ايران به طور تاريخي و از لحاظ قدرتي از همسايگان خود به ويژه همسايگان جنوبي برتر بوده است بنابراين همواره افزايش قدرت ايران در آن ها اضطراب و نگراني ايجاد کرده است با مطالعه تاريخ معاصر ديپلماسي ايران متوجه مي شويم هر گاه در قدرت ايران تغييرات بارزي به وجود آمده اين نگراني به هراس تبديل شده است ايران در حوزه هاي مختلف قدرت از جمعيت تا مساحت منابع و موقعيت جغرافيايي داراي توانايي هاي زيادي است که آن را به بازيگري موثر در منطقه خاورميانه و جهان اسلام تبديل مي کند اين پارامترهاي قدرتي باعث مي شود تا اين کشور به عنوان يک قدرت هژموني منطقه اي مطرح باشد.
نکته ديگري که ميزان حساسيت بازيگران درون و برون منطقه اي را نسبت به ايران زياد مي کند موقعيت ژئوپليتيکي ايران در مجاورت منابع انرژي جهان و مسير انتقال آن به ويژه منطقه خليج فارس تنگه استراتژيک هرمز در مرکز منطقه حساس خاورميانه است اين حساسيت ژئوپلتيتک باعث مي شود تا ايران در کانون توجه سياست منطقه اي و حتي بين المللي قرار گيرد بايد توجه داشته باشيم که اين عوامل قدرتي ياد شده ساختاري و سخت افزارانه نيز محسوب مي شوند.
علاوه برعوامل سخت قدرتي براي ايران بايد به عوامل نرم قدرتي آن نيز اشاره کرد مانند مکتب و ايدئولوژي اسلامي که در اعمال سياست خارجي مد نظر قرار مي گيرند پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران علاوه برداشتن عوامل قدرتي سخت که به آن ها اشاره شد از عامل ايدولوژيک نيز برخوردار شده است اين عامل از طريق نظريه شکنندگي داخلي نيز قابل طرح است براساس اين نظريه هراس دولت ها از حکومتي کشور رقيب براي آن ها در داخل مسئله و بحران ايجاد کند در مورد ايران هم براساس اين امر در کشورهاي عربي خليج فارس ايجاد نگراني مي کرد به عبارت ديگر از ايران برخواسته از اولا خود شکنندگي داخلي آن ها و ثانيا برخاسته از تبليغات منفي برخي از قدرت هاي بزرگ بوده است .
ولي بايد به اين نکته ظريف و مهم توجه نمود که عملا ايرانيان در تاريخ طولاني خود عمدتا ملتي صلح طلب بوده اند و هرگز جنگي را خود شروع نکرده اند و بلکه در مقابل همواره قرباني تجاوز همسايگان و بيگانگان محسوب شده اند در اين راستا آخرين مورد آن هشت سال دفاع ايران از خود در مقابل تجاوز رژيم بعثي صداح حسين محسوب مي شود.
3-1-6 کنش عدالت خواهي و سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران
پس از وقوع انقلاب اسلامي در ايران اين کشور با رويکرد جديدي به نظام بين الملل نگريسته است انقلاب اسلامي در ايران باعث شد تا رژيم پهلوي که به نظام سرمايه داري غرب وابسته بود به عنوان يک بازيگر ايدئولوژيک و با يک تفکر اسلامي ادعاهاي مختص به خود داشته باشد از مهمترين شاخصه هاي جمهوري اسلامي ايران نگاه منتقدانه و عدالت طلبانه آن در نظام جهاني بوده است پافشاري و اصرار ايران براي احقاق حقوق مردم فلسطين در قضيه اشغال اسرائيل طرفداري و حمايت از حزب الله لبنان در مقابل حملات تل آويو جانبداري از مردم افغانستان در زمان اشغالگري روس ها و پس از آن تاکنون و ساير موارد ديگر تنها نمونه هايي از اين تفکر جديد قلمداد مي شوند.106
نکته جالب و چشمگير در بازيگري ديپلماتيک جمهوري اسلامي ايران اين است که در بسياري از موارد يا آن که مقتضاي نظام وستفالي ايجاب مي کرد که دست از پايمردي و مساعي خود دست بشويد اما اين کار را نکرد و تحت فشارهاي منطقه اي و جهاني به روند ديپلماسي نوين خود که در قانون اساسي جمهوري اسلامي هم وجود دارد ادامه داده است پيامد اين بازيگري جديد پس از انقلاب اسلامي ترويج ايران هراسي و شکل گيري ائتلاف ضد ايراني با رهبري ايالات متحده آمريکا براي محدود کردن و بازدارندگي ايران بوده است .
اگر چه ممکن است که در نگاه اول سياست هاي انقلابي ايران در عرصه ديپلماسي و منطقه رويارويي آن رد سياست خارجي به نظر غير منطقي باشد اما برعکس به نظر مي رسد که ايران به عنوان يک کشور قديمي و قدرتمند در پي يافتن نقش جديد خود در روابط بين الملل است ميراث انقلاب اسلامي و انديشه هاي بنيانگذار آن امام خميني (ره) موجب شده تا رهبران ايران به دنبال تثبيت و تعميق ديدگاه هاي خود حمايت از استقلال و صيانت از حاکميت ايراني و در عين حال تبليغ رسالت ايدئولوژيک و ديني ان باشند .
با توجه به برتري پارامترهاي مادي قدرت که در دست بازيگران قدرتمند جهاني قرار دارد رهبران ايران در رويارويي با آن ها به طور قبل توجهي از خود مهارت و زيرکي نشان داده اند به طوري که در بسياري از موارد توانسته اند مواضع منعطفي را با قدرت هاي مختلف از خود به نمايش بگزارند ايران توانسته که وارد ائتلاف هاي جهاني شده و تا حد زيادي منافع خود را در سطح منطقه و جهان حفظ کند (Simbar .Ghorbani2010)107
بند شانزده اصل سوم قانون اساسي ايران دولت را موظف به حمايت همه جانبه از مستعضفان جهان ساخته و بيان مي دارد که تنظيم سياست خارجي کشور بايد براساس معيارهاي اسلام تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمايت بي دريغ از مستعضفان جهان صورت گيرد يکي ديگر از اصولي که به طور جدي برسياستگزاري جمهوري اسلامي اثر مي گذارد اصل نهم است که مي گويد در جمهوري اسلامي ايران ازادي و استقلال وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک ناپذيرند و حفظ آن ها وظيفه دولت و آحاد ملت است اصول ديگري نيز وجود دارد که تکاليف سليبه دولت را مشخص و عملا دولت را به نوعي بي طرفي و دوم گرايش به اتئلاف و تعامل مجبورمي سازد اصل هشتاد و يک قانون اساسي مي گويد دادن امتياز تشکيل شرکت ها و موسسات در امور تجاري وصنعتي و کشاورزي معادن و خدمات به خارجيان مطلقا ممنوع است .
اصل هشتاد و دوم استخدام کارشناسان خارجي از طرف دولت را ممنوع مي کند مگر در موارد ضروري که با تصويب مجلس شوراي اسلامي مشروعيت پيدا مي کند و برپايه اصل يکصد و چهل و ششم استقرلر هر گونه پايگاه نظام خارجي در کشورهر چند به عنوان استفاده صلح آميز باشد ممنوع است .
اصل يکصد و پنجاه و دوم سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را براساس نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي کشور دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت هاي سلطه گر و روابط صلح آميز متقابل با دولت غير محارب استوار مي سازد اصل يکصد و پنجاه و سوم مي گويد هر گونه قرارداد که موجب سلطه بيگانه برمنابع طبيعي و اقتصادي فرهنگ ارتش و ديگر امور کشور گردد ممنوع است و اصل يکصد و پنجاه و چهارم اشعار مي دارد جمهوري اسلامي ايران سعادت انسان رادر کل جامعه بشري آرمان خود مي داند و استقلال و آزادي و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان مي شناسد بنابراين در عين خودداري کامل از هر گونه دخالت در امور داخلي ملل ديگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفين در برابر مستکبرين در هر نقطه از جهان حمايت مي کند در تبيين هندسه قدرت در نظام جهاني وبر اساس رهيافت رئاليستي در روابط بين الملل بايد گفت که جامعه بين المللي يک جامعه مبتني برپارامترهاي قدرتي و زور است و دقيقا از همين منظر است که جمهوري اسلامي مورد حمله قرار مي گيرد ميزان قدرت ايران و متحدانش با ميزان قدرت آمريکا و متحدانش برابر نيست و ايران در واقع در اين شرايط نابرابر خود را وارد تقابل و مواجهه با آن ها نموده است اگر ايران به توان کامل در نيروي اتمي دست يافته بود و يا قدرت لازم را براي استقلال صنعتي و اقتصادي به دست آورده بود مي توانست در شرايط بهتري به بازيگري بپردازد با اين حال بايد گفت که پيشرفت هاي ايران اسلتمي تا اين حد بسيار بزرگ و شگفت آور بوده است چرا که طي سه دهه ايران تحريم هاي سخت غرب و به ويژه ايالات متحده آمريکا را تجربه کرده و آن ها را پشت سرگذاشته است (سيمبر و قرباني 1387 صص 321-303)108
در زمان رياست جمهوري آيت الله هاشمي رفسنجاني روابط با دولت عربستان اعتبار ويژه اي پيدا کرد بهبود اين روابط که در برهه اي تا حد يک جنگ تمام عيار جنبه بحراني داشت باعث کاهش هزينه هاي دفاعي ايران و تثبيت آرامش منطقه اي در خليج فارس شد بابهبود روابط با عربستان روابط با همسايگان ديگر مانند کويت , عمان بحرين قطر و امارات متحده عربي نيز تثبيت و گسترش يافت (رمضاني 1380 صص 91-88( همه اين ها در حالي بود که هاشمي رفسنجاني در سياست اقتصادي دوران سازندگي توانست در يک سياست واقعگرانه به بسياري از کشورهاي قدرتمند مانند المان و ايتاليا و حتي و روسيه نزديک شود اين ها همه مقدمات و تمهيداتي براي سياست تنش زدايي و آشتي جويي محسوب مي شد و به اين ترتيب اتحاديه اروپا گفتگوهاي انتقادي خود را به گفتگوهاي سازنده با ايران تبديل کرد .
موضع گيري ايران در جنگ اول آمريکا عليه عراق موضعي عاقلانه بود چرا که نه عملي و نه مصلحت بود که ايران از بي طرفي خارج شود اما در عين حال دولت ايران اصرار داشت که هيچ گونه تغييري را در ژئويليتيک منطقه نخواهد پذيرفت (رمضاني 1380 ص 88 ) به همين ترتيب در قضيه افغانستان برعکس برخورد فعال و همراه با حسن نيت ايران نتايج ملموس و مطلوبي به بار آورد و مواضع ايران و روند قضايا نهايتا در راستاي تامين منافع ملي ايران قرار گرفت .
در دورران دولت نهم و دهم نيز رئيس جمهور ايران باز برسياست اصولگرايانه ايران مبتني براستقلال خواهي ايران ادامه داده است پافشاري آقاي دکتر احمدي نژاد که با مقاومت سرسختانه غرب به ويژه ايالات متحده آمريکا مواجه بود نماد حمايت رهبري دولت مجلس و مردم ايران بوده است که بارها و بارها به شکل هاي گوناگون بيان و ابراز شده است بنابراين کسي نمي تواند مدعي شود که وي راسا و خودسرانه اين موضوع گيري مبتني برمقاومت سرسختانه را دنبال کرده است اين در حالي است که بايد توجه داشته باشيم همين موضع گيري انقلابي دولت دهم بود که هزينه فشار و تحريم شوراي امنيت سازمان ملل متحد به تحريک و رهبري آمريکا را موجب شده است .
به طور خلاصه مواضع ايران در سياست خارجي يک برخوررد انتقادي نسبت به نظام بين الملل براي پيشبرد اهداف انقلابي همراه با اتخاذ مواضع فعالانه د رامور منطقه و جهان محسوب مي شود اما چرا ايران به نتايج چندان مطلوبي در سياست خارجي خود نمي رسد عمدتا حاصل موانع و کارشکني هايي است که دولت ايالات متحده آمريکا برسرراه ايران به وجود مي آورد .
3-1-7 تحريم اوباما و ذهنيت منفي در ملت و دولت ايران
دولت و ملت ايران همواره با ترديد و دغدغه به دولت آمريکا نگريسته اند در واقع اين دولت آمريکا بود که در دهه پنجاه ميلادي با طراحي سازمان جاسوسي سيا و کمک مالي واشنگتن دولت ملي دکتر محمد مصدق را که با تلاش و کوشش مردم ايران و با هزينه هاي زيادي به قدرت رسيده بود سرنگون کرد و اصطلاحي که امروز در روايت تاريخي قضيه گفته مي شود آمريکا به مردم ايران از پشت خنجر زد متداول گرديد با سقوط دولت ملي دکتر مصدق و با حمايت هاي ديپلماتيک و لجستيک دولت آمريکا شاه قرار کرده از ايران بار ديگر به قدرت بازگشت آمريکا از سياست هاي اختناق آميز دولت شاه تاسيس و فعاليت سرکوبگرانه سازمان اطلاعاتي و امنيتي ساواک طي دهه هاي چهل و پنجاه شمسي يا شصت و هفتاد ميلادي حمايت به عمل آورد در واقع همين حمايت ها بود که تخم کينه و نفرت در ميان ايران نسبت به آمريکا را به وجود آورد .
دولت آمريکا پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران نيز نخواست که واقعيات موجود رد حرکت انقلابي مردم ايران را بپذيرد و عليرغم شعارهاي حقوق بشري و دموکراسي در داخل نسبت به آن ها در سياست خارجي خود پاي بند نبود و در نتيجه از ديکتاتوري شاه حمايت کرد ووقتي که شاه سرنگون شد رژيم جمهوري اسلامي ايران را عامل برهم زننده هژموني خود در منطقه ديد و به اين ترتيب دست به عملياتي زد که هر چه بيشتر ظن

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید