از طریق تماس با بزرگسالان برای اطفالی که به کارهای نظافتی در کامیونها یا رستورانها و… گمارده میشوند، کمخونی، ضعف عمومی و استراحت ناکافی که در کنار تحمل بارهای سنگین و نشستن در وضعیتهای غیرطبیعی برای طولانی مدت رشد ناقص و بالارفتن ریسک بیماری در بزرگسالی به دنبال دارد، از پیامد های جسمی کار کودکان است.

2-2- پیامد ادراکی
پیامد ادراکی اشتغال کودکان را میتوان در محرومیت جزئی یا کلی آنان از تحصیل و آموزش و پرورش جستجو کرد. این امر که کار کودکان آن را به شدت در معرض خطر قرار میدهد، تنها محدود به دوره کودکی نمیشود بلکه تا بزرگسالی نیز پیامدهای منفی آن گریبانگیر کودک کار خواهد بود و وی را از پیشرفتهای معمول در کار و زندگی به دلیل عقب ماندن وی در امر تحصیل و آموزش بازخواهد داشت. در راستای این تداخل اشتغال با تحصیل، در قانون اساسی ایران و نیز در قانون تأمین وسایل و امکانات تحصیل اطفال و جوانان ایرانی مصوب تیرماه 1353، تحصیل کودکان رایگان و اجباری اعلام شده و از آن حمایت به عمل آمده است.
2-3- پیامد عاطفی-روانی
سازمان بهداشت جهانی در گزارش خود فشار روانی، پیری زودرس، افسردگی، اعتماد به نفس پایین و درد را نشانههای معمول بین مستخدمان کم سن و سال ( به ویژه مستخدمان خانگی ) اعلام کرده است.109 با توجه به آسیبپذیری فوقالعاده کودکان از نظر روانی، فشارها و تحقیرهای محیط کار باعث میشود آنها رنج شدیدی ببرند تا جایی که ممکن است به اختلالات روانی زیادی مبتلا گردند.
2-4- پیامد اجتماعی و اخلاقی
اطفال به لحاظ ورود زودرس به محیطهای شغلی و کاری نامناسب از نظر اخلاقی در معرض بهره کشی های اضافه از سوی کارفرمایان یا کارگران بزرگسال مثل استفادههای جنسی قرار میگیرند. از نظر اجتماعی نیز به لحاظ نا آشنایی اطفال با بزهکاران در محیطهای نامناسب شغلی، ممکن است نتوانند بین درست و نادرست تمیز دهند و در معرض شکار بزهکاران حرفه ای و اهداف استثمارگرایانه آنها قرار گیرند. هم چنین چون معمولا در محیط های شغلی که کودکان به کار می پردازند، افراد بزرگ سال و دارای فرهنگ پایین وجود دارند این امر در فرهنگ و تربیت کودک و نو جوان نقش منفی خواهد داشت.
بند سوم – معیارهای بهره کشی اقتصادی از کودکان
شاید بتوان گفت کار در ساعات پایین مثلاً دو یا سه ساعت در روز برای کمک به خانواده و امرار معاش و در صورت برخورداری از شرایط منصفانه و صحیح کار از لحاظ دستمزد و ساعات کار، بهره کشی از کودک به شمار نرود و حتی وی را برای یادگیری مهارت و زندگی بهتر در آینده آماده سازد. اما شرایطی که اشتغال کودک را به استثمار اقتصادی و سوء استفاده از نیروی کار کودک تبدیل میکند، چیست؟
بنا به معیار یونیسف، در صورتی کار کودکان بهره کشی و سوء استفاده است که شامل موارد زیر باشد:
کار تمام وقت در سنین پایین، گذراندن ساعات بسیار بر سر کار، کاری که فشار جسمی، اجتماعی یا روانشناختی می آورد، کار و زندگی در خیابان در شرایط ناگوار، پرداخت ناکافی، کاری که مانع دسترسی به آموزش شود.110
بند چهارم – حمایت و پیشگیری و نقش سازمان های مردم نهاد؛
به منظور مصونسازی کودکان از قرار گرفتن در شرایط نامناسب و ناخوشایند کار استثمار کننده، ناگزیر از ایجاد شرایطی جهت پیشگیری از این امر هستیم و نیز حمایتهایی که هم به صورت قانونی و با وضع قوانین داخلی و بینالمللی میتواند مؤثر واقع شود و هم از طریق حمایتهای فرهنگی – اجتماعی از سوی نهادهای مردمی در راستای جلوگیری از این معضل و حداقل کردن آثار و عواقبش عمل میکند، در این امر مؤثر است.
از جمله اقداماتی که در جهت پیشگیری از کار کودکان میتوان انجام داد:
تلاش برای حذف فقر از جامعه با برنامههای فقرزدایی، توسعه همراه با عدالت اجتماعی، ایجاد امنیت اشتغال از طریق تدوین برنامه سیاست اشتغال، اقدامات مرتبط با بهزیستی نظیر برقراری بیمه اجتماعی و پرداخت بیمه بیکاری، توجه به مسئله کار اطفال هنگام تدوین برنامه پنجساله اقتصادی، ثبت تولد همه کودکان، تدارک و فراهم آوردن زمینه تحصیلات رایگان و اجباری برای همه به ویژه کودکان، شناسایی اطفال محروم از تحصیل و ارائه گزارش به آموزش و پرورش محل، افزایش آگاهی عمومی و انجام کار فرهنگی بر روی خانوادهها به منظور آگاهی از زیانهای کار نامتناسب در دوره طفولیت، ممنوع کردن صادرات و واردات آنچه توسط اطفال تولید شده،نظارت بر کارگاهها و سایر مراکز به منظور جلوگیری از سپردن کارها به اطفال، تأسیس سندیکای خاص برای کارگران اطفال و …111
اما سازمان های مردم نهاد در این زمینه چه عمل کردی می توانند داشته باشند؟ در مباحث پیش در باره علل کار کودکان و پیامد های آن صحبت کردیم. به نظر می رسد اولین گامی که میتواند توسط این نهاد ها بر داشته شود، از بین بردن علل این پدیده می باشد. عامل اصلی کار کودکان اوضاع بد مالی خانواده ها است که مجبور می شوند تا کودکان و نو جوانان خود را به مشاغل سخت بفرستند.هر چند مسائلی چون نا آگاهی و عدم آموزش صحیح و مشکلات فرهنگی هم در این امر دخیل می باشند، اما تا زمانی که خانواده به کار کودک نیاز دارد و این نیاز مالی به طریق دیگری رفع نمی شود، کودک مجبور به کار است. از طرف دیگر کودکان بدون سرپرست یا بد سرپرست نیز چون از نظر مالی تأمین نمی شوند مجبور به کار هستند. میتوان گفت حمایت مالی از این کودکان و خانواده های آنان برای کاهش کودکان کار بسیار مؤثر می باشد.کار های فرهنگی و آموزش خانواده ها در نوع خود می تواند تأثیر گذار باشد. موضوعی که بعد از مصاحبه با فعالان در انجمن های حمایت از کودکان و نو جوانان بر نویسنده آشکار شد و اعضای فعال این سازمان ها نیز بدان اذعان داشتند، این بود که باز داشتن کودک از کار راه عملی مبارزه با پدیده کار کودکان و پیش گیری از آسیب های آن نیست چرا که خانواده ها بر اثر نیاز مالی خود آنها را به کار وادار می کنند و برخی از کودکان خود علاقه دارند که به چنین فعالیت هایی دست بزنند. برای پیش گیری از آسیب های ناشی از این پدیده باید ابتدا از انواع فعالیت هایی که کودکان و نو جوانان را با توجه به اقتضای سنی در معرض خطر قرار می دهد تا حد امکان، جلو گیری کرد، سپس به آنها طی کلاس های حرفه آموزی و یا معرفی آنها به کارگاه های مناسب برای اشتغال آنها دست به اقدام عملی زد. البته برخورد با مراکزی که به بهره کشی از کودکان می پردازند و معرفی آنها توسط نهاد های مردمی به مراکز ذیربط، از اقدامات دیگر می تواند باشد.
گفتار سوم: بزهدیدگی ناشی از جرایم جنسی علیه کودکان
به طور کلی در خصوص جرایم جنسی، اطفال به دو طریق میتوانند بزهدیده قلمداد شوند: گونه اول بدین صورت است که مرتکبان هوسباز و شهوت ران به شیوههای مختلف به منظور التذاذ جنسی بیشتر و کاهش ابتلا به بیماریهای مقاربتی چون ایدز و مسائل دیگر، عمدتاً جهت ارضاء و اطفاء شهوت خود از اطفال استفاده مینمایند. در این طریقه که تحت عنوان بزهدیدگی جنسی اطفال به معنی خاص از آن یاد میشود، کودکان به نحو مستقیم و فیزیکی و به صورت تماس بدنی موضوع التذاذ جنسی قرار میگیرند. در طریقه دوم، اطفال با اینکه مستقیماً مورد موضوع التذاذ جنسی مرتکبان جرایم جنسی واقع نمیشوند، لیکن به جهت مقاصد شوم اقتصادی و تجاری و جنسی ( به صورت غیرتماسی ) در فعالیتهایی که از آنها به عنوان فعالیتهای مجرمانه جنسی یاد میشود، مورد سوء استفاده قرار میگیرند.
بند اول – بزهدیدگی ناشی از جرایم جنسی علیه اطفال
به نظر میرسد در جوامع امروزی و با پیشرفت علم و صنعت مدرن، علائم سقوط و انحطاط اخلاقی و به ویژه نابهنجاریهای جنسی که غالباً در قوانین مختلف کشورها نیز جرم تلقی میشوند و مورد نهی قانونی قرار گرفتهاند؛ روز به روز افزایش مییابد. البته با توجه به تفاوت فرهنگها و مبانی نظری فکری قانونگذاران هر جامعه، تفاوت در جرم انگاری موارد مختلف این عرصه نیز دیده میشود؛ کمااینکه همجنس بازی که در ایران و بسیاری کشورهای دیگر جرم انگاری شده است، در برخی کشورها و ایالات امریکا مجاز تلقی میشود و حتی ازدواج دو همجنس را نیز از نظر قانونی به رسمیت شناخته اند. مجرمان جنسی با استفاده از خردی، ضعف و ناآگاهی کودکان به اینگونه اعمال زشت روی میآورند و تمنیات خود را از طریق آمیزش و تمتع از اطفال تشفی می بخشند و با سوء استفاده از کودکان موجب هتک حرمت فردی و اجتماعی آنان میشوند.
هرچند از نظر جرمشناسی به جرایم جنسی چون زنا و لواط، اصطلاحاً جرایم بدون بزهدیده اطلاق میگردد، لیکن زمانی که این جرایم علیه اطفال ارتکاب مییابند سیاست جنایی ایجاب مینماید که از کودکان قربانی اینگونه روابط جنسی حمایت شود.112 انواع این جرائم که ممکن است مستقیماً علیه اطفال صورت بگیرد، زنا، لواط، تقبیل، تخفیذ، پدوفیلی و ازدواج غیرقانونی با طفل میباشد.
بند دوم – بزهدیدگی ناشی از سوءاستفاده در فعالیتهای مجرمانه جنسی
در سالهای اخیر، سوء استفاده از اطفال در فعالیتهای مجرمانه در سطح وسیع در مراکز مسکونی مشاهده شده است. به علاوه سوء استفاده جنسی سازمان یافته از اطفال سوء استفاده مکرر از اطفال در مراکز مسکونی و شبکههایی که در مورد برقراری رابطه جنسی با اطفال فعالیت دارند گزارش شده است. بهره برداری از اطفال در فعالیتهای مجرمانه جنسی، میتواند در خانواده یا در خارج از محیط خانه صورت گیرد. این نوع بهره برداری ها که بیشتر در قالب آزار جنسی مطرح میشوند بیشتر در خانههای خود اطفال و توسط خویشاوندان نزدیک صورت میگیرد، البته در محیط خارج هم دیده میشود که بیشتر علیه دختران است.113
در کشیده شدن کودکان به فعالیت های جنسی مجرمانه عوامل زیادی مؤثرند که گاه درونی و گاهی بیرونی هستند. عوامل درونی برمیگردد به تمایلات طفل در این زمینه و عوامل بیرونی یک سلسله عواملی است که طفل را مجبور به شرکت در این گونه فعالیتها مینماید؛ مثل فقر، بیسوادی، اعتقادات سنتی غلط، بیسرپرستی ، تجارت طفل و … . شرایط پایین زندگی، عدم کفایت تعلیم و تربیت، سوءتغذیه، عدم اشتغال و عدم فرصتهای تفریح نیز از عوامل آسیبپذیر کردن اطفال برای قرار گرفتن در معرض فعالیتهای مجرمانه جنسی میباشد.114 لذا این فعالیتها که موجبات صدمات جسمی، روانی و اجتماعی به اطفال در حال رشد میشود، در مجامع ملی و بینالمللی جرم انگاری شده است. در زیر در دو بخش بزهدیدگی ناشی از فساد وفحشاء و نیز توریسم جنسی مورد تأکید قرار گرفته است.

2-1- بزهدیدگی ناشی از فساد و فحشاء115
در اینجا از سوء استفاده از کودکان برای امور فساد و فحشا سخن می گوییم که یکی از قدیمیترین پدیدههای اجتماعی – اقتصادی در جوامع مختلف به شمار میرود و عوامل اقتصادی بیشتر در آن سهیم است. البته شاید در اینگونه مسائل نتوان اطفال را بزهدیده به معنی اخص تلقی نمود

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir