قرار مي گيرند و لذا بخشي از جامعة مدني هستند( مقيمي، سيد محمد، 1383،ص 10 ). بنابراين سازمان مردم نهاد، بر اساس تعريف از پنج مقوم حاصل مي آيد که در نمودار (2-1) آمده است .

نمودار 1-2 موًلفه هاي پنجگانه سازمان هاي مردم نهاد
( منبع : همان ص 10 )

1-13-2-9-10-1 انواع سازمان هاي مردم نهاد :
الف .گزارش طبقه بندي ها : سازمانهاي مردم نهاد را به طرق متفاوت مي توان دسته بندي كرد. يك نوع طبقه بندي مي تواند بر حسب زمينه فعاليت آنها باشد . اين سازمانها در زمينه هاي بسيار مختلفي چون فرهنگي، اجتماعي، آموزشي – پژوهشي يا آموزش – فني و حرفه اي، تفريحي، مذهبي، صنفي، توسعه اي، زيست محيطي، انسان دوستانه، حقوقي و حقوق بشر، اضطراري، خانواده و سلامت، اخلاقيات و ارزشها، منابع انساني و طبيعي، صلح و امنيت، پناهجويان وضعيت زنان ملل متحد، توانمندسازي اقليت هاي قومي _ نژادي _ زباني و … فعاليت مي كنند. همة اين فعاليتها، علي رغم تنوع و گوناگوني، از يك خصلت مشترك برخوردارند و آن جهت گيري غير انتفاعي است. سازمانهاي مردم نهاد فعاليتهاي بسيار گسترده و متنوعي دارند اما در هيچ زمينه اي به كسب و كار نمي پردازند و اهداف سودگرايانه ندارند.
نوع ديگر طبقه بندي سازمانهاي مردم نهاد بر حسب سطح يا منطقه فعاليت آنها است كه شامل سطح محلي، ملي و بين المللي مي شود . اغلب سازمانهاي مردم نهاد در سطح محلي ساختار كوچك و ساده اي دارد و شكل سازماني پيچيده اي ندارد و اهداف و برنامه هاي خود را هم برحسب نيازهاي محلي تعريف مي كند. سازمانهاي مردم نهاد كه در سطح ملي43 فعاليت مي كنند داراي چندين شعبه و دفتر نمايندگي اند كه اغلب دفتر مركزي در پايتخت يا يك شهر بزرگ استقرار دارد و توسط كارمندان نسبتاً زيادي اداره مي شود و با شعبات محلي خود در ارتباط هستند . اهداف محلي را با لحاظ اهداف ملي تعريف و تعقيب مي نمايند . و به همين دليل از ساختار سازماني پيچيدهاي برخوردارند.
گاهي نيز NGO هاي بين المللي چند کشور با هم ادغام شده NGO هاي بين المللي44 مي سازند كه در سطح كشورهاي مختلفي که مي توان در جنبه هايي سنخيت ها و مشابهت هايي در آنها يافت دفاتر نمايندگي و عضو دارند كه هدف يا اهداف مشتركي در سطح تمام اين كشورها تعقيب مي نمايند . در هر صورت طبق تعريف سازمان ملل NGO هاي بين المللي سازمانهايي هستند كه با توافق ميان دولتها به وجود نيامده اند( گلشن پژوه، محمود رضا ، 1386، ص 12 ) اينگونهNGO ها اغلب ساختار سازماني پيچيده مي يابند و به شكل بوروكراتيك و ديوان سالاري سازمانهاي عظيم دولتي و خصوصي نزديك مي شوند. نوع سطح يك سازمان مردم نهاد در نقش و مسئوليت اخلاقي آن تأثير ژرفي دارد . سطح و قلمرو جغرافيايي فعاليت سمن با ملاكها و مسئوليتهاي اخلاقي آن نسبت معناداري دارد . زيرا ملاك اخلاقي در سازمانهاي فراملي وسيعتر از ملاكهاي اخلاقي سمن در سطح ملي است، همانگونه كه معيارهاي اخلاقي در سازمانهاي مردم نهاد ملي بسي فراتر از اين ملاكها در سمن هاي محلي است.
طبقه بندي رايج ديگري نيز براي NGO ها بکار مي رود که آنها را به دو گروه عملياتي45 و حمايتي46 تقسيم مي كند. سازمانهاي عملياتي هدف اصلي شان تدوين و اجراي پروژه هاي توسعه است، سازمانهاي حمايتي هم هدف اصلي شان دفاع در برابر يك معضل خاص و تأثيرگذاري بر سياستها و رويه هاي نهادهاي خاص است. هم چنين بر اساس يك تقسيم بندي ديگر بسته به اهداف كوتاه مدت يا بلند مدتي كه تعقيب مي كنند نيز طبقه بندي مي شوند.
بر طبق تقسيم بندي ديگري كه ديويد كورتن در كتاب ورود به قرن بيست و يکم ، انجام مي دهد آنها را شامل4 بخش مي داند بدين ترتيب :
1. سازمانهاي داوطلبانه كه مأموريتي اجتماعي را با استفاده از تعهدي كه به ارزشهاي مشترك دارند تعقيب مي كنند.
2. پيمانكاران خدمات عمومي كه وظيفه دارند بعنوان كسب و كارهاي غير انتفاعي بازارمدار به اهداف عمومي خدمت كنند.
3. سازمانهاي مردمي كه تجلي بخش منافع اعضاء شان بوده و داراي رهبري پاسخگو به اعضا مي باشند و اساساً داراي ويژگي خود اتكايي هستند.
4. سازمانهاي غيردولتي حكومتي كه بوسيلة حكومت ايجاد شده اند و بعنوان ابزار خط مشي هاي حكومت ايفاء نقش مي كنند.( همان صص 26-7 )
اين طبقه بندي ها و تقسيمات به هيچ وجه انحصاري نيستند و صرفاً براي فهم بهتر ساختارNGO بكار مي روند . بعنوان مثال يك NGO مي تواند در زمينه مذهبي، در سطح ملي با پيگيري اهداف كوتاه مدت و بلندمدت صرفاً به شكل حمايتي فعاليت كند.
NGOها با هر نوع فعاليتي به طرق و شيوه هاي مختلفي كار مي كنند.گاهي فقط جنبه مشاوره اي و برنامه ريزي دارند گاهي فعاليتهاي آنها جنبه اجرايي مي يابد و آنها پروژه هايي را پياده مي كنند و گاهي نيز در هر دو زمينه فعاليت مي كنند و در هر حال بايد از ارتباطات عمومي قوي برخوردار باشند چرا كه هدف اصلي آنها عامه مردم است.
ب. طبقه بندي برحسب جهت گيري سازماني . آنچه بيان شد ، گزارش ديدگاههاي دانشمندان مغرب زمين در تقسيم بندي سمن است. در يك طبقه بندي دقيقتر مي توان سازمانهاي مردم نهاد ر ا برحسب جهت گيري فعاليت آنها چند قسم دانست:
سازمان ها ي دفاع از حقوق انسانها :
بسياري از سمن ها در پي دفاع از يك حق يا حقوق انسانها و يا دفع يك محروميت تأسيس مي شوند. اين سازمان غالباً به صورت واكنش در قبال تعدي و ستم به وجود مي آيند و ماهيت و آرماني كاملاً اخلاقي دارند . به عنوان مثال، بسياري از سازمانهاي فراملي در برابر جرم هاي سازمان يافته و جهاني بوجود آمده اند. جمعيت هاي دفاع از حقوق مصرف كننده ، جمعيت دفاع از فلسطين، سازمان هايي كه به مبارزه مستمر با قاچاق آدم، پولشويي، توليد اسلحه كشتار جمعي و … مي پردازند . اين سازمانها مي توانند در سطح محلي، ملي، منطقه اي و جهاني فعاليت كنند.
سازمان هاي حمايت از محيط زيست :
برخي از سازمانها مانند قسم نخست هويت دفاعي و نجات بخش دارند و به حمايت از ستم بر منابع طبيعي و محيط زيست مي پردازند. گروه هاي سبز و جمعيت هايي كه مروج دوستي با طبيعت و دفاع از حيوانات نمونه هاي بارز چنين سازمانهايي اند . اين سازمانها نيز در سطوح مختلف شخصي تا جهاني فعاليت دارند.
سازمان هاي امدادگر :
بسياري از سازمانهاي مردم نهاد به عنوان گروههاي امداد در شرايط بحراني و حوادث غيرطبيعي سازمان مي يابند. حوادث بحران آور مانند زلزله، سيل، جنگ و … آسيب جبران ناپذير جامعه بشري مي آورند و انسانهاي در معرض اين بحران محتاج ياري رساني همنوعان هستند . سازمانهاي امدادگر براي ارائه چنين خدماتي ارائه مي شوند و شامل خدمات درماني، بهداشتي، امكان، غذا، مراقبت روحي و … مي شوند جمعيت هاي هلال احمر، سازمانهاي صليب سرخ در دو سطح ملي و منطقه اي نمونه هاي بارز آنهاست.
سازمان هاي صنفي :
بسياري از سازمانهاي صنفي كه هويت مردم نهاد دارند از نقش هدايتي برخوردارند . اين سازمانها داراي اعضاي خاص صنفي اند و در قبال صاحبان صنف كه عضويت مي يابند نقش حمايتي و هدايتي دارند . آنان علاوه بر حمايت از اعضا در چارچوب مقررات به رهبري اعضا در جهات مختلف مي پردازند ارتقاء سطح دانش، مهارت، توانايي، نگرش ويژه حرفه اي اعضاء فعاليت اصلي چنين سازمان هايي است . در ايران بسياري از اصناف از چنين سازمانهايي برخوردارند . جامعه مهندسان مشاور ، كانون وكلا، انجمنهاي حرفه اي نمونه هايي از سمن هاي صنفي اند.( همان صص 32-27 )
سازمان هاي هدايتي:
سازمانهاي مردم نهاد ر ا علي رغم زمينه هاي فعاليتي بسيار متنوع، مانند فرهنگي، صنفي، علمي، … به دو گروه مي توان تقسيم كرد . سازمانهايي كه در پي رفع محروميت و برطرف كردن وضعيت ناگوار در عرصه هاي مختلف اند و سازمانهايي كه در پي رهنمون ساختن جامعه از وضعيت خوب به عالي اند. سازمانهايي كه درپي ارتقاء سطح رفاه و بهداشت و تعالي فرهنگ معنوي و ترويج ارزشهاي انساني اند.
NGOها معمولاً در عضوگيري محدوديتي قائل نمي شوند. و حتي از افزايش هر چه بيشتر اعضاء استقبال مي كنند اما اغلب افراد داوطلبانه به عضويت NGO در مي آيند حتي افرادي هم هستند كه آن را سازماندهي مي كنند. البته هميشه هم اينطور نيست و ممكن است افرادي براي درآمدزايي هم به فعاليت در NGO بپردازند47 جدول 2-1 انواع طبقه بندي سازمان هاي مردم نهادNGO
ملاک طبقه بندي
گونه هاي

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir