ژانويه 2012، وزراي امور خارجه اتحاديه اروپا در راستاي فشار بر دولت ايران، تصميم تحريم نفتي ايران از حدود 5 ماه ديگر را نهايي کردند. اينکه در نهايت اين موضوع به کجا منتهي خواهد شد به تصميمگيري آتي طرفين بستگي خواهد داشت. طرح مسأله هسته اي ايران در واقع به سالهاي آغازين دهه 70 شمسي(دهه 90 ميلادي) بازمي گردد. آمريكا و اسرائيل ادعا كردند كه ايران در جهت دستيابي به سلاحهاي هسته اي گام برمي دارد. مهمترين دليل و مدرك آنها نيز امضاء شدن موافقت نامه هاي همكاري با روسيه و چين براي ساخت نيروگاههاي اتمي در سال 1371 بود. برنامه هسته اي ايران از همان زمان نگراني امنيتي اتحاديه اروپا را برانگيخت، به گونه اي كه اين موضوع از همان آغاز در گفتگوهاي انتقادي ايران و اروپا مطرح شد. بهبود و افزايش سطح روابط ايران و اروپا پس از انتخاب آقاي خاتمي به عنوان رئيس جمهور، و سفرهاي دو سوي رهبران ايران و اروپا هم اثر چنداني در رفع نگراني اروپا نداشت. پس با وجود نزديكي و همكاري بي سابقه ايران و اروپا ، موضوع فعاليتهاي هسته اي ايران، همچنان يكي از مهمترين محورهاي گفت و گوي سازنده و فراگير باقي ماند. مي توان گفت اتحاديه اروپا در اين زمان به فعاليتهاي هسته اي ايران حساسيت داشت اما آن را عادي به حساب مي آورد. عادي بودن وضع هسته اي ايران نيز بيشتر ناشي از گزارشهايي بود كه آژانس بين المللي انرژي اتمي مي داد. اروپايي ها نيز با توجه به نظارت آژانس، تحت تاثير آمريكايي ها قرار نمي گرفتند.اما به هر حال موضوع هسته اي ايران يكي از مهمترين محورهاي گفت و گوي سازنده و فراگير باقي ماند. اين روند تداوم داشت تا اينكه تحولاتي اتفاق افتاد که در مجامع بينالمللي به بحران تعبير ميشود. (عبدلي، 3بهمن 1390)
10-1-1-4اهداف ايران ازانجام مذاکرات
ايران اهداف و سياستهاي ويژه اي را از همکاري وتعامل با آژانس بين المللي انرژي اتمي از راه مذاکره و چانه زني ديپلماتيک با اتحاديه اروپايي دنبال مي کرد . اولين هدف ايران از اين مذاکرات جلوگيري از مطرح شدن ايران به عنوان خطري بر ضد امنيت و صلح بين المللي و منطقه اي بود . در واقع ايران با گزينش راهبرد تعامل و مذاکره با اروپا و پذيرش تعهدات داوطلبانه و اعتماد ساز، از امنيتي شدن موضوع جلوگيري کرد. هدف ديگر حل و فصل مساله هسته اي خود در چهارچوب آژانس و جلوگيري از فرستاده شدن پرونده به شوراي امنيت سازمان ملل بود . هدف ديگر حفظ فن آوري و دانش هسته اي صلح آميز به ويژه حفظ چرخه سوخت هسته اي و به رسميت شناخته شدن آن از سوي جامعه بين المللي و اتحاديه اروپا بود . ايران براي حفظ و اعمال اين حق خود درچهارچوب NPT ، تصميم گرفت از راه مذاکره و توافق با اروپا ، تضمينهاي لازم را بگيرد. به نظر تصميم گيرندگان ايران فرستاده شدن پرونده به شوراي امنيت مي توانست به محروم شدن کشور از اين حق قانوني بينجامد . هدف ديگر ايران عادي سازي پرونده و بيرون آوردن آن از وضع اضطراري شوراي حکام آژانس بين المللي ارژي اتمي بود .
سرانجام ايران تلاش کرد با اعتماد سازي و رفع بدگماني هاي موجود وجهه بين المللي خود به عنوان يک عضو مسئوليت پذير و پايبند به قوانين و مقررات بين المللي را بازسازي کند و اعتبار بين المللي بيشتري به دست آورد. حيثيت و اعتبار بين المللي يکي از عناصر بسيار مهم قدرت ملي است. اعتبار و حيثيت بين المللي از نيروي بازدارندگي نيز برخوردار است چون اقدام بر ضد کشوري که وجهه و اعتبار بين المللي دارد به آساني امکانپذير نيست . برعكس، شکل دهي به توافق و همدستي بين المللي بر ضد کشوري بي اعتبار ومسئوليت ناپذير بسيار آسان است. (عبدلي،3بهمن1390)
12-1-1-4اهداف اتحاديه اروپا از مذاکرات
اتحاديهي اروپا درمجموع اهدافي را از مذاکرات هسته اي با ايران دنبال کرده است. مهمترين اهداف عبارتند از 1) جلوگيري از دستيابي ايران به تسليحات هسته اي (به زعم غرب) 2) جلوگيري از اوج گرفتن بحران هسته اي ايران و تبديل آن به يک جنگ تمام عيار در منطقه راهبردي خليج فارس و خاورميانه، از راه، حل و فصل آن به گونه اي ديپلماتيک 3) جلوگيري از ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد( اما تحولاتي باعث شد که اتحاديه اروپا با آمريکا در ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت همراه شد) 4) اثبات نقش و توانايي در مديريت و حل و فصل صلح آميز بحران هاي بين المللي.
در واقع از کنار هم قرار گرفتن يک توهم و دو واقعيت ، پديدهاي امنيتي براي اتحاديه اروپا رخ نموده است:
1- ايران درصدد دستيابي به تسليحات هستهاي است. 2- ايران در منطقهي خاورميانه قرار دارد. 3- خاورميانه در جوار اروپا است.
به زعم اتحاديه اروپا، در صورت دستيابي ايران به سلاحهاي هسته اي ، ديگران نيز در اين منطقه بيشتر ترغيب مي شوند كه در اين جهت حركت كنند . خاورميانه ملتهب است ، و با فرض رسيدن ايران به سلاح هسته اي ، اين منطقه ثبات نيم بندي را كه دارد يكسره از دست خواهد داد . با اين فرض اتحاديه اروپا با تهديداتي چند جانبه مواجه خواهد شد :
يكي تهديد از اين نظر كه اتحاديه اروپا همسايه خاورميانه است و د ر نتيجه خود را در تير رس تسليحات هسته اي مي بيند.
تهديد ديگر اينكه با بي ثبات تر شدن منطقه خاورميانه ، منافع اتحاديه اروپا در اين منطقه مهم با خطر جدي مواجه خواهد شد .
با توجه به اينكه اتحاديه اروپا مثل آمريكا بر اين نظرغلط است كه ايران درصدد دستيابي به تسليحات هسته اي است ، لذا مهمترين هدف اتحاديه اروپا در بحران هسته اي ايران ، هميشه اين بوده است كه از دستيابي ايران به سلاحهاي هسته اي جلوگيري كند . تا سال 1384 ، براي رسيدن به اين هدف فقط از روش ديپلماتيك استفاده مي كرد . ولي با روي كار آمدن دولت نهم ( دولت آقاي احمدي نژاد) به دليل اعمال بعضي سياستها از طرف اين دولت ، كه مهمترينش پايان دادن به تعليق غني سازي اورانيم بود ، اتحاديه اروپا براي رسيدن به هدف مزبور ، پرونده ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داد ، ضمن اينكه استراتژي مذاكرات نيز به موازات آن تداوم داشته است . اتحاديه اروپا در راستاي هدف مزبور ، از سال 1382 تا 1384 ، بر خلاف آمريكا ، فقط معتقد به استفاده از مذاكرات و روشهاي ديپلماتيك بود . اما چون در سال 1384 دولت نهم به تعليق خاتمه داد ، لذا اتحاديه اروپا براي تحت فشار قرار دادن ايران با آمريکا همراه شده و كار را به شوراي امنيت سپرد . در نتيجه با همراهي با آمريكا به قطعنامه هايي بر عليه ايران رأي مثبت داد . ضمن اينكه مذاكرات در قالب جديد گروه 1+5 (5عضو دائمي شوراي امنيت + آلمان ) تداوم يافت . تاكيد اصلي اين گروه اين بود كه ايران بايد به تعليق برگردد . در نهايت به دليل عدم پذيرش تعليق از سوي دولت ايران ، و اصرار گروه مزبور در تعليق ، مذاكرات به بن بست رسيد.(عبدلي،3بهمن 1390)
اينک مدت زمان چنداني از آخرين مذاکرات در آلماتي قزاقستان نميگذرد. ودر طول دو سال گذشته تحريمهاي يکجانبه بيشتري از طرف آمريکا و اتحاديه اروپا طراحي واعمال شده است، که يکي از پرسروصداترين آنها تحريم خريد نفت ايران از سوي اتحاديه اروپا است؛ تحريمي که دوشنبه 3 بهمن – برابر با 23 ژانويه2012 از سوي وزراي 27 کشور عضو اتحاديه اروپا نهايي شد و اعمال شد که پيامد هاي زيانبار آن بر اقتصاد کشور ما مشهود است . بعد از قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل متحد اين تحريمها ماهيتي جهاني يافته است بگونه اي که درماههاي اخير(سه ماهه اول 92)در مبادلات ارز وحتي طلا با همسايگان خود هم دچار مشکل شده ايم.
2-1-4 گفتار دوم ، عربستان
1-2-1-4 توان اقتصادي (نفت زير بناي قدرت عربستان)
عربستان سعودي با توليد روزانه 12/10782 بشکه در روز در سال 2008،رتبه نخست را در صادرات جهاني نفت احراز کرده است . به علاوه اين کشور از نظر زخاير ثبت شده نيزبا داشتن 751/266 ميليارد بشکه ،رتبه ذنخست جهان را در اين زمينه دارد. داشتن قدرت توليدي نخست و بيشترين ذخاير ثبت شده نفت در جهان ،زير بناي قدرت عربستان سعودي در ساير حوزه ها است . ذخاير عمده نفت ،عامل اصلي شکل دهي به سياست نفتي پادشاهي عربستان بوده است. بدين ترتيب اين کشور به فروش هر چه بيشتر نفت با تکيه بر استراتژي “سهم عادلانه بازار ” تا کيد ورزيده و جز در برهه اي (نيمه نخست دهه 1970 )همواره فروش هر چه بيشتر نفت را دنبال مي کرده است.
ظر فيت بالاي توليد نفت به سعوديها اين امکان را داده است که براي بيش از 25 سال به عنوان “توليد کننده شناور ” عمل کرده ،از اين طريق در چندين جنگ و بحران اقتصادي به تثبيت قيمتهاي جهاني کمک کنند. به عنوان مثال در در جنگ 1990-1991 خليج فازس ،با توجه به توقف توليد بيش از 4 مليون بشکه نفت در روز (نفت کويت و عراق) ،عربستان سعودي با افزليش توليد خود از افزايش جهشي قيمت نفت جلو گيري کرد. عربستان سعودي همواره در تلاش بوده است با تثبيت قيمت نفت ،خود را به عنوان توليد کننده اي قابل اعتماد مطرح سازد.
نفت عامل پيوند عربستان با برقدرت نو ظهور يعني آمريکا در نيمه اول قرن بيستم بود . اين روابط ويژه و اهميت نفت چنان بر تعامل دو کشور اثر گذار بود که به رغم بحرانهاي متعدد و حتي تضاد دو کشور در برخي از برهه هاي قرن بيستم ،همچون دوره تحريم نفتي 1973 و يا دوره پس از 11 سپتامبر ،آمريکا و عربستان همچنان به عنوان دو متحد در عرصه هاي اقتصادي و ديپلماتيک کار مي کنند. رياض و واشنگتن منافع مشترکي در دفاي استراتژيک از خليج فارس و ثبات قيمت نفت دارند و حتي اگر ايالات متحده فشارهاي بيشتري براي پيشبرد اصلاحات سياسي بياورند ،اين منافع استمرار خواهند يافت.
عربستان سعودي از کشورهاي موسس سازمان کشورهاي صادر کننده نفت اوپک است و از زمان تاسيس اين سازمان نقش رهبر و جهت دهنده به سياستهاي اين سازمان را بر عهده دارد. به همين دليل در اکثر مواقغ کشورهاي عضو اوپک بدون همراه ساختن عربستان سعودي نمي توانند نظرات خود را پيش ببرند. اين کشور علاوه بر نقش تاثير گذار در اوپک ،ميزبان دبير خانه شوراي انرژي است. اين عوامل نقش مهمي در توانمندي اقتصادي و ديپلماتيکي عربستان دارند. تحت تاثير همين عوامل قدرت نفتي و توان مالي ناشي از آن ،عربستان سعودي به عنوان کشوري اثر گذار در عرصه اقتصادي و مالي جهان به گروه (G20) دعوت شد ودر اجلاسهاي آن شرکت جست. (صادقي ، پاييز 1389:ص145)

2-2-1-4 وضعيت صنايع در عربستان
توسعه صنعتي يکي از اهداف اصلي عربستان سعودي پس از اکتشاف نفت بوده است. تا پيش از اکتشاف و بهره برداري از نفت ،هيچگونه صنعت مدرني در پادشاهي عربستان سعودي وجود نداشت. در حال حاضر صنعت نفت بزرگترين و موثرترين صنعت در اقتصاد اين کشور است.
تا سال 1970 اقتصاد عربستان سعودي بدون هيچ گونه برنامه مدوني اداره مي شد اما از اين سال با در پيش گرفتن نخستين برنامه پنج ساله توسعه

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir