استفاده از ابزارهای الکترونیکی را باور کرده و از سویی نیز عدم ارائه خدمات بانکی به موقع، به عنوان مانعی جدی در زمینه گسترش و توسعه اقتصادی کشور محسوب می شود، لازم است فاکتورهای موفقیت مدیریت تغییر و تحول در بانکداری الکترونیکی کشور مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار گیرد. از اینرو در پژوهش حاضر سعی بر آن خواهد شد تا با توجه به نقش رو به گسترش بانک های خصوصی در نظام پولی و بانکی کشور از یک سو و خصوصی سازی بانکهای بزرگ دولتی از سوی دیگر، به مطالعه فاکتورهای موثر بر مدیریت تغییرات در بانک صادرات شهر كرمانشاه پرداخته شود.
1-4)اهداف تحقيق
1-4-1)هدف کلی: بررسی فاکتورهای موفقیت مدیریت تغییر و تحول تحقق بانکداری الکترونیک (مطالعه موردي: بانك صادرات شهر كرمانشاه).
1-4-2)اهداف جزیی
-شناسایی عوامل و فاکتورهای موثر بر تغییر و تحول در بعد مشتری.
-شناسایی عوامل و فاکتورهای موثر بر تغییر و تحول در بعد تکنولوژی.
–شناسایی عوامل و فاکتورهای موثر بر تغییر و تحول در بعد ساختار سازمانی.
–شناسایی عوامل و فاکتورهای موثر بر تغییر و تحول در بعد نیروی انسانی.
–شناسایی عوامل و فاکتورهای موثر بر تغییر و تحول در محیط داخلی.
–شناسایی عوامل و فاکتورهای موثر بر تغییر و تحول در بعد محیط میانی.
–شناسایی عوامل و فاکتورهای موثر بر تغییر و تحول در بعد محیط خارجی.
– شناسایی و تدوین استراتژی های مطلوب برای بانکداری الکترونیک در بانك صادرات شهر كرمانشاه.
1-5)فرضيه‏هاي تحقیق
– بین استراتژی های تغییر و تحول در بعد مشتری و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
– بین استراتژی های تغییر و تحول در بعد تکنولوژی و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
– بین استراتژی های تغییر و تحول در بعد ساختار سازمانی و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
– بین استراتژی های تغییر و تحول در بعد نیروی انسانی و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
– بین استراتژی های تغییر و تحول در محیط داخلی و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
– بین استراتژی های تغییر و تحول در محیط میانی و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
– بین استراتژی های تغییر و تحول در محیط خارجی و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
– بین نگرش نسبت تغییر و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
– بین تمایل به استفاده و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجو دارد.
– بین آموزش های همگانی و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.
– بین بازنگری در قوانین و مقررات و و تحول در بانکداری الکترونیک رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد.

1-6)بيان متغيرهاي مورد بررسي در قالب یک مدل مفهومی

ردیف
متغیرها ازنظر نقشی که در تحقیق دارند
از نظر اندازه گیری
از نظر میزان دستکاری

کمی
کیفی
فعال
ویژگی

پیوسته
گسسته

1
مستقل: عوامل مرتبط با مشتریان





2
مستقل:عوامل مرتبط با تکنولوژی( فناوری)






3
مستقل:عوامل مرتبط با ساختار سازمانی





4
مستقل:نیروی انسانی





4
مستقل:عوامل مرتبط با محیط داخلی





5
مستقل:عوامل مرتبط با محیط میانی





6
مستقل:عوامل مرتبط با محیط خارجی





7
وابسته: تغییر و تحول در بانکداری الکترونیک





8
تعدیل گر: بازنگری در قوانین و مقررات





9
مداخله گر: آموزش های همگانی




نگاره شماره 1-1)مدل مفهومی تحقیق : ترکیبی از پیشینه نگاشته ها، مطالعه هنسمی ، 2004 و بنان ، 2010

1-7)قلمرو تحقيق
1-7-1)قلمرو موضوعي
بررسی فاکتورهای موفقیت مدیریت تغییر و تحول در بانکداری الکترونیک ( مورد مطالعه: بانک صادرات شهر کرمانشاه).
1-7-2)قلمرو زماني تحقيق
دوره زماني تحقيق حاضر از ابتداي فروردين1391 تا پايان مرداد سال1392 مي باشد که طراحي پرسشنامه و جمع آوري داده هاي مربوط به تحقيق در اين بازه زماني انجام گرفته است.
1-7-3)قلمرو مکاني تحقيق
قلمرو مکاني اين تحقيق در برگيرنده شعب بانک صادرات در شهرکرمانشاه ميباشد که اطلاعات مورد نياز از کارشناسان و متصديان امور بانکي شاغل در اين بانک ها، جمع آوري گرديده است.
1-8)تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصی (به صورت مفهومی و عملیاتی)
1-8-1)تعریف مفهومی
-بانکداری الکترونیکی: استفاده از فناوری الکترونیکی در امور عملیات بانکی برای ارائه خدمات بانکی، به عبارت دیگر استفاده از تکنولوژی پیشرفته رایانه، شبکهها و مخابرات جهت انتقال منابع (پول) در سیستم بانکداری را بانکداری الکترونیکی مینامند (بیدآباد،83،1387).
تغيير: به طور كلي تغيير، آوردن هر چيزي از سطحي به سطح ديگر را بيان مي كند. اين امر بيانگر تغييري است كه از عوض كردن جاهاي اشخاص و اشيا گرفته تا درآوردن دانش، توانايي، مهارت و … شخصي از وضعيت موجود به يك جايگاه متفاوت است. تغيير در سازمان ها نيز به اين معناست كه فعاليت هاي سازمان از جايگاه (وضعيت) موجود به يك وضعيت متفاوت در مي آيد. تغيير مداوم هم به اين معناست كه در هر موضوع ، شخص يا سازمان ها به طور مداوم به يك حالت متفاوت در مي آيند؛ يعني به جايگاه و وضعيت هاي جديد و متفاوت با وضعيت قبل مي رسند (اميركبيري، 1385: 585).
تغيير در سازمان: عبارت است از فرآيند تحول و دگرگوني كه در رفتارها، ساختارها، خط مشي ها، منظورها و يا برون داده هاي پاره اي از واحدهاي سازماني رخ مي دهد ( الیو و همکاران7 ، 2005).
رهبري: ايجاد و روشن ساختن چشم انداز، مأموريت و سرفصل برنامه ها براي تغيير و سپس اين تعهد را روشن، مداوم و فراگير كند.
حس مالكيت : ايجاد فضايي براي نگرش، انگيزه و تعهد افراد و گروه هاي داخل سازمان و مرتبط با آنكه منجر به حس مالكيت نسبت به انجام تغيير از مداخله اوليه تا كل فرآيندهاي تغيير مي شود ( فرناندز8 ، 2006) .
توانمندسازي: فراهم آوردن دانش، مهارت، فرايندها، فناوري ها، ساختارها، ابزارها و توصيه ها براي اجراي نقش هاي جديد در محيط كار و انضباط در حال تغيير براي متخصصان ( لورنزی9 ، 2000).
هدايت: فراهم كردن محيط براي مديريت، انسجام و هماهنگي ابتكار عمل هاي مختلف تغيير ( لورنزی ، 2000).
محیط داخلی: شامل مولفه هائی است که میزان کارآئی و اثربخشی سازمان را تحت تاثیر قرار می دهد که این مولفه ها طبق نظریه هارولد10 لویت عبارتند از: ساختار سازمانی ، تکنولوژي سازمانی ، وظایف و کارکردها و نیروهاي انسانی (تصمیم گیرنده ها و مجریان ) هرگونه تغییري که در یک یا چند مورد از موارد ذکر شده اعمال گردد بدان تغییر و تحول سازمانی گویند ( لورنزی ، 2000).
محیط میانی: شامل آن دسته از محیط خارجی می گردد که بطور مستقیم بر محیط داخلی سازمان و روند حرکت آن اثر می گذارد. بر حسب اینکه سازمان ما تولید کننده محصول و یا ارائه کننده خدمتی باشد می توان از نمونه محیط میانی آن به (شرکاء ، سهامداران ، رقبا ، تولید کننده ها ، تجهیز کننده ها ، عرضه کننده خدمات و مشتریان ) اشاره کرد. که تغییرات آن را به لحاظ استراتژیک بودن رفتارشان براي سازمان تغییرات استراتژیک گویند ( لورنزی ، 2000).
محیط خارجی: کلیه متغیرها و مولفه هاي موجود در جامعه را در بر می گیرد که شامل متغیرهاي اجتماعی ، سیاسی، حقوقی، نظامی، اقتصادي، زیست محیطی و جغرافیایی می گردد. به لحاظ عمومیت متغیرهاي اجتماعی و نیاز به کلان نگري در تغییرات آنها تغییر و تحول هر یک از متغیرها را تغییر ات کلان یا مدیریت عمومی جامعه گویند ( لورنزی ، 2000).
استراتژی هاي تغییر و تحول سازمانی: هرگونه تغییر و تحولی در سازمان به منظور تامین سلامت سازمانی و افزودن بر کارآئی و اثربخشی سازمان صورت می پذیرد. متغیرهاي اثربخشی چهار دسته اند فلذا استراتژی هاي تحول نیز به چهار دسته زیر تقسیم می شوند که در رابطه با آنها بایستی به دو نکته قبل از اعمال استراتژی ها توجه نمائیم. نکته اول: هر یک از متغیرها رابطه متقابلی با یکدیگر داشته و در تعامل با هم می باشد لذا اعمال تغییر در هر یک از آنها دگرگونی در سایر متغیرها را در پی دارد. بدین منظور قبل از اجراي هر استراتژي تغییري ( مثلاً استراتژي تغییر ساختار سازمانی ) اثراتی که این تغییر بر سایر متغیرها خواهد داشت را دقیقاً ارزیابی نماید ( مثلاً اثر تغییر ساختار بر ترکیب نیروي انسانی ) نکته دوم: هرگونه تغییر و تحولی در متغیرهاي چهارگانه سازمانی توسط نیروي انسانی انجام می پذیرد، چرا که سه متغیر ساختار ، تکنولوژي و وظایف جزو جنبه هاي فیزیکی سازمان بوده و خود قادر به اعمال تغییر نیستند و تنها نیروي انسانی است که می تواند با استفاده از توان جسمانی و توان ذهنی خود تغییرات مورد نیاز را اعمال کند و این تغییرات اعمال نمی شود تا زمانی که نیروي انسانی متحول نشود. بدین خاطر است که می گویند: پیش شرط هر تحولی داشتن نیروي متحول است.
استراتژي تغییر تکنولوژي: به لحاظ تنوع پذیري و رشد روز افزون تکنولوژي در جوامع امروزي پیش بینی تغییر و تحولات در زمینه گسترش بهره برداري از آن در آینده مشکل است اما امروزه شاهد هستیم که بسیاري از سازمان ها سعی دارند با استفاده از تکنولوژی هاي نوین، سیستم ها و روش هاي کاري خود را بهبود بخشند به عبارتی لزوم تغییر در تکنولوژي از آنجا نشات می گیرد که هر سازمانی براي نیل به اهدافش نیاز به ابزار ، وسایل و ماشین آلاتی می باشد که از یک سو این ماشین آلات بعد از یک برهه زمانی بازدهی و کارآئی خود را از دست می دهند و از سوي دیگر با نوآوری هایی که صورت می گیرد دستگاه ها و ماشین آلات پیچیده تري به بازار عرضه می گردد و در این میان سازمان ها بمنظور به روز و بهنگام نگه داشتن خودشان از این تکنولوژی ها بهره می برند که تا شاید کارآیی و اثربخشی خودشان را بهبود بخشند.
استراتژي تغییر ساختار: یکی از عوامل بسیار موثر در کارآیی یا عدم کارآیی یک سازمان ساختار آن سازمان می باشد که متشکل از تشکیلات و روش ها است. فلذا براي بهبود کارآئی و اثربخشی سازمان زمانی که مشکل در ساختار آن باشد می توان از این استراتژي بهره برد از آنجایی که ساختار سازمانی متاثر از عواملی همچون ارتباطات، اندازه سازمان ، پیچیدگی سازمان ، حیطه نظارت ، تمرکز و عدم تمرکز م

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir