میتوان به،SWOT PEST چرخۀ رفتاری رقابتی «استربل»25 اشاره کرد. دومین گروه از مدل ها، عمدتاً با تشخیص میزان همترازی میان عناصر داخلی سازمان در ارتباط است. که از جمله مدل های ارائه شده در این گروه میتوان به مدل سازمانی شش خانهای «ویسبورد26»، و مدل هفت اسِ «اتوز و پاسکال27» اشاره کرد.
سومین گروه، در بردارندۀ چندین مدل سیستمهای باز است که توجه بیشتری را بر همترازی عناصر داخلی سازمان و نیز همترازی سازمان با محیط معطوف میکند. از جمله این مدل ها میتوان به مدل منسجم کنندۀ پویایی سازمانی اشاره کرد که مدل پیشنهادی کاتر میباشد. همچنین نمونههای دیگر، مدل همخوانی سازمان ها و مدل علت و معلولی عملکرد سازمانی میباشند که اوّلی مدل پیشنهادی نادلر و تاشمن و دوّمی مدل پیشنهادی بورک – لتوین28 میباشد.
تشخیص میزان تناسب میان سازمان و محیط
عددهایی در دست هستند که بر ارزیابی محیط و میزان تأثیرگذاری تغییرات محیطی بر عملکرد سازمان تأکید دارند.
2-2-7-1-1)تجزیه و تحلیل PEST
مدیران با بهرهگیری از این رویکرد میتوانند محیط پیرامون سازمان را بررسی نمایند و به دنبال شواهدی باشند که نشانگر بروز تغییر در محیط بوده و دال بر بروز برخی مشکلات یا فرصت ها میباشند. کلمه اختصاری PEST نماد چهار گروه از عوامل سیاسی29 اقتصادی30، فرهنگی – اجتماعی31 و تکنولوژیکی32 است.
عوامل سیاسی عبارتند از: وضع قوانین جدید در حوزههایی چون مدیریت محیطی، حمایت از مشتری و اشتغال؛ تنظیم بازارها در حوزههایی چون ارتباطات راه دور و پیامرسانی، سیاست های مالی و غیره. سازمان هایی که در بازارهای بینالمللی فعالیت دارند باید نسبت به تغییراتی که در عرصۀ قانونگذاری و یا در ثبات سیاسی بخش های مختلف دنیا روی میدهد آگاهی داشته از چگونگی تأثیرگذاری این تغییرات بر فعالیتهای خویش مطّلع باشند.
عوامل اقتصادی دربرگیرندۀ موضوعاتی است از قبیل نرخ ارز، هزینههای ناشی از استقراض، تغییر در سطوح درآمد مصرف شدنی، هزینه مواد خام و چرخه تجاری.
عوامل فرهنگی اجتماعی عبارتند از: تغییرات جمعیتی، از جمله کاهش نرخ تولید یا افزایش درصد افراد کهنسال در جامعه. همچنین گرایش جامعه به سمت تحصیل، کار، و تفریح، از جمله عوامل فرهنگی اجتماعی محسوب میشوند که میتوانند بر روی دسترسیپذیری به نیروی کار آموزش دیده، الگوهای مصرف و غیره تأثیر بگذارند. همچنین عوامل فرهنگی میتوانند اصول اخلاقی تجاری و نحوۀ پرداختن به فعالیتهای تجاری در بخش های مختلف دنیا را تحت تأثیر قرار دهند.
عوامل تکنولوژیکی در برگیرندۀ موضوعاتی نظیر میزان سرمایهگذاری رقبا در امور تحقیق و توسعه و بازده حاصل از این سرمایهگذاری؛ میزان دسترسی به روش های توزیع، فرایندهای تولید، محصولات، و مواد جدید، میزان استهلاک و نیاز به سرمایهگذاری مجدد در ارتباط با کارخانههای و نیروی انسانی، هستند.
2-2-7-1-2)تجزیه و تحلیل SWOT
این رویکرد بر نقاط قوت33، نقاط ضعف34، فرصت ها35 و تهدیدات36 تأکید دارد. این رویکرد علاوه بر ارزیابی فرصت ها و تهدیدهای موجود (که در تحلیلPEST نیز مورد بررسی قرار میگرفت) به ارزیابی نقاط قوت و ضعیف سازمان و نیز ارزیابی توانایی سازمان در نشان دادن واکنش مناسب نسبت به تهدیدات و فرصت های موجود میپردازد.
2-2-7-1-3)چرخه تکاملی رفتار رقابتی استربل
مدل استربل37 را میتوان به منظور پیشبینی تغییرات اقتصادی و تکنولوژیک محیط در آینده و نیز اجرای برخی تغییرات برنامهریزی شده در سازمان به کار بست. هدف از برنامهریزی تغییرات آن است که سازمان پیشاپیش، موقعیت رقابتی آتی خود را تضمین نماید. استربل عقیده دارد که رفتارهای رقابتی سازمان ها براساس چرخهای تکاملی بروز مینمایند. این چرخه دارای 2 مرحله است و سازمان ها در نقطه آغاز و پایان هر مرحله در حالت رکود و توقف نسبتی قرار دارند. وی همچنین عقیده دارد که چنانچه روند رقابت به دقت مورد توجه قرار گیرد، میتوان پیشاپیش نقاط توقف یا رکود را پیشبینی کرد. 2 مرحله این چرخه تکاملی نوآوری کارایی هستند.
شروع مرحله نوآوری چرخه (شکل) هنگامی آغاز میگردد که یکی از رقبا در عرصه رقابت به ایجاد نوآوری در محصولات یا ارائه خدمات میپردازد و بدین ترتیب فرصت جدیدی را جهت فعالیتهای تجاری ایجاد کرده دیگر رقبا را بر آن میدارد که به این نوآوری ها افزوده و محصولات و خدمات جدیدی را ارائه نمایند. این فرایند تا هنگامی ادامه مییابد که دیگر امکان ایجاد نوآوری های بیشتر میسر نباشد در این هنگام تنوع محصولات و خدمات روندی نزولی مییابد و سازمان های رقیب سعی میکنند که در ارائه محصولات و خدمات، از الگوهای گذشته تقلید نمایند.
مرحلۀ بعدی چرخه هنگامی آغاز میشود که به دنبال رکود نسبی فعالیت های تجاری، یک یا چند سازمان تصمیم میگیرند تا به منظور حفظ سهم خود در بازار و افزایش سود، کارایی خود را افزایش دهند. بدین منظور به ارتقای سیستمها و فرایندهای خود میپردازند تا از میزان هزینهها کاسته بر میزان سود خود بیافزایند. اگرچه هریک از مراحل چرخه، برای برخی سازمان ها، فرصت هایی را به ارمغان میآورد، تهدیدی برای موقعیت سایرین به شمار میرود.
در مرحلۀ کارایی، تنها قویترین سازمانها قادر به ادامه بقا هستند و سایرین از عرصه رقابت خارج خواهند شد.

شکل2-4) چرخه رفتار رقابتی استريبل38 (1996)
هنگامی که سازمان ها با استفاده از مزیت رقابتی خود در بهبود کارایی از تمامی فرصت های موجود بهره گرفتند، نوبت به آن میرسد که بار دیگر به سمت نوآوری در ارائه محصولات و خدمات روی آورند و چرخۀ فوق مجدداً تکرار گردد. استربل (1996) شاخص هایی را معرفی مینماید که با بهرهگیری از آنها امکان پیشبینی نقاط توقف (یا دورههای رکود) میسّر میگردد. وی اذعان میدارد که پیشبینی نقطۀ همگرایی اغلب آسانتر از پیشبینی نقطه واگیرایی است چرا که مورد اول در ارتباط با حرکت سازمان ها به سمت تشابه محصولات و خدمات که روندی مشخص و قطعی دارد حال آنکه مورد دوم در ارتباط است با احتمال ورود محصولات و خدمات جدیدی که ماهیت آنها تنها هنگامی روشن خواهد شد که یکی از رقبا اقدام به عرضه آنها نماید.
2-2-7-1-4)تشخیص همترازی مؤلفههای درونی سازمان
از جمله مدل هایی که عموماً به منظور تشخیص همترازی مؤلفههای داخلی سازمان مورد استفاده قرار میگیرد مدل هفت اس پاسکال و «آتوس»39 و مدل سازمانی شش خانهای «ویسبورد»40 میباشد.
2-2-7-1-5)مدل هفت 7S و پاسکال
این مدل، 7 مورد از عناصر سازمانی را که تأثیر قابل توجهی بر اثربخشی یک سازمان دارند به شکل برجسته مورد توجه قرار میدهد ولی اشارۀ واضحی به نتایج حاصله یا ویژگی های محیط پیرامون سازمان نمینماید. در مدل هفت اس، سؤالات تشخیصی مفیدی مورد توجه قرار گرفتهاند که از آن جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
1-استراتژی: هدف مؤسسه؛ ماهیت رقابت؛ ارتباط میان استراتژی واقعی و استراتژی مطلوب.
2-ساختار: تقسیم فعالیت ها؛ ادغام و مکانیزم های هماهنگی؛ ماهیت سازمان غیررسمی.
3-سیستمها: رویههای رسمی سنجش عملکرد، اعطای پاداش و تخصیص منابع و روش های غیررسمی ایجاد ارتباط، حل تعارضات و مواردی نظیر اینها.
4-کارکنان: ویژگی های جمعیتشناختی، تحصیلی و نگرشی اعضای سازمان.
5-سبک: الگوهای رفتاری گروه های کلیدی سازمان مانند مدیران، کارکنان حرفهای و سایر افراد سازمان به صورت یک کل.
6-ارزشهای مشترک: ارزشها و باورهای سازمانی و تأثیرات ناشی از آنها بر مشتریمداری، ارزش نهادن بر کارکنان، سهامداران و به طور کلی ارزش نهادن بر جامعه.
7-مهارت ها: قابلیت های محوری و توانایی های متمایز سازمان.
2-2-7-1-6)مدل شش خانهای ویسبورد
مدل سیستماتیک «ویسبورد» به نحوی است که آمیزهای از دانش و تجربه را در اختیار مدیران تحول قرار میدهد. در این مدل شش مورد از مؤلفههای سازمان مورد استفاده قرار میگیرند. این مدل، یکی از انواع مدل های سیستمهای باز است که اگرچه بر اهمیت رابطه میان سازمان و محیط توجه بسیار دارد، بیشتر به این نکته میپردازد که به منظور ایجاد انعطاف کافی در سازمان جهت انطباق یافتن با تغییرات محیطی و همزمان، حفظ سطح عملکرد آن، اقداماتی باید در داخل سازمان انجام پذیرد.
به عقیدۀ «ویسبورد» اثربخشی یک سازمان، به کیفیت شش مؤلفه مزبور و کیفیت ارتباط میان آنها بستگی دارد. این شش مؤلفه در شکل ارائه شده است. هریک از خانههای ارائه شده را باید از دو جنبۀ رسمی و غیررسمی مورد توجه قرار داد. به عقیدۀ ویسبورد، بُعد رسمی سازمان اغلب ارتباط چندانی با آنچه در واقعیت انجام میپذیرد ندارد. بنابراین لازم است توجه ویژهای بر نوع اقدامات افراد، میزان اجرای اقدامات و تأثیر این اقدامات بر سطح عملکرد سازمان، معطوف گردد. و از این طریق میتوان به انگیزۀ اقدامات افراد پی برد و تعیین کرد که به منظور بهبود رفتارها و اثربخش نمودن آنها چه تغییراتی باید انجام پذیرد. به نظر میرسد که رهبری، نقش مهمی در هماهنگسازی پنج مؤلفه دیگر سازمان ایفا نماید.
«ویسبورد» اذعان میکند که به منظور اجرای اقدامات تشخیصی، در آغاز لازم است تا :
-به یکی از ستادههای اصلی واحد مربوط یا مجموعه سازمان توجه شود.
-میزان رضایت مندی مشتریان یا مصرفکنندگان ستادۀ مورد نظر بررسی شود.
-دلایل نارضایتی مصرفکنندگان از ستادۀ مورد نظر و نوع مشکلات موجود در روابط موجود میان شش مؤلفۀ سازمان بررسی شود.

شکل 2-5) مدل شش خانهای ویسبور 41(1978)
مدل هایی که به هر دو نوع همترازی داخلی و خارجی (بیرونی) اشاره دارند
مدل منسجم کنندۀ «کاتر» (1980) و مدل همخوانی «نادلر و تاشمن» (1981) به طور خلاصه مورد بررسی قرار میگیرد. ولی آنچه در این بخش، مورد تأکید ویژه قرار خواهد گرفت مدل علت و معلولی «برک – لیتوین»42 است که با بحث تحول و عملکرد سازمانی در ارتباط است.
2-2-7-1-7)مدل منسجم کنندۀ پویاییهای سازمانی کاتر
این مدل مشتمل بر هفت مورد در مؤلفههای (عناصر) سازمانی است که در شکل به تصویر کشیده شدهاند. یکی از مشخصههای این مدل ، نقش مهم فرایندهای اصلی سازمان (از قبیل فرایند جمعآوری اطلاعات، ارتباطات، تصمیمگیری و تبدیل ماده و انرژی) است. نکته دیگری که در رابطه با این مدل شایان توجه میباشد آن است که این مدل اثربخشی را از سه دیدگاه مختلف مورد توجه قرار میدهد. اثربخشی کوتاه مدّت به کیفیت فرایندها و روابط علت و معلولی میان مجموعۀ عناصر سیستم بستگی دارد. اثربخشی میان مدّت بستگی دارد به توانایی سازمان در حفظ اثربخشی کوتاه مدت خود که ارزیابی آن از طریق سنجش میزان همترازی میان عناصر اصلی سازمان میسّر میگردد و اثربخشی سازمان در بلندمدّت منوط است به توانایی سازمان در منطبق شدن با تغییرات درونی و بیرونی.

شکل2-6) مدل منسجم کننده پویاییهای سازمانی کاتر43 (1980)
2-2-7-1-8)مدل همخوانی نادلر و تاشمن
در مدل نادلر و تاشمن، سازمان، قالب یا فرایندی

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir