بیشترین توجه به حفظ ارزشهای تاریخی بنا داشتهاند و لایهای جدید به بنا افزودهاند که در آینده ارزشهایی را به بنا میافزاید. گاهی اوقات، انطباق پذیری تنها راهی است که میتواند ساختار ساختمانها را برای آشکار سازی و تفسیر به طور شایسته حفظ کند، در حالی که به خودی خود کاربری بهتری را برای ساختمان تعریف مینماید. زمانی که یک ساختمان با عملکرد اصلی خود نمیتواند زمان زیادی دوام آورد، تنها راه حفظ ارزشهای تاریخی این بنا، ارائهی یک کاربری جدید به آن، از طریق انطباقپذیری میباشد. جهت حصول اطمینان از حداقل تاثیر بر ارزشهای تاریخی بنا، کشورهای مختلف قوانین متفاوتی را وضع نمودهاند. از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
– تا آنجا که ممکن است باید نمای ساختمان به شکل اصلی خود حفظ شود.
– عملیات جدید به جای آنکه یک تقلید ضعیف از سبک تاریخی بنا باشد، باید به عنوان یک فعالیت معاصر قابل تشخیص باشد.
– کاربری جدیدی که برای ساختمان تعریف میشود باید بیشترین سازگاری را با کاربری قبلی آن داشتهباشد(Adaptive reuse، 2010، ص1).
محدوده اختیارات در انطباق پذیری

محدوده عملیات انطباق پذیری، بسیار گسترده است و بستگی به وسعت و هدف مورد انتظار برای ساختمان دارد. همانگونه که در شکل نشان داده شدهاست، فعالیتهای انطباق پذیری میتوانند از یک فعالیت اصولی محافظتی در یک سمت تا یک بازسازی تقریبا کامل در سمت دیگر دستهبندی شود. این دو فعالیت دو انتهای یک فرآیند صعودی میباشند(تصویر شماره1). از جمله این فعالیتها میتوان به بهسازی، باززندهسازی، بازسازی، احیا و مرمت، طراحی مجدد و مقاوم سازی اشاره نمود. تفاوت بین اشکال متنوع انطباقپذیری به وسعت، ماهیت تغییر و میزان دخالت بستگی دارد. در طول نیمه دوم قرن بیستم سازگاری ساختمانها و منطبق نمودن آنها با کاربریهای جدید، به عنوان یک پیشنهاد برای پایدار نمودن آنها، توجه زیادی را به خود جلب نموده است. فروش حجم عظیمی از خانههای مخروبه که قابل باززندهسازی بودند در سالهای بین 1960-1970، موجب گردید که قلب بسیاری از جوامع متلاشی شود و ساختمانهای با مصالح و کیفیت پایین و با طرح نامناسب جایگزین گردد. در ساخت این ساختمانها از سیستمهای ساختمانی رایج دنیا در آن زمان استفاده گردید، اما این سیستمها که متعلق به مناطق دیگر بودند، با اقلیم کشور مورد استفاده سازگاری نداشتند. به عبارت دیگر اگر سیستمی در یک محیط خوب عمل کند در میکلرو اقلیم دیگر خوب عمل نمیکند(Douglas، 2002، ص 3).

ضوابط و معیارهای انطباق پذیری

روشن است که قابلیت انطباقپذیری ساختمان، اولین گام در فعالیتهای انطباق پذیری میباشد. این موضوع تحت عنوان ظرفیت یک ساختمان برای جذب تغییرات تعریف میگردد. برای تعیین قابلیت سازگاری یک ساختمان، پنج قانون زیر وجود دارد:
قابلیت تبدیل6: مناسب بودن ساختمان برای تغییر در کاربری.
قابلیت تغییر پذیری7: قابلیت تخریب ایمن و کارآمد.
قابلیت مصالح8: مصالح و اجزای یک ساختمان فرسوده باید تا آنجا که ممکن است قابل استفاده مجدد یا بازیافت باشند.
توسعه پذیری9: توانایی توسعهی حجمی ساختمان.
انعطاف پذیری: توانایی تغییرات اندک و یا زیاد در طراحی فضایی(Douglas، 2002، ص 7).

انواع انطباق پذیری

انطباق پذیری انواع مختلفی دارد که بسته به شرایط هر ساختمان، یک یا چند مورد از آن انتخاب میگردد. در نمودار شماره 1 انواع مختلف انطباق پذیری به همراه زیرشاخههای آن نشان داده شدهاست. همان گونه که میدانیم، همواره در طول زمان نیازهای کاربران تغییر میکند، تنها از طریق مداخلاتی که ماوراء حفاظت ساختمان در آن صورت میپذیرد، میتوان کاربران را متقاعد و راضی نگهداشت. به عبارت دیگر، جهت تضمین استفاده سودمند و طولانی مدت کاربران از یک ساختمان، نیاز به انطباق پذیری میباشد. انطباق پذیری یک ساختمان با حفظ کاربری موجود به یک یا چند دلیل زیر انجام میپذیرد:
برآوردن استانداردها: گاهی عملیات انطباق پذیری با هدف تامین استانداردهای ساختمانی معاصر، به ویژه در موارد زیر، صورت میپذیرد.
تامین امکانات برای افراد ناتوان، 2- تامین ایمنی در برابر آتش، 3- عایق صدا، 4- پایداری سازه و 5- کارآیی حرارتی.
ارتقاء کیفیت محیطی:
نصب سرویسهای جدید و پیشرفته برای افزایش آسایش کاربران و کارآیی انرژی، 2- دستیابی به پایداری بیشتر، 3- دستیابی به استاندارد بالاتر برای کیفیت هوای داخلی، 4- بهبود محیط خارجی به عنوان بخشی از طرح بازسازی شهری.
اصلاحات فضایی:
مناسب نمودن اندازه واحدها(به عنوان مثال پایین آوردن ارتفاع سقف)، 2- تقسیم افقی و عمودی ساختمان بزرگ به واحدهای کوچکتر(برای مثال بخش بخش کردن آن برای ایجاد اتاقها و ادارات بیشتر اما کوچکتر)، 3- ایجاد واحدهای مستقل(برای مثال با تغییراتی میتوان بنا را به جای یک کاربری، به ساختمانی با چند کاربری ارتقا داد)، 4- ترکیب فضاها، 5- فراهم کردن فضاهای اضافی مورد نیاز، 5- توسعهی فضاهای موجود، 6- فراهم کردن عرصههای رایج و سیرکولاسیون مناسب، 7- افزایش انطباق پذیری وسایل و فضاهای آسایش، 8- تغییرات مورد نیاز جهت استفاده افراد مسن و معلولان، 9- پیکربندی دوبارهی طراحی داخلی برای راحتی و آسایش بیشتر، 10- تغییر عملکرد فضا.
ارتقاء ساختار (سازه) و کالبد ساختمان:
تعمیر یا تعویض پوشش جهت بهبود پایداری در برابر شرایط آب و هوایی، زیباسازی، آکوستیک و عملکردهای حرارتی نمای ساختمان، 2- اضافه کردن ستونهای و تیرهای جدید، برای تقویت یا افزایش ظرفیت باربری ساختمان، 3- تعمیر المانهای معیوب و غیر استاندارد(Douglas، 2002، ص 8).

تغییر پذیری در ساختمان

انطباق پذیری ساختمان، سه شکل کلی را در بر میگیرد: تغییر در عملکرد10، تغییر در اندازه11 و تغییر در کارآیی12. براند معتقد است که تمام ساختمانها دارای شش لایهی تغییرات مشابه، در طول زندگی خود میباشند. به طور کلی چرخهی حفاظت، تعمیر و انطباق پذیری در یک ساختمان به عوامل مختلف بستگی دارد. از جمله این عوامل میتوان به موارد زیر اشاره نمود: 1- هدف و عملکرد یک ساختمان، 2- کیفیت ساختمان(به عنوان مثال موقعیت و اهمیت معماری)، 3- میزان استفاده، سوء استفاده و استفادهی نامناسب از ساختمان، 4- تامین استانداردها، مخصوصا آنها که به ایمنی و سلامتی مربوط میباشند و 5- انتظارات و نیازهای کاربران. به طور کلی بیشتر ساختمانها در طول زندگی خود دستخوش چرخههای متفاوتی میشوند. مداخله در ساختمان، همچون حفاظت و …، میتواند زوال و فرسودگی را برای مدتی از ساختمان دور کند، اما به خودی خود، نمیتواند تداوم استفاده از بنا را تضمین کند. تنها از طریق انطباق پذیری مکرر است که میتوان سودمندی بنا را برای مدت زمان طولانی تضمین نمود. این امر موجب فراهم آوردن محیط ساختهشدهی پایدارتر میگردد(Douglas،2002،ص 13).

اهداف و اصول طراحی پایدار

هدف اصلی توسعه پایدار، تامین نیازهای اساسی انسان، ارتقا سطح زندگی او و حفظ اکوسیستم ذکر شدهاست. در سال 1992 ویلیام مک دونو از چهرههای برجسته در جنبش طراحی پایدار، اصول کلی پایداری را در 9 مورد بیان نمود که به اصول هانوفر معروف گردید:
تاکید بر حقوق بشر و طبیعت، جهت باقیماندن در شرایطی سالم و تحت حمایت؛
به رسمیت شناختن وابستگی متقابل. عناصر طراحی با یکدیگر و در سطحی وسیعتر با جهان در ارتباط میباشند؛
احترام به جنبههای مادی و معنوی و در نظر گرفتن کلیه جنبههای زندگی بشر شامل سکونت، تجارت، صنعت و جامعه؛
توجه به عواقب ناشی از تصمیمهای طراحی بر سلامت انسان و محیط طبیعی؛
ایجاد عناصر ایمن، دارای ارزش و با عمر طولانی مدت. عدم ایجاد مشکل برای نسل آینده جهت حفاظت از سیسمهای بدون استاندارد و خطر آفرین؛
حذف مفهوم زباله در طبیعت، ارزیابی و بهینهسازی مصرف مواد و بازیافت آن؛
تکیه بر جریان عادی انرژی در طبیعت، طراحی خلاقانه و استفاده از انرژیهای ایمن و در دسترس همچون خورشید؛
درک محدودیتهای طراحی، هیچ ساختمانی برای ابد باقی نمیماند و هیچ ساختمانی کلیه مشکلات موجود را بر طرف نمیکند. از طرفی طبیعت باید به عنوان مدل و الهام بخش طراحی باشد نه به عنوان عامل محدودیت؛ و در انتها
تلاش در بهبود مستمر وضعیت از طریق به اشتراک گذاشتن دانش روز در میان افراد آکادمیک و متخصصان حرفهای.
بالدووین(1996) اهداف کلی طراحی پایدار را بر مبنای سند توسعه پایدار در اروپا با بیانی مشابه ذکر نموده و تاکید او بر استفاده از منابع تجدیدپذیر و حفظ آن برای نسلهای آتی میباشد(بنازاده، 1391، ص 30).

انطباق پذیری و پایداری

همگام با آغاز جنبش پایداری در دهه1970میلادی، بحث حفاظت از ساختمانهای موجود نیز قرابت معنایی مشخص با مباحث پایداری پیدا نمود. در سال 1981 با چاپ کتاب”انرژی نو از ساختمانهای قدیمی” مزایای استفاده از ساختمانهای موجود در بحث انرژی مورد تاکید قرار گرفت. بر مبنای این کتاب با حفاظت ساختمانهای قدیمی نه تنها ارزشهای تاریخی، فرهنگی و معمارانه آنها حفظ میگردد، بلکه انرژی نهفته نیز حفظ شده و در چرخه باقی میماند. البته در بحث حفاظت، صرفا ساختمانهای تاریخی موزه مانند مد نظر نبوده است بلکه هر ساختمانی که فیزیک مناسبی نیز داشته باشد، گزینه مناسبی برای استفاده مجدد خواهد بود(بنازاده، 1391، ص49). انطباقپذیری و پایداری موضوعاتی در معماری میباشند که اصول مشترک بسیاری دارند؛ ساختمانها به دلیل اثرات سو بر محیط زیست، بخش جداییناپذیر در مبحث پایداری میباشند. یکی از روشهای کاهش این تاثیرات منفی، انطباق ساختمانهای موجود با شرایط جدید، به جای تخریب و بازسازی آنها میباشد. این نظریه وجود دارد که انطباق ساختمانها به خودی خود پایدار تلقی میشود، چراکه انطباقپذیری مصالح کمتر، انرژی حمل و نقل کمتر، مصرف انرژی کمتر و آلودگی کمتری را در فرآیند ساخت به دنبال دارد. مطالعات موسسه گازهای گلخانهای در استرالیا به این نتیجه رسیدهاست که بازیافت مصالح 95% از انرژی نهفته در مواد را حفظ مینماید.
براساس مطالعات صورت گرفته، در انطباق دادن ساختمانها از دیدگاه پایداری، سه شیوه برخورد وجود دارد: 1)انطباق محتاطانه: این روش بیشتر بر جنبههای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ساختمان تمرکز دارد. 2)انطباق دوستدار محیط زیست: در این شیوه بیشترین توجه به محیط زیست و مسائل اکولوژیکی است و با هدف بهرهوری انرژی، کنترل مصرف آب و عدم آلودگی طبیعت پیش میرود. 3)انطباق با رویکرد پایدار: این رویکرد در حقیقت توسعه یافتهی مفهوم دو شیوه پیشین میباشد. در این روش همزمان با توجه به نسل آینده، به جنبههای اجتماعی، اقتصادی، محیطی و فرهنگی جهت رسیدن به اهداف توسعه پایدار، توجه میشود(بنازاده، 1391، ص46).
انطباق ساختمانها با رویکرد

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir