3-1- مقدمه22
3-2-زندگی شخصی فروغ فرخزاد22
3-3- فروغ و پدر24
3-4- زندگی هنری فروغ فرخزاد25
3-5-سال شمار29
3-6-آثار30
فصل چهارم : تحلیل گزیده‎ی اشعار
4-1-مقدمه32
4-2-دفتر اول :اسیر (1331) 32
4-2-1-شعر وداع33
4-2-2- شعر عصیان34
4-2-3- شعر آئینه‎ی شکسته35
4-2-4- شعر حلقه 35
4-2-5-شعرصدایی در شب36
4-2-5-1- تحلیل شعر وداع37
4-2-5-2- تحلیل شعر عصیان38
4-2-5-3- تحلیل شعر آینه‎ی شکسته40
4-2-5-4- تحلیل شعر حلقه41
4-2-5-5- تحلیل شعر صدایی در شب42
4-3- دفتر دوم :دیوار (1335 ) 43
4-3-1- شعر نغمه‎ی درد44
4-3-2- شعر گمشده45
4-3-3- شعر اعتراف46
4-3-4- شعر موج47
4-3-5- شعر شکست نیاز48
4-3-5-1-تحلیل شعر نغمه‎ی درد48
4-3-5-2- تحلیل شعر گمشده50
4-3-5-3- تحلیل شعر اعتراف51
4-3-5-4- تحلیل شعر موج52
4-3-5-5- تحلیل شعر شکست نیاز53
4-4- دفتر سوم :عصیان (1336) 54
4-4-1- شعر پوچ 55
4-4-2- شعر بلور رویا55
4-4-3- شعر از راهی دور56
4-4-4- شعر بعد ها56
4-4-5- شعر زندگی57
4-4-5-1- تحلیل شعر پوچ57
4-4-5-2- تحلیل شعر بلور رویا59
4-4-5-3- تحلیل شعر از راهی دور60
4-4-5-4- تحلیل شعر بعدها61
4-4-5-5- تحلیل شعر زندگی63
4-5- دفتر چهارم :تولدی دیگر (1343) 65
4-5-1- شعر آن روزها66
4-5-2- شعر بر او ببخشایید68
4-5-3- شعر دریافت69
4-5-4- شعر به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد71
4-5-5- شعر تولدی دیگر71
4-5-5-1- تحلیل شعر آن روزها73
4-5-5-2- تحلیل شعر بر او ببخشائید77
4-5-5-3- تحلیل شعر دریافت78
4-5-5-4- تحلیل شعر به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد80
4-5-5-5- تحلیل شعر تولدی دیگر81
4-6- دفتر پنجم: ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد (1345) 84
4-6-1- شعر بعد از تو85
4-6-2- شعر پنجره87
4-6-3- شعر دلم برای باغچه می سوزد88
4-6-4- شعر تنها صداست که می ماند90
4-6-5- شعر پرنده مردنی است92
4-6-5-1- تحلیل شعر بعد از تو92
4-6-5-2- تحلیل شعر پنجره94
4-6-5-3- تحلیل شعر دلم برای باغچه می سوزد97
4-6-5-4- تنها صداست که می ماند102
4-6-5-5- تحلیل شعر پرنده مردنی است104
فصل پنجم: نتیجه گیری
5-1- نتیجه گیری106
فهرست منابع107

فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 2-1 تفسیر18
چکیده
تجارب و آگاهي ها، علت بارگزاري زبان با جهت گيري هاي خاصي است. در این پایان نامه خواسته ایم، از طريق زبان مجموعه اشعار فروغ فرخزاد، زمينه‎ي تبيين و درك احساس هاي ذهني او را كه به عنوان نمودهايي از تجربه هاي بيروني درزبان شعرش است، نشان دهیم و این را با نگاه به گفتمان گونه ها و گزينش‎هاي واژگاني در اشعار او که با توجه به دوره هاي شعريش، نموداري از بيوگرافي فكري اوست، انجام داده ایم. فرض ما براين است كه از طریق فضای مجموعه اشعار فروغ، می توان برای او سه دوره ی شعری را تعریف کرد. برای تحقق این منظور، ابتدا چگونگي تكوين و رشد زمينه هاي فرازباني تاثيرگذار بر ذهن و فكر او را نشان داده ایم، سپس به جستجو و توصيف ريشه هاي اجتماعي و كاركرد رواني ذهن فروغ پرداخته و درآخر، با تاكيد بر نقش نظام علائم زباني در ميانجيگري فرايندهاي فردي و اجتماعي به تحليل شعر او پرداخته ایم. نتیجه اینکه؛ زبان و محتوا در شعر فروغ يك فرايند اجتماعي خلاق و ناشي از يك بافت اجتماعي – فرهنگي خاص است، نه حاصل مجموعه اي از كلمات. و بلاغتي كه درخلق معني شعر او به كارگرفته شده برآمده از يك نظام ارتباطي است و مولفه‎ی عمده اي كه پيشبرد اين بلاغت را پديد مي آورد ناشي از ابهام طبيعي موجود در هرموقعيت تعاملي است. الگوهاي كاربرد گفتار و گفتمان همچون ديگر روش ها و روال هاي فرهنگي و رفتاري يك جامعه نشان دهنده‎ی يك مفهوم يا ذهنيت ويژه‎اي بوده كه ممكن است آگاهانه يا نا آگاهانه به كار رود. يعني يك رشته رفتارهاي زباني كه در بافت متني خاصي به كارمي رود تا موقعيت ارتباطي شخص به كار برنده‎ی زبان را بيان كرده يا موقعيت ارتباطي خاصي را براي او پديد آورد.
کلید واژگان: فروغ فرخزاد، شعر، احساسات فردی، بافت اجتماعی و فرهنگی، عشق
98107527559000
فصل اول
کلیات تحقیق

2758048699248
1-1-مقدمه
شعر به مثابه ی هنر، از زندگی می جوشد و در اصل هر آنچه مانند شعر بیان زیبایی هاست و توان آلایش و پیرایش دارد، از ماحصل زندگی نشات می گیرد. از این هر شاعر و هنرمندی به فراخور تجربیات، احساسات و محیط پیرامون خود، به توصیف زندگی و ابعاد آن می پردازد.
در ادبیات ایران در چندین حوزه سکوت وجود دارد که یکی از آنها، عشق های دنیوی و مسائل جسمانی عشق، در شعر زنان است. در بین شاعران پر آوازه ی معاصر ایران، «فروغ فرخزاد» از جمله شاعرانی ست که در طول زندگی کوتاه خود، توانست وارد این حوزه شده و دیوار سکوت را فرو ریزد. پیش از او کسانی که در این وادی قدم نهاده بودند به اندازه ی او موفق به بیان احساسات درونی خود نشده اند. در واقع، «نیما یوشیج» و نگرش نیمایی این فرصت را به زنان داد تا با شهامت به جستجوی خود، جامعه و جهان برآیند و از عشق، تنهایی، هراس و عاطفه هایی که شکلی زنانه داشت سخن بگویند زیرا درطول تاریخ هزار ساله ی شعر فارسی، سهم زنان در مقابل مردان تقریباً ناچیز بوده است.
بعد از نیما، فروغ در کنار «احمد شاملو»، «اخوان ثالث» و «سهراب سپهری» از پیشگامان شعر فارسی است.
اشعار او در حالی که آینه ی دنیای حسی و زندگی شخصی اوست و ریشه در فرهنگ او دارد، از محدوده‎ی تجربه های فردی فراتر می رود و بیان شاعرانه اش از عالمی ماورای خاطره های بومی و واقعیت های اجتماعی سر چشمه می گیرد. با نگاهی به آثار فروغ می توان تاثیر او را بر ادبیات معاصر ایران انکار ناپذیر دانست. او با بیان «عاطفه های فردی» در مجموعه های :«اسیر»، «دیوار» و «عصیان» آن را در مجموعه‎ی «تولدی دیگر» به «عاطفه ی اجتماعی» بدل کرد و به شکل و محتوای اشعارش غنا بخشید و با مجموعه‎ی آخر خود «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» توانست جایگاهش را در شعر معاصر ایران تثبیت نماید. شاید مبالغه نباشد اگر بگوییم که یکی از اضلاع ادبیات معاصر، ادبیات زنانه است که خلاء آن در ادبیات کلاسیک آشکار است و فروغ فرخزاد کسی بود که این کمبود را در ادبیات معاصر ایران جبران کرد.
1-2-بیان مسأله
بحث این پایان نامه بر این فرضیه استوار است که تجارب، علت بارگذاری زبان با جهت گیری های خاصی است.
تلاش است تا از طریق زبان مجموعه اشعار فروغ فرخزاد زمینه تبیین و درک احساسهای ذهنی او که به عنوان نمودهایی از تجربه های بیرونی در زبان شعرش است، نشان داده شود. و دریابیم گفتمان گونه‎ها و گزینش‎های واژگانی در اشعار فروغ با توجه به دوره های شعریعش که نموداری از بیوگرافی فکری اوست چگونه پدیدار می شود؟
ما بر این فرض هستیم که شعر فروغ را می توان به سه دوره تقسیم کرد: دوره نخست شامل سه مجموعه اسیر، دیوار و عصیان است، دوره دوم تولدی دیگر ودوره سوم ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد.
برای تحقق این منظور، ابتدا با بررسی وتبیین، چگونگی تکوین ورشد زمینه های فرازبانی تاثیرگذار بر ذهن و فکرش را نشان می دهیم، سپس به جستجو و توصیف ریشه های اجتماعی و کارکرد روانی ذهن فروغ می پردازیم و در آخر با تاکید بر نقش نظام علائم زبانی در میانجی گری فرآیند های فردی و اجتماعی به تحلیل شعر فروغ می پردازیم.
روش تبیین تکوینی یعنی، شناخت شناسی ومطالعه ذهن وتفکر. منظور ار تبیین تکوینی به عبارت ساده اینست که، برای درک فرآیندهای اجتماعی و روانی باید منشا آنها را ردیابی کرد. مثلا تبیین تکوینی معنای کلمه (لبخند) در جریان رشد فردی، کارکرد جهت بخش گفتار را نشان می دهد. ما برآنیم که زبان ومحتوا در شعر فروغ یک فرآیند اجتماعی خلاق و ناشی از یک بافت اجتماعی – فرهنگی خاص است نه حاصل مجموعه ای از کلمات وبلاغتی که در خلق معنی شعر فروغ به کار گرفته شده بر آمده از یک نظام ارتباطی است. و مولفه عمده ای که وسیله‎ی پیشبرد این بلاغت را پدید می آورد ناشی از ابهام طبیعی موجود در هر موقعیت تعاملی است.
الگوهای کاربرد گفتار وگفتمان همچون دیگر روشها وروال های فرهنگی ورفتاری یک جامعه نشان دهنده یک مفهوم یا ذهنیت ویژه ای است که ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه به کار رود یعنی یک رشته رفتارهای زبانی که دریافت متنی خاصی بکار می رود تا موقعیت ارتباطی شخص بکار برنده زبان را بیان کرده یا موقعیت ارتباطی خاصی را برای او پدید آورد.
این رفتارهای ذهنی برآیند آگاهی یا حضور ذهنی خاص است که ما در این رساله در صدد تبیین آن خواهیم بود یعنی می خواهیم ببینیم زبان و گفتار شعر فروغ محصول چه آگاهی و حضور ذهنی است ؟ همچنین در هر اثر با برخورد اول تفاوت وتمایزاتی در رفتار وعملکرد زبانی وگفتاری شاعر با دیگران توجه خواننده را به خود جلب می کند و ما به دنبال آن هستیم تا دریابیم این تمایز و تفاوت ناشی از چه تجربه اجتماعی است؟ وچه معرفتی را به خواننده انتقال می دهد؟
تنفس هر شاعر و نویسنده ای در بافت فرهنگی – تاریخی و سنت اجتماعی خاص او در جهان بینی اش تاثیر می گذارد و مبانی نظری آگاهی و اندیشه او را می‎سازد به این خاطر زبانش بار معنایی ویژه ای پیدا می‎کند و کوشش ما در شناخت بافت فرهنگی– تاریخی و سنت اجتماعی فروغ است که زبان شعر او را اینگونه سرد و یخ زده نموده است.

1-3-سوالات تحقیق
1. گفتمان شعر فروغ، محصول چه آگاهی وحضور ذهنی است ؟
2. تفاوت زبانی موجود در گفتمان شعر فروغ، ناشی از چه تجربه ی اجتماعی است و چه معرفتی را به خواننده انتقال می دهد ؟
1-4-اهمیت و ضرورت تحقیق
این تحقیق می تواند به علاقمندان شعر معاصر به خصوص حوزه ی شعر شاعران زن معاصر کمک کند تا به درک بهتر و دقیق تری از شعر دست پیدا کنند و همچنین بر ای دانشجویان و دانش پژوهان در تحقیقشان یاری رسان باشد.
1-5-پیشینه ی تحقیق
درباره‎ی آثار فروغ به خصوص دو مجموعه آخر (تولدي ديگر– ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد) در قالب كتاب و مقاله بسيار كار شده است. اين كارها يا در زمينه‎ی اسطوره هاي كاربردي او يا نگاه فميسنسيتي و يا درباره موسيقي كلام و نيز پرداختن به صنعت ادبي خاصي دراشعار او و تاثير آن بر شعرش بوده است كه در موارد زيادي شكل تطبيقي داشته و او را با ديگر اشخاص (اميلي ديكنسون – سيلويا پلات – سهراب سپهري – احمد شاملو و. . . ) مورد قياس قرارداده اند. و اگربه جنبه‎ی زبان يا فكردراشعاراو پرداخته شده باشد با نگاه به كل آثاراو نبوده است و ما دراين رساله تلاش داريم تا به اهميت و تاثيرزبان وانديشه‎ی فروغ دركل آثارش بپردازيم.
1-6-اهداف تحقیق
1- ما مي خواهيم با اين رساله به انديشه و سير تجربه هاي فروغ پي برده و درنتيجه به فهم ما از شعر او و شاعراني همچون او كمك شود. هدف ما اين است تا با بررسي رابطه موجود بين انديشه، زبان و تجربه به الگويي دست پيدا كنيم كه شعرفروغ و اشعاري با ساخت مشابه آن را صحيح درك كنيم.
1-7-فرضیه های تحقیق
- سازو كارهاي تجربه، حالت ذهني خاصي را بوجود آورد كه درزبان شاعر (فروغ فرخزاد) متجلي مي‎شود.
-معنا درشعر فروغ يك فرايند اجتماعي خلاق و ناشي از عوامل فرازباني (اجتماعي– فرهنگي– مذهبي و...) خاص است، نه حاصل اجتماعي از كلمات.
1-8-جنبه‎ی نوآوری و جدید بودن تحقیق
اين رساله برخلاف ديگركارها كه عموماً جنبه‎ی تطبيقي و مقايسه اي داشته اند و يا به جستجوي فمنيسم در آثارفروغ فرخزاد بوده اند، از ديدگاه زبان شناسي، گفتمان فروغ را مورد ارزيابي قرار مي دهد و به شيوه‎ی تحليل محتوا به سنجشي درست از شعر او رسيده و تاثير زبان وانديشه را در آثارش پيدا مي كند. نوآوري كار درانتخاب موضوع، پرداختن به كل آثارو نيزارائه‎ی الگوي شعري دراين رساله است.
1-9-روش تحقیق
منبع اصلی مورد استفاده در این پایان نامه، مجموعه اشعار فروغ فرخزاد است. روش کلان، توصیفی- تحلیلی می باشد. این کار با ابزار مطالعه ی کتابخانه ای و با استفاده از کتاب ها، مقاله ها، پایان نامه ها و جستجو در اینترنت انجام می شود. روش کار به این صورت است که مطالعه ی منابع مختلف درباره ی نظریه ی موردنظر و اشعار فروغ انجام می گیرد و مطالب موردنظر فیش برداری می شود و در ادامه با استناد به شواهد درون متنی مجموعه‎های شعری فروغ، نتایج تحقیق براساس فرضیه‎های گفته شده، بررسی می‎گردد و از این طریق با تکیه بر متن، جهان بینی شاعر را در زبانش جستجو می نماییم.
82867545055700

فصل دوم
زبان شناسی
27580484690567
2-1-مقدمه
«بررسی تفکر و زبان، یکی از حوزه های () دانش روانشناسی ونیز زبانشناسی ست که در آن درک روشن از روابطی که دارای کارکردهای متقابل هستند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تا زمانی که به رابطه متقابل اندیشه و واژه پی نبرده ایم، نه تنها نمی توانیم هیچ یک از پرسش های ویژه را در این زمینه پاسخگو باشیم، بلکه نخواهیم توانست به درستی آن ها را مطرح کنیم» (ویگوتسکی، 33:1381)
این فصل با ارائه ی الگوهایی به بررسی فرضیه هایی درباره ی زبا ن یک اثر پرداخته و کمک می کند تا در فصل 4 بتوانیم برای تحلیل داده ها از آن استفاده کنیم. ابتدا تعریف کوتاهی از زبان و رابطه آ ن با تفکر وارتباط جامعه شناسی و روانشناسی با زبانشناسی و سپس تعریفی از معنی شناسی و جایگاه آن در زبانشناسی ارائه می شودو بعد از آن، در زمینه ی دانش درون زبانی وبرون زبانی، کاربرد شناسی و فرضیات تصور ذهنی و روابط مفهومی، استلزام معنایی واز پیش انگاری که الگو هایی برای معنی شناسی هستند، توضیحی بیان می شود. ودر انتها تعریفی هم از تحلیل متن و گفتمان می آوریم.
«در روانشناسی قدیم از مواردی که بدیهی تلقی می شد این بود که رابطه بین دو کارکرد معین هرگز دستخوش تغییر نمی شود، و نیز آن که برای مثال ادراک همواره به گونه ای یکسان با دقت، حافظه با ادراک، تفکر با حافظه مربوط می باشند. در بررسی کارکردهای مجزا، امکان آن که رابطه های میان آنها ثابت تلقی شده و نادیده پنداشته شود. وجود داشت و این چنین بیندیشد. ولی با توجه به دانشی که از رشد روان داریم، چنین بر می آید که ذات اصلی آگاهی بر مبنای دگرگونی ساختار کارکردهای متقابل آن قرار دارد» (ویگو تسکی، 34:1384)
در نتیجه باید این رابطه ها و دگرگونی های رشدی آن ها را موضوع اصلی خود دانسته تا بررسی ثمر بخشی از زبان و تفکر انجام شود.
پس نیاز به الگو یا الگوهایی است، تا بتوان به ارتباط تفکر وزبان و نوع تاثیر آنها بر هم دست یافت. در این فصل با توجه به عنوان تحقیق به چند نمونه از الگو های معنی شناسی که یکی از مباحث گره خورده با زبان شناسی است، اشاره خواهیم کرد.
بنابراین ابتدابه شکل مختصری زبان را تعریف می کنیم، تا بتوانیم شناخت کاملتری از این نظام که مجموعه‎ای است از صامت ها، مصوت ها، آواها که باعث ارتباط بین انسان ها ونشان دهنده ی تفکر موجود در هر یک از آن ها ست به دست آوریم.
2-2-تعریف زبان
زبان یک نظام قرار دادی منظم از آواها یا نشانه های کلامی یا نوشتاری ست که انسان های متعلق به یک گروه اجتماعی یا فرهنگی خاص برای نمایش اندیشه هاو فهم ارتباطات به کار برده می برند. زبان یک نظام به هم پیوسته است که مهم ترین کاربرد آن ایجاد ارتباط بین انسان هاست. هر پدیده ای یک ساختار ویک کارکردی دارد و زبا ن هم که یک پدیده است از این اصل پیروی می کند.
2-3-رابطه‎ی زبان و تفکر
میان گفتمان که صورت عینی زبان است واندیشه وفکر، رابطه وجود دارد. به ویژه هنگامی که گفتمان به سمت هنر کشیده می شود و با ناخود آگاه پیوند می خورد، بیشتر تجلی گاه اندیشه می گردد.
«تصور همانندی تفکر وزبان را می توان از نظریه پردازهایروانشناسی زبان که تفکر را « گفتار منهای صوت» می دانند تا نظریه های روانشان جدید آمریکا و بازتاب شناسانیکه تفکر را بازتابی می دانند که در بخش حرکتی آن دچار وقفه شده، دنبال کرد. در کلیه‎ی این نظریه ها، موضوع رابطه‎ی تفکر و زبان معنای خود را از دست داده است. اگر تفکرو زبان یک پدیده‎ی واحد هستند در این صورت هیچ گونه رابطه ای نمی تواند میان آن دو وجود داشته باشد آنان که تفکر و زبان را همانند نمی دانند و زبان را تظاهر خارجی فکر می‎پندارند و سعی می کنند اندیشه را از همه‎ی اجزای حسی، از جمله واژه ها رها بسازند و گروهی که تفکر و گفتار را مستقل از هم و « خالص» انگاشته و هر یک را جدا از دیگری مورد مطالعه قرار داده اند، نمی‎توانند مشکل را به شیوه ای مطرح کنند که امکان ارائه راه حل حقیقی وجود داشته باشد» (ویگوتسکی 35:1381و34) با توجه به این مطالب استنباط می شود که اگر بین تفکر وزبان، تاثیر وتاثر قائل شویم، یعنی این که تجربیات، احساسات و عقاید گوینده یا نویسنده روی لحن و ساختار زبان اثر می گذارد این منطقی‎تر به نظر می رسد تا اینکه تفکر وزبان را یک پدیده‎ی واحد بدانیم چون تفکر در طی فرایند تبدیل شدن به زبان ممکن است تحت تاثیر عوامل خارجی غیر مرتبط با گوینده یا نویسنده قرار بگیرد که این باعث می‎شودتا امکان یکسان دیدن این دو، منتفی شود.
اگر بخواهیم مسیر درستی را در پیدا کردن چگونگی رابطه‎ی تفکر و زبان پیش بگیریم می باید از روش تجزیه واحدها برای تحلیل استفاده کنیم. واحد تفکر زبانی را می توان در جنبه درونی واژه یعنی در معنای واژه یافت. آن چه که روانشناسی درزمینه‎ی معنای واژه در اختیار ما می‎گذارد، بر همان میزان در مورد همه‎ی صورتهای ذهنی و اعمال فکری صدق می کند. در معنای واژه است که تفکر و زبان یکی شده و به صورت تفکر زبانی در می آید از این رو وقتی پذیرفتیم معنا، واحد تفکر زبانی است. می‎توانیم پاسخ پرسش‎های خود را پیرامون رابطه‎ی تفکر و زبان پیدا کنیم. (ویگوتسکی، 37:1381و38)
ویگوتسکی معتقد است مسیر رشد گفتار و تفکر با هم تلاقی دارند و گفتار رو به جانب درون داشته و تفکر و گفتار را می توان از لحاظ طرح همچون دو دایره متقاطع در نظر گرفت که آن دو در قسمت های متداخل انطباق می‎یابند و چیزی را که تفکر زبانی نامیده می شود به وجود می‎آورند (ویگوتسکی،92:1381)
به همین خاطر است که زبان یک اثر، ذهن را به سمت تفکر خالق اثر سوق می دهد و این است که نحوه فکر بر روی زبان منعکس می شود.
2-4-زبان شناسی و ارتباط آن با جامعه شناسی و روانشناسی
زبان شناسی علمی است که با بهره گیری از علومی دیگر چون آوا شناسی؛ واج شناسی، معناشناسی، روانشناسی، جامعه شناسی و. . . به مطالعه زبان و بررسی نظام مند آن می پردازد. یکی از مهم ترین اهداف زبان شناسی ساختن نظریه زبانی است و نظریه زبانی باید بتواند مدلی از توانایی های زبانی را بسازد. به عبارتی، زبان شناسی علمی است که برای بقای هویت خود با سایر علوم بویژه جامعه شناسی زبان و روان‎شناسی در تعامل است.
همچنین زبان شناسی و تحلیل گفتمانی که خود تبلوری از تحلیل زبان محسوب می شود براساس یک نوع هستی شناسی اجتماعی واقع گرا بنیاد شده است. پس جامعه شناسی زبان محل تلاقی زبان شناسی و جامعه شناسی است که رابطه بین ساختارهای اجتماعی در رویدادهای اجتماعی را که به وسیله کردارهای اجتماعی اعم از زبان گفتار و نوشتار از حالت بالقوه به فعلیت رسیده اند نظارت و کنترل می کنند؛ از طرفی وقتی زبان در ارتباط با فردی که آن را به کار می برد مورد نظر باشد و بخواهد به پرسش هایی مانند: «کاربرد زبان روی فرایندهای ذهنی گوینده چون تفکر، استدلال و شناخت او از جهان خارج چه تاثیری دارد پاسخ دهد، با شاخه‎ی علمی تازه‎ای سرو کار خواهیم داشت که به آن روانشناسی زبان گفته می شود و هرگاه زبان در ارتباط با گروه یا جامعه مورد مطالعه قرار گیرد، بررسی آن در حوزه‎ی شاخه علمی دیگری قرار می‎گیرد که به آن جامعه شناسی زبان گفته می شود» (باطنی، 49:1385) همان طور که گفته شد زبان شناسی از حوزه‎ی جامعه شناسی زبان به ما کمک می کند تا تاثیرات بیرونی و اجتماعی حاکم بر گوینده و کاربرد زبان را روی گفتار، و نیز عکس آن و تفاوت هایی را که در زبان تظاهر پیدامی کند بشناسیم.
برای آسان شدن بحث می توان تفاوت های زبانی را به دو گروه کلی تقسیم کرد : «یک دسته تفاوت‎هایی است که به شخص گوینده مربوط می شود یعنی ناشی از وضعی است که او در اجتماع دارد؛ وضعی که در یک مقطع زمانی تقریبا ثابت است. که به این گونه تفاوت ها لهجه می گویند ؛ دسته دوم تفاوت‎هایی است که ناشی از کاربرد های گوناگون زبان برای منظورهای متفاوت روزمره است ؛ وضعی که دائما در تغییر است. ما به این تفاوت ها سبک گفته می شود.» (باطنی، 79:1385)
البته منظور از لهجه، تنها تفاوتهای اوایی نیست در واقع تفاوت واژگانی ودستوری نیز از عوامل ایجاد لهجه و متمایز کردن آن با لهجه‎ی دیگر است.
از عواملی که باعث تفاوت لهجه ها می شود، می توان به منطقه‎ی جغرافیایی، طبقه‎ی اجتماعی، مذهب و جنسیت اشاره کرد همانطور که ذکر شد جنسیت (sex) ازعواملی است که در گفتار منعکس می گردد و یک نوع لهجه ی خاصی را پدید می آورد و می تواند منجر به زبا ن مونث نیز بشود.
«گفتار زنان در هر جامعه زبانی ویژگی هایی دارد که آن را کم و بیش از گفتار مردان متمایز می کند. گاهی این تفاوت ها در سطح واژگان آشکار می گردد، یعنی به کاربرد بعضی از واژه‎ها مربوط می‎شود، گاهی جنبه‎ی آوایی دارد، یعنی به تلفظ کلمات یا آهنگ جمله مربوط می‎شود، گاهی نیز در نظام دستوری زبان انعکاس می یابد. تفاوت هایی که به نظام دستوری زبان مربوط می شود از تفاوت های دیگر بنیادی تر است» (باطنی، 83:1385) در زبان فارسی این تفاوت ها بیشتر به واژگان مربوط می شود مثلا اصطلاحاتی نظیر «خدا مرگم بدهد»، «حیوانکی» و مانند آن خاص زنان است. همچنین اصطلاحاتی مخصوص مردان است و به کاربردن آنها از طرف زنان آنها را زمخت و مردانه جلوه می دهد. (باطنی، 85:1385)
عواملی که دسته دوم تفاوت ها را در زبان ایجاد می کنند : موضوع، وسیله‎ی بیان و رابطه‎ی اجتماعی گوینده و مخاطب هستند.
زبان، بسته به شرایط متغیری که در آن به کار برده می شود و پیامی که برای انتقال دارد گونه‎های متفاوتی پیدا می کند. اینکه زبان با گفتار ظاهر شود یا نوشتار، خود دلیلی دیگر بر ایجاد تفاوت است که این مورد بحث ما نیست و عامل آخر، رابطه‎ی اجتماعی گوینده و مخاطب است. کاربر زبان، با توجه به اعتقاد، احساس و رابطه ای که با مخاطب خود دارد، از زبان شخصی استفاده می کند بنابراین از زبان کاربر می توان به نگرش او راجع به موضوعات و مخاطب پی برد.

2-5-معنای واژه وتفکر
شاید کوچکترین صورت زبانی که در دل خود اندیشه و تفکری را بیان می کند، واژه است.
«قبول معنای واژه به عنوان واحدی از تفکر تعمیم یابنده و مراوده اجتماعی برای بررسی تفکر و زبان دارای ارزش فراوان است» (ویگوتسکی،40:1381) «چون بر اثر افتراق فکر و زبان چنین به نظر می رسد که فرایند تفکر همانند جریان مستقل افکاری است که به طور خودکار انجام می گیرد و جدا از تمامیت زندگی، نیازها علایق، تمایلات و انگیزه های شخصی فرد ادامه دارد. و عکس آن، این امکان را می دهد که با توجه به نیازها و انگیزه های یک فرد بتوان مسیر مشخص فکری وی و یا مسیر شناخت رفتار و فعالیت او را با عنایت به افکارش، دنبال کرد» (ویگویستکی، 41:1381و42)
2-6-معنی شناسی
در این بخش به تعریف معنی شناسی و اینکه در این شاخه (معنی شناسی) از زبان شناسی، کدام «معنی» مورد توجه قرار می گیرد، پرداخته می شود.
معنی شناسی را می توان به سه دسته تقسیم کرد: معنی شناسی فلسفی، معنی شناسی منطقی و معنی شناسی زبانی. (صفوی،27:1390)
با توجه به فصل بعدی تکیه بر معنی شناسی زبانی خواهد بود تا نتیجه‎ی مدنظر حاصل شود. «معنی شناسی زبانی بخشی از دانش زبان شناسی به شمار می رود و از اصطلا ح semantigue فرانسه نشأت می گیرد. در معنی شناسی زبان، توجه معطوف به خود زبان است و معنی شناسی با مطالعه‎ی معنی به دنبال کشف چگونگی عملکرد ذهن انسان در درک معنی از طریق زبان است و در اصل باز نمودهای ذهن آدمی را باز می کند. این شیوه‎ی مطالعه معنی را رهیافتی باز نمودی می نامند» (صفوی،28:1390)
به عبارت ساده تر، معنی شناسی، مطالعه ی علمی معنا بوده و در آن به معنی واحد های نظام زبان توجه می شود.
« به چند نو ع از «معنی» ها توجه کنید :
4526512156423001- چراغ قرمز ایست
4675885162560002- دود آتش
4632889142691003- عطسه صبر
4- چقدر تشنه ام! یک لیوان آب برایم بیاورید.
این « معنی» ها تمامی ندارند و انگار قرار است هر « چیز» ی، هر « واژه» ای و هر« جمله» ای یک معنی را منتقل می کنند. موقعیت ها، سنت ها، آداب، رسوم، شرایط، روابط وحتی خاطرات می توانند معانی را تغییر دهند.» (صفوی، 30:1390) در واقع هر نماد و هر نمایه یک معنی را پشت سر خود به همراه دارد.

2-7-جایگاه معنی شناسی در زبان
«بسیاری از زبان شناسان الگویی را برای زبان شناسی معرفی می کنند که یک سوی آن آوا شناسی و یک سوی دیگر آن معنی شناسی قرار دارد. گاه نیز به صورت ساده انگاشته، الگویی را برای دستور در نظر می‎گیرند که از سه بخش واج شناسی، نحو و معنی شناسی تشکیل شده است. این نگرش مبتنی بر این اعتقاد است که انسان از آواها برای انتقال معنی استفاده می کند؛ پس زبان با آوا آغاز و به معنی ختم می‎شود» (صفوی، 35:1390و36)
آیا واقعا می شود بدون در نظر گرفتن معنی به مطالعه ی واج، تکواژ یا ساخت های نحوی جملات پرداخت؟ مثلا واج ها، تکواژها یا ساخت نحوی جملات را مطالعه کرد؟ ما حتی برای تعیین واج های یک زبان نیاز به معنی داریم، زیرا به جفت های کمینه ای نیازمندیم که در تقابل معنایی با یکدیگر باشند. در چنین شرایطی، شاید منطقی باشد که مدعی شویم نمی توان سطح مستقلی برای بررسی ومطالعه معنی در نظر گرفته و معنی شناسی را شاخه ای هم راستا با دیگر شاخه های زبان از قبیل واج شناسی، صرف و نحو پنداشت.
2-8-دانش درون زبانی و برون زبانی
«اگر بپرسیم که معنی واژه ها در کجا انباشته شده است، به طور حتم با این پاسخ روبه رو خواهیم شد که در ذهن اهل زبان. اگر این پاسخ را بپذیریم و وجود چیزی را به نام «ذهن» قبول داشته باشیم، پس معنی باید نوعی دانش به حساب آید. حال مسأله این است که آیا چنین دانشی را از جهان خارج کسب می کنیم یا این دانش را با تحلیل داده های زبانی به دست می آوریم؟ به عبارت ساده تر، آیا دانش درون زبانی با آنچه برون زبانی نامیده می شود، تفاوت دارد؟ این پرسش یکی از مهم ترین پرسش هایی‎ست که معنی شناسان را درگیر خود کرده است» (صفوی،40:1390) اطلاعاتی که هر یک از ما از جهان خارج به دست می‎آوریم، اطلاعات فردی است. این اطلاعات ویژه ی هر یک از ماست. مثلا وقتی کسی برادری داشته باشد که نامش «هرمز» باشد، این واژه برای او و دیگری دو معنی متفاوت خواهد داشت. برای کسی که از ارتفاع می‎ترسد، واژه‎ی «نردبان» معنی خاص می یابد که ویژه‎ی اوست. و برای دیگری که از ارتفاع نمی‎ترسد، مطرح نیست. این معانی، زبانی را پدید می آورد که فردی است زیرا برحسب انتخاب های خودمان از جهان خارج شکل گرفته است. پس ما برای خود زبانی داریم که برای اندیشیدن با خود به کار می بریم. این زبان را زبان فردی می نامیم تا بتوانیم آن را از زبان ایجاد ارتباط با دیگران متمایز سازیم. این همان مهمی است که فرضیه ی مارا درباره ی زبان شعر فروغ ساخته و می خواهیم از این منظر به بررسی گفتمان فروغ بپردازیم.
تا اینجا این فرض مطرح شد که هیچ دو زبان فردی ای یکسان نیستند، زیرا دانش برون زبانی هیچ دو نفری یکسان نیست، ولی ما می توانیم با دیگران حرف بزنیم و حرف یکدیگر را بفهمیم یا دست کم احساس کنیم که می فهمیم. در چنین شرایطی در قالب کلیت ها سخن می گوییم؛
کلیت هایی که اگرچه مبتنی بر دانش برون زبانی ماست، اما افتراق ها را نمی نماید، بلکه بر پایه‎ی اشتراک‎ها قرار دارد.
وقتی کسی جا کلیدی اش را گم کرده باشد، در خیابان به دنبال همان جا کلیدی خودش می‎گردد، ولی وقتی از کسی می پرسد که آیا یک «جا کلیدی» پیدا نکرده، این واژه را در کلیتی به کار می برد که برای او نیز مفهوم است. این زبان، همانی است که در ایجاد ارتباط به کار می رود و می توان زبان اجتماعی نامید. (صفوی، 41:1390)
2-9-معنی شناسی و کاربرد شناسی
مشکل دیگری که در مطالعه‎ی معنی وجود دارد، تمایز میان معنی شناسی و کاربرد شناسی است. به اعتقاد رودلف کارناپ : «کاربرد شناسی مطالعه معنی با توجه به گوینده و شنونده است و معنی شناسی مطالعه معنی مستقل از گوینده و شنونده به حساب می آید». (صفوی، 42:1390)
برای مثال « در باز است» با توجه به شرایط گوینده و شنونده می تواند معانی کاملا متفاوتی داشته باشد در نمونه های (1) تا (3) برخی از این معانی را مرور می کنیم.
(1) بلند شو در را ببند.
(2) برو بیرون.
(3) رفتاری از خودت نشان نده که از بیرون دیده بشود.
برای جمله‎ی اصلی می توان معانی دیگر ی را نیز در نظر گرفت که برای گوینده و شنونده معتبر باشد. مطالعه‎ی این معانی در حوزه کاربرد شناسی قرار می‎گیرد، ولی اگر این شرایط را مورد توجه قرار ندهیم، یعنی جمله‎ی «در باز است» را مستقل از گوینده و شنونده و شرایط حاکم بر تولید این جمله در نظر بگیریم، معنایی از همین جمله ایفا می گردد که مطالعه‎اش در حوزه معنی شناسی قرار خواهد گرفت و برخی از معنی شناسان برای تمایز قایل شدن میان این دو «معنی»، یعنی آنچه موضوع مطالعه معنی شناسی است و آنچه موضوع مطالعه کاربرد شناسی به حساب می آید، از دو اصطلاح «معنی جمله» و « معنی گوینده» استفاده می کنند. که به ترتیب به معنی شناسی و کاربرد شناسی مربوطند.
در سنت مطالعات معنی شناختی، امتیاز قایل شدن تمایز میان این دو معنی آن است که معنی شناسی صرفاً به مطالعه معنی درون زبانی می پردازند و بررسی رابطه‎ی دو سویه میان دانش درون زبانی و دانش برون زبانی را به کاربرد شناس محول می کند. البته تمایز قایل شدن میان معنی شناسی و کاربرد شناسی مورد تایید تمامی معنی شناسان نیست. برخی از معنی شناسان از جمله «لیکاف» و «لنگاکر» این نوع مرز بندی ها را مخل مطالعه جامع معنی می دانند و معتقدند که حذف بافت غیر زبانی، نوعی ساده اندیشی در مطالعه معنی است». (صفوی، 43:1390)
« برای مطالعه معنی به سه سطح زبان نیاز داریم: سطحی ملموس که پاره گفتار نامیده می شود، سطح دوم به نام جمله که انتزاعی است و سطح سوم که گزاره نام دارد و انتزاعی تر از جمله است. پاره گفتار در اصل صورت گفتاری یا نوشتاری، یا بهتر بگوییم تحقق صوری جمله است.
گزاره اصطلاح جدیدی است که به جای اصطلاح قدیمی تر قضیه به کار می رود و نباید آن را با اصطلاح گزاره در نحو اشتباه کرد. که از آن در معنی شناسی منطقی استفاده می شود.
انتخاب این سطوح سه گانه به این دلیل است که بتوان معنی را از منظر گوینده، شنونده و جهان خارج مورد بررسی قرار داد. بررسی معنی برحسب این که گوینده زن هست یا مرد، در چه سنی هست، چه گونه‎ای از زبان را به کار می برد، در چه وضعیت روحی قرار دارد و جز آن، نیازمند مطالعه‎ی معنی در سطح پاره گفتار است؛ اما اگر معنی بدون توجه به چنین ملاک هایی مورد بررسی قرار گیرد، یعنی به آن شکلی که در معنی شناسی زبان مورد نظر است، نیاز به سطحی انتزاعی‎تر احساس می شود که صرفا به شرایط اجتماعی معنی محدود گردد؛ یعنی شرایطی که فردی نباشد و بنا به اعتقاد «سوسور»، به زبان مربوط گردد نه گفتاربرای چنین مطالعه ای است که به سطحی انتزاعی تر از پاره گفتار، یعنی جمله نیازمندیم». (صفوی، 45:1390و46)
دانستن این دو مبحث کمک می کند تا در این تحقیق بتوانیم با مطالعه‎ی یک متن و حتی یک واژه، معنا یی از آن را که خلاف برداشت های عادی بوده و متاثر ازذهن مفرد شاعر است، کشف کنیم.
حال اگر قرار باشد معنی در ارتباط با عوامل بیرونی بررسی شود این اتفاق بیرون از زبان رخ داده است، در این شرایط، سطحی انتزاعی تر از جمله مورد نیاز خواهد بود تا آن رویداد را بنمایاند و نه انواع جملاتی که برای اشاره به آن رویداد به کار می روند. در چنین شرایطی است که به گزاره نیاز خواهیم داشت.
در اینجا به دوفرضیه عمده از فرضیه هایی که در مطالعه‎ی معنی مطرح شده است، پرداخته می شود و به نارسایی های هر یک اشاره خواهد داشت. یکی از این فرضیه ها فرضیه تصور ذهنی ست که از طریق آن می‎توان به تصویری که خالق اثر از یک صورت بیرونی دارد، پی برد.
2-10-هم معنایی
هم معنایی در سطح جمله به آن معنی است که بتوان در زنجیره گفتار، جمله ای را جانشین جمله ای دیگر کرد بدون آنکه معنی کل زنجیره‎ی گفتار تغییر کند. بنابراین باید گفت، هم معنایی مطلق میان هیچ دو جمله‎ای در زبان وجود ندارد و هیچ دو جمله ای را نمی توان در تمامی بافت های زبانی به جای یکدیگر استفاده کرد به چند دلیل :
نخست این که دو جمله به اصطلاح هم معنی، ممکن است به گونه های مختلف زبان تعلق داشته باشند. این مسأله زمانی مطرح خواهد بود که واژه های به کار رفته در هر جمله متعلق به گونه زبانی متفاوتی باشد. دوم اینکه دو جمله به اصطلاح هم معنی برحسب همنشینی با جملات دیگر می توانند در شرایطی قرار گیرند که امکان جایگزینی شان منتفی گردد. سوم اینکه دو جمله به اصطلاح هم معنی ممکن است به لحاظ بار عاطفی با یکدیگر تفاوت داشته باشند. چهارم این که میان جملات به اصطلاح هم معنی می تواند مساله شمول معنایی مطرح باشد. در چنین شرایطی، یکی از دو جمله هم معنی می تواند همواره به جای دیگری به کار رود ولی عکس آن صادق نیست.
با توجه به آنچه گفته شد می توان ادعا کرد که هم معنایی میان جملات یک زبان نسبی است و هم معنایی مطلق میان جملات یک زبان وجود ندارد. (صفوی، 132:1390و134)
در نتیجه در کمینه های معنایی جملات، می توان افتراق ها و مرزهای معنایی را قائل شد.
2-11-استلزام معنایی واز پیش انگاری
«در رابطه معنایی از دید استلزام معنایی، مفهوم یک جمله مستلزم مفهوم جمله دیگری است ؛ به عبارت ساده تر، اگر جمله فرضی الف به وقوع پیوسته باشد، پس جمله فرضی ب نیز وقوع یافته است.
در نمونه های زیر جمله الف مستلزم جمله ب است.
(1) الف. مدیر این شرکت در تصادف کشته شد.
ب. مدیر این شرکت مرده است.
(2) الف. این فیل حامله است.
ب. این فیل ماده است.
با توجه به نمونه ها، استلزام معنایی (1) را می توان رابطه میان مفهوم جملاتی دانست که از طریق ظرایط لازم و کافی واژه ها به یکدیگر مربوط می شوند. در نمونه (1) یکی از شرایط « کشته شدن»، « مردن» است و در نمونه (2) شرط برای «حامله بودن» فیل، «ماده بودن» آن فیل است.» (صفوی، 138:1390)
اما در پیش انگاری، این امکان وجود دارد که بر حسب اطلاعات موجود درون یک جمله بتوان به اطلاعات دیگری دست یافت. در چنین شرایطی، یک جمله می تواند پیش زمینه اطلاعاتی باشد که در جمله ای دیگر آمده است.
(1) الف. خواهر فرخ ازدواج کرد.
ب. فرخ خواهر دارد.
مسئله از پیش انگاری (1) که برای نخستین بار از سوی استراوسن مطرح شد، در اصل به رابطه میان جملات الف و ب باز می گردد. در این شرایط، جمله (1) ب برای (1) الف از پیش انگاشته تلقی می شود.
ولی نکته اساسی، تفاوت میان استلزام معنایی و از پیش انگاری است. از پیش انگاری از طریق شرایط لازم و کافی مفهوم واژه ها صورت نمی پذیرد. در بحث گذشته گفتیم که: «حامله بودن» فیل مستلزم «ماده بودن»آن فیل است. و این استلزام به آن دلیل است که «ماده بودن» شرط لازم برای «حامله بودن» به حساب می آید؛ در حالی که «خواهر داشتن» شرط لازم برای «فرخ» نیست. (صفوی، 138:1390و139)

2-12-تحلیل متن
تحلیل متن روشی است که با استفاده از بررسی ویژگی های زبانی نظیر واژگانی، دستوری، نقطه گذاری وغیره و حتی ویژگی های غیر زبانی می تواند به تبیین و تحلیل دقیق یک متن و میزان وچگونگی تاثیر فرایند های ایدوئولوژیکی در گفتمان بپردازد. (فرکلاف، 167:1379)
اما تحلیل متن تنها بخشی از تحلیل گفتمان را تشکیل می دهد : متن، تعامل و بافت اجتماعی به عنوان سه عنصر گفتمان مشخص شده و همچنین تمایزی بین سه مرحله از تحلیل انتقادی گفتمان یعنی توصیف متن (که پیش فرض تفسیر است)، تفسیر رابطه‎ی بین متن و تعامل و تبیین، رابطه‎ی بین تعامل وبافت اجتماعی صورت گرفته است. (فر کلاف، 167:1379و168)
جدول شماره‎ی 1به طور خلاصه نشان می دهد که بافت موقعیتی چگونه می تواند در تفسیر و در نتیجه در تحلیل گفتمان، استفاده شود:
47960369825نظام آوایی، دستور، واژگان
معنا شناسی، کاربرد شناسی
تفسیر (دانش زمینه ای)
منابع
شیوه های تفسیر
ظاهر کلام
معنای کلام
انسجام، کاربرد شناسی
چارچوب کلی
نظم اجتماعی
تاریخ تعاملی
بافت موقعیتی
بافت بینابینی
انسجام موضعی
ساختار متن و جان مایه
00نظام آوایی، دستور، واژگان
معنا شناسی، کاربرد شناسی
تفسیر (دانش زمینه ای)
منابع
شیوه های تفسیر
ظاهر کلام
معنای کلام
انسجام، کاربرد شناسی
چارچوب کلی
نظم اجتماعی
تاریخ تعاملی
بافت موقعیتی
بافت بینابینی
انسجام موضعی
ساختار متن و جان مایه

شکل 2-1: تفسیر (فرکلاف، 216:1379)
باید توجه داشته باشیم ابتدا برای توصیف یک متن که مرحله‎ی ابتدایی تحلیل متن است باید به بررسی سه ویژگی واژگان، دستور و ساخت های متنی پرداخت. که ما در فصل چهارم با توجه به آن گفتمان شعر فروغ را تحلیل خواهیم کرد. قدم بعدی، مرحله تفسیر است که هم فرایندهای مشارکین گفتمان و هم تفسیر متن را شامل می شود.
تفسیر ها ترکیبی از محتویات خود متن و ذهنیت مفسرآن است. منظور از ذهنیت مفسر، دانش زمینه ای بوده که مفسر در تفسیر متن به کار می بندد. ویژگی های متن در حقیقت سرنخ هایی هستند که عناصر دانش زمینه ای ذهن مفسر را فعال می سازند و او را به مرحله تبیین هدایت می کنند. در نتیجه تدابیر مفسر برای به رسیدن تفسیر را شیوه های تفسیر نامیده اند. (فرکلاف، 215:1379)
2-13-تعریف گفتمان و تحلیل گفتمان
برای تبیین ارتباط موجود میان متن با کارکرد های فکری واجتماعی نیاز به الگو ها و ساز وکارهایی است که به آن الگو ها و ساز وکارها که در کشف ساختار فکری واجتماعی یک متن راهنما هستند تحلیل گفتمان می گویند، استلزام وجود داشته بین متن با عوامل وکار کرد های اجتماعی را گفتمان گویند.
تحلیل گفتمان عبارت است از : «تعبیه‎ی ساز وکار مناسب و اعمال آن در کشف ارتباط گفته یا متن با کار- کرد های فکری – اجتماعی، دیدگاه فکری – اجتماعی یا ایدئولوژی به مجموعه ای از عقاید، برداشت ها و ارزش های نظام مندی که در یک جامعه یا بخشی از آن جاری ست اطلاق می شود» (یار محمدی، 5:1383)
2-14-تاریخچه‎ی ادبیات زنانه
ادبیات زنانه از جمله مقوله‎های جدید در عرصه ادبیات بوده که هنوز تعریف کاملی از آن ارایه نشده است. در ادبیات زنانه داشتن زبان و اندیشه زنانه از مهم ترین خصوصیات آن به شمار می رود به طوری که اثر خلق شده به نوعی نشان دهنده مونث بودن جنس خالق آن نیز باشد.
شاید بتوان یکی از دلایل شکل گیری ادبیات زنانه را آشنایی ادیبان وشاعران قرن 19 ,20 با نظریه های حقوقی ومدنی در رابطه با زنان در جامعه دانست که در ایران از انقلاب مشروطه آغاز شد. نکته ای که به آن باید توجه داشت تمایز بین سه مبحث (از زن گویی ) ، (زنانه گویی ) و (ادبیات زنانه ) است.
در دوره ی مشروطه زنان با همه‎ی تلاشی که در احیا حق خود انجام دادند نتوانستند به همه حقوق خود دست یابند. در این دوره شاهد فجایع تاسف باری در حق زنان ادیب و روشنفکر بودیم که توضیح آن از مجال این بحث خارج است، اما کم کم تغیرات مثبتی در زنان به ویژه در عرصه فرهنگی به وجود آمد و شعرشان چه از لحاظ ساختاری و چه از لحاظ محتوایی دگرگون شد.
تا جایی که در دهه40,50 زن به درک تازه ای از ادبیات رسید که اورا وادار کرد تا از زبان و هویت خاص زنانه‎ی خویش در بیان خلا های روحی و عاطفی استفاده کند و خودش را از زبان تصنعی مردانه که متعلق به ذات او نبود، برهاند و پدیده ای را به ادبیات فارسی معرفی کند که آن را ادبیات زنانه می خوانند. از" مهستی گنجوی" در قرن 6تا "ژاله عالمتاج قائم مقامی "از شاعران معاصر که هر کدام به نوعی از برجستگان ادبیات زنانه هستند هیچ کدام مانند" فروغ فرخ زاد" نتوانستند چهره ادبیات زنانه را با وضوح به دنیای ادبیات بشناسانند. اگرچه پیش از فروغ در شعر ژاله قائم مقامی نیز چهره متفاوتی از زن ایرانی تصویر شده بود، مهم ترین ویژگی اشعار فروغ زنانه بودن آن است. زنی شاعر برا ی نخستین بار تجربه های اندوه بار یک زن، درد ودل ها، اعتراض ها وگلایه هایش را به زبان شعر می سراید. او با زبان جسور و منحصر به فرد سعی در باز خوانی وطرح روایتی تازه از مفهوم عشق آن هم از منظر یک زن داشت.
2-15-تفاوت فمینیسم و نوشتار زنانه
فمینیسم از دیدگاه اجتماعی عبارت است از جنبش یا تفکری که مدافع حقوق زنان و برابری حقوق زن ومرد باشد ؛ این جنبش یا تفکر محصول جامعه مدرن است. در جوامع پیشا مدرن صرف نظر از نژادوملیت ومذهب نابرا بری حقوق زنان با مردان امری بدیهی به شمار می رفت.
در ادبیات فمینیستی اغلب آثار بر سه محور اعتراض، نارضایتی و تلاش برای رسیدن به حقوق زنان و آزادی آنها توجه دارد. اما انعکاس مسائل زنان و فمینیسم در ادبیات متفاوت از «نوشتار زنانه» است. یعنی هر متن فمینیستی حتما یک متن زنانه نیست. یک متن زنانه نوشته ای است که از فرهنگ مردانه و مرد سالار جدا شده و بازتاب زنانه ای دارد. همانطور که می دانیم اغلب سنبل ها ونشانه های موجود در زبان وبعضی معیار های زیبایی شناسی و صنایع ادبی متاثر از فرهنگ مرد سالار است بنابراین برای یک نوشتار زنانه آنچه گفته می شود و دگرگون کردن نظام زبان مهم است. (موسوی، 223:1389و229)
«ویرجینیا وولف» معتقد است :«وزن وگام و آهنگ ذهن مرد آنقدر با وزن وگام و آهنگ ذهن زن متفاوت است که زن نمی تواند با کامیابی مطلبی اساسی از او بدست آورد» (برتنر، 344:1382)
84865159563000
فصل سوم
معرفی فروغ فرخزاد
27238655424229
3-1- مقدمه
در این فصل تنها به آن بخش از زندگی فروغ، اشاره می شود که به نحوی در ساختار ذهنی او تاثیر گذاشته و می تواند در فهم گفتمان فروغ، کمک کننده باشد.

Related posts:


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Related Posts

پژوهش-پایان نامه

دانلود پژوهش — پایان نامه249) پژوهش های ارشد

2- 3 جامعه پژوهش.....................................................................................................................40 3- 3 نمونه پژوهش ، تعیین حجم نمونه و روش نمونه گیری.......................................................404- 3 مشخصات واحدهای پژوهش..............................................................................................415- 3 محیط پژوهش.....................................................................................................................426- 3 ابزار های گردآوری داده ها.................................................................................................427- 3 تعیین اعتبار و اعتماد علمی Read more…

پژوهش-پایان نامه

دانلود فایل — پایان نامه239) ارشددانلود

فهرست جداول عنوان صفحهجدول شماره 5-1- توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب گروه سنی PAGEREF _Toc372535090 \h 68جدول شماره 5-2- توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب وضعیت تاهل PAGEREF _Toc372535092 \h 69 جدول Read more…

پژوهش-پایان نامه

فول تکست — پایان نامه240) دانلود پایان نامه

5-2-3-2 ارزش ها293-3-2 دیدگاه مبادله30 1-3-3-2 پاداش30 2-3-3-2 انگیزش31 3-3-3-2 سود31 4-3-3-2 اراده گرایی32 5-3-3-2 تایید اجتماعی324-3-2 الگوی اقتصاد سیاسی33 1-4-3-2 دیدگاه انتخاب عاقلانه33 2-4-3-2 دیدگاه انتخاب عاقلانه اصلاح شده345-3-2 الگوی روان شناسی سیاسی34 1 Read more…

background