از مهمترین مسائلی که در زمان پیری مطرح می شود مسأله مراقبت و حمایت از سالمندان است. در گذشته حمایت از سالمندان معمولاً از طریق تعهدات بین نسلی فرزندان- والدین و جامعه انجام می پذیرفت اما امروزه اینگونه تعهدات و ارایه حمایت های مورد نیاز سالمندان تا حدود زیادی تضعیف شده است. و "علیرغم افزایش تعداد و نسبت سالمندان کشور در چند دهه اخیر، موقعیت و جایگاه آنان به ویژه در شهرهای بزرگ در مقایسه با گذشته تضعیف شده است"(ریاحی، 1387: 10). تا مدتی پیش، سالخوردگان در اکثر نقاط دنیا در خانواده های گسترده زندگی می کردند، و به طور معمول، اقتدار خود را بر اعضای خانواده حفظ می کردند و انتقال فرد به سنین سالخوردگی بسیار آرام تر و قابل تحمل تر از امروز صورت می گرفت (علیخانی، 1381: 24). اما امروزه کاهش بعد خانوار و تغییر خانواده های گسترده به خانواده هسته ای، اشتغال زنان در جامعه، مهاجرت فرزندان و افزایش پدیده شهرنشینی از عواملی است که باعث شده سالمند امروزی از حمایت کافی برخوردار نباشد.
امروزه در نتیجه سالمندی جمعیت برای نخستین بار در تاریخ بشر امکان همراهی فرزندان با والدین سالمنداشان افزایش یافته است، چنان که جانگ بیان می کند « اولین بار در طول تاریخ بشر است که شمار زیادی از والدین و فرزندانشان پتانسیل همراهی با هم در نیمه دوم زندگیشان را دارند. هر چند که افزایش امید به زندگی، باعث افزایش شانس همراهی فرزندان با والدین در سال های واپسین زندگی می شود، اما در نسل های بعدی که درگیر کاهش باروری و دیگر تحولات جمعیت و جامعه شناختی شده اند این احتمال کاهش می یابد. کاهش میزان باروری باعث می شود که شمار بزرگتری از سالمندان با فرزندان کمی حمایت شوند و فرزندان، خواهر و برادر کمتری داشته باشند تا در مسئولیت های مراقبتی شریک شوند» (جانگ،1:1999).
چنین تحولات صورت گرفته ای در زندگی اجتماعی توجه را به سوی مطالعات بین نسلی جلب کرده است چرا که علاوه بر کاهش مرگ ومیر و افزایش امید به زندگی ، که افزایش احتمال زندگی چند نسل را در یک زمان امکان پذیر می سازد، پدیده های دیگری مانند طلاق و بالارفتن سن ازدواج نیز احتمال وابستگی متقابل بین دو نسل را افزایش می دهد و طولانی تر شدن زندگی آنها در کنار یکدیگر را میسر می کند. و با توجه به اینکه اعضای خانوار از سطوح متفاوت همبستگی اجتماعی و حمایت عاطفی و ابزاری برخوردارند، روابط میان اعضای خانوار ممکن است تنش ایجاد کند و والدین سالمند و فرزندان درگیر تعاملات ناخوشایندی شوند.
اما مسئله قابل توجه دیگر که پیامد مدرنیزاسیون است، الگو و فضای متفاوتی است که محصول سبک زندگی جدید است که در آن فردگرایی افراد افزایش می یابد. ومنجر به مستقل شدن افراد از واحد تولیدی خانواده می گردد که از یک طرف فرزندان را از وابسته بودن به واحد تولیدی و جغرافیایی خانوادگی رها ساخته که در نتیجه آن فرزندان به منظور کسب موقعیت های بهتر در زندگیشان به مهاجرت می پردازند و بنابراین فاصله جغرافیایی بین دو نسل، به نسبت گذشته بیشتر می گردد. وخانواده های هسته ای شکل غالب خانوارها می شود. این تحولات موجب تغییر در برخی نقش های اعضای خانواده و بخصوص تغییر و کاهش نقش های سالمندان در خانواده می شود. که به نظر می رسد کاهش نقش های سالمندان، بر میزان پذیرش آنها در خانواده اثر گذار باشد. بنابراین چنین شرایطی سالمندان را که به حمایت و کمک اطرافیان و به خصوص فرزندان خود نیاز دارند تا سال های مانده از عمرشان را سپری کنند در شرایط نگران کنندهای قرار میدهد.
متعاقب تغییرات ذکر شده یعنی کاهش باروری و در کنار آن افزایش امید به زندگی و همچنین پدیده هایی مانند طلاق و بالارفتن سن ازدواج که به طولانی تر شدن زندگی نسل ها در کنار یکدیگر کمک می کند. و در همین راستا کاهش محدوده خویشاوندی، ایجاد فاصله جغرافیایی بین نسلی و افزایش تحصیلات افراد در کنش و واکنش با یکدیگر الگوهای متفاوتی از روابط بین نسلی را ایجاد می کند. تمامی مسائل عنوان شده روابط بین نسلی را به چالش کشیده و منجر به جریان جدیدی از این روابط در خانوادهها میگردد، چرا که دو نسل فرزندان و والدین سالمند آنها دارای نیازهای متفاوتی می باشند نیاز سالمندان به حمایت ، خصوصاً با وجود بیمارهای مزمن و ضعف سیستم های حمایت رسمی در ایران، ما را برآن می دارد که به بررسی حمایت فرزندان از والدین سالمند بپردازیم و دریابیم که تعهد فرزندان به وظایفی که در مورد والدین سالمندان خود بر عهده دارند چه تأثیری بر ترتیبات زندگی سالمندان می گذارد، آیا فرزندانی که با والدین سالمند خود زندگی می کنند در مقایسه با فرزندانی که مستقل از والدین خود زندگی می کنند به حمایت بیشتری از سالمند می پردازند؟ آیا جنس سالمند و تعداد فرزندان سالمند بر حمایت فرزند از والدین سالمند تأثیر گذار است؟ سالمندان کدام شکل از ترتیبات زندگی را ترجیح می دهند و رضایت سالمندان از کدام یک از اشکال ترتیبات زندگی بیشتر است. سالمندان زندگی مستقل از فرزندان را ترجیح می دهند یا هم سکنایی را؟ بنابراین این مطالعه تلاش دارد به الگوهای غالب و رایج ترتیبات زندگی در میان سالمندان دست یابد و تأثیر روابط بین نسلی را بر ترتیبات زندگی سالمندان مورد بررسی قرار دهد. زیرا هر چند که اطلاعات در مورد ترتیبات زندگی مفید است اما الزاماً این داده ها ماهیت روابط اجتماعی و بین نسلی موجود برای سالمندان را به وضوح نشان نمیدهد و آمارهای توصیفی در مورد ترتیبات زندگی پژوهشگر را از انگیزه ها و ترجیحات ترتیبات مختلف زندگی مطلع نمی سازد. بنابراین در این پژوهش علاوه بر ترتیبات زندگی به بررسی روابط بین نسلی می پردازیم و با توجه به این مسئله که مورد حمایت و مراقبت قرارگرفتن سالمندان از سوی فرزندانشان در سال های مانده از عمرشان مهمترین بحث از روابط بین نسلی فرزندان – والدین سالمند محسوب می شود. در این مطالعه تلاش می شود تا بعد حمایتی روابط بین نسلی مورد ارزیابی قرار گیرد.
1-3 اهمیت و ضرورت مسئله:
شاید مهمترین دلیل این تحقیق آن باشد که سالمندان قشری از افراد جامعه را تشکیل می دهند که مستمراً بر جمعیت این گروه افزوده می شود. اگرچه براساس معيارهاي تعريف شده در جمعيت‏شناسي جمعيت كشور و به ‏طريق اولي جمعيت شهر شيراز سالخورده به حساب نمي‏آيد، اما لازم است تحقیقاتی در راستای شناخت نیازها و مسائل مرتبط با سالمندی صورت گیرد تا مسئولان و برنامه ریزان نیز متناسب با تحقیقات صورت گرفته سیاست های لازم را به کار گیرند.
اکثر تحقیقات صورت گرفته در حوزه سالمندی بر مشکلات و بیمارهای جسمی و سلامت سالمندان متمرکز بوده است با آنکه در سال های واپسین زندگی بیماری و ناتوانی شیوع زیادی دارد اما باید به دیگر مسائل و نیازهای سالمندی، از جمله ترتیبات زندگی وی و حمایت فرزندان از سالمند نیز توجه داشت.
"مطالعه ترتیبات زندگی به دلایل علمی و عمومی دارای اهمیت است؛ زیرا ترتیبات زندگی سالمندان، بر رفاه روحی، روان شناختی و رضایتمندی از زندگی آنان موثراست. زندگی در خانواده یا نزدیک خانواده در تداوم حمایت های فیزیکی و روحی لازم است. افزایش نابرابری ها در ترتیبات زندگی سالمندان از چالش های اصلی روبهروی قشر سالمند خواهد بود. ترتیبات زندگی، بر حجم و نوع نیازها در ارائه خدمات اجتماعی و مراقبت از اشخاص سالمند تأثیر گذار خواهد بود و از ترتیبات زندگی به عنوان عامل موثری بر رفاه اشخاص سالمند نام برده می شود "(سازمان ملل،2001: 89).
در شرایط کنونی با کاهش باروری یعنی کاهش بعد خانوار و محدوده خویشاوندی، وارد شدن ایران به عرصه مدرنیزاسیون که در آن اولویت مسلم زندگی هر فرد خود اوست، کم رنگ شدن تعصبات خویشاوندی، تغییر سیستم اقتصادی از سنتی به مدرن و ایجاد فاصله جغرافیایی، لزوم شناخت روابط بین نسلی محسوس است. و از آنجا که شکل غالب خانواده ها به صورت هسته ای درآمده، مبحث ترتیبات زندگی سالمندان شکل پیچیده ای به خود می گیرد که نیازمند بررسی و تحقیق است.
با شناخت بهتر روابط بین نسلی و ترتیبات زندگی سالمندان امکان برنامه ریزی برای فراهم آوردن ترتیبات زندگی که سالمندان آینده در آن احساس رضایت بیشتری کنند فراهم می شود .
1-4 اهداف تحقیق:
در این مطالعه تلاش می شود تا با طرح بحث روابط بین نسلی و سایر ویژگی های جمعیت شناسی به این نکته پرداخته شود که چگونه تعهدات صورت گرفته از سوی فرزندان برای سالمندان (تعهدات بین نسلی والدین- فرزندان) در شکل اقامت سالمندان اثر می گذارد. با توجه به اینکه مدرنیزاسیون در طولانی مدت، هنجارها و ترجیحات گسترده ای برای زندگی مستقل ایجاد کرده است مطالعه ی روابط بین نسلی و تعهدات فرزندان نسبت به والدین سالخورده خود، ظرفيت‏هاي بهره‏گيري از مناسبات خويشاوندي در به‏زيستي سالمندان را بازنمايي خواهد كرد. بنابراين هدف اصلي اين پژوهش كمك به شناخت مسير تغييرات روابط و تعهدات بين‏نسلي و تأثير آن بر انتخاب شيوه‏هاي هم‏سكنايي يا ترجيحات تنها زيستن است. بي‏شك توفيق در شناخت و كسب اطلاعات هرچه بيشتر در اين زمينه مي‏تواند ارزش و اهميت كاربردي نيز داشته و در تدوين سياست‏هاي اجتماعي مرتبط با زندگي اجتماعي و خانوادگي سالمندان مفيد واقع شود.
1-5 سوال های پژوهش:
آیا ویژگی های جمعیت شناختی سالمندان(جنس، سن و سواد) بر ترتیبات زندگی سالمندان تأثیرگذار است؟
آیا حمایت فرزند از سالمند بر ترتیبات زندگی سالمندان تأثیرگذار است؟
آیا تحصیلات فرزندان بر ترتیبات زندگی سالمندان تأثیرگذار است؟
آیا منابع سالمندان (توانایی اقتصادی و وضعیت تأهل) بر ترتیبات زندگی سالمندان تأثیرگذار است؟
آیا وضعیت ازدواج فرزندان بر ترتیبات زندگی سالمندان تأثیرگذار است؟
آیا جنس سالمند و تعداد فرزندان بر حمایت فرزند از سالمند تأثیر گذار است؟
1-6 تعریف مفاهیم و اصطلاحات پژوهش:
سالمند و سالمندی: سالمند در واژه به معنی پیر، سالخورده، شیخ، مراد، مرشد، پیشوا، سالدیده، کهنسال، کلان سال و بزرگسال آورده شده است(مثنوی،1377: 34). سالمندی بنابر تعریف سازمان بهداشت جهانی عبور از 60 سالگی است. و برای تمام افرادی که از حوادث و اتفاقات زندگی جان سالم بدر برده اند و جوانی و میان سالی را پشت سرگذارده اند این دوران تحقق پیدا می کند(عسکری،1386: 45). اصطلاحاتی مانند سالمند، سالخورده، مسن، کهنسال، پیر و نظایر آن در مورد کسانی به کار برده می شود که 60سال یا بیشتر از سن آنهاگذشته باشد ولی به طور کلی، پیری یک امر نسبی است(شاملو،1364: 1).
نسل: جمعیت شناسان معنی خاصی در اندازه گیری نسل تحت عنوان «دوره نسلی» بکار برده اند افزون بر معنی فوق توجه به معنی همدوره ای در مورد نسل در میان جمعیت شناسان شیوع زیادی دارد و آنها در اشاعه این معنی در میان دیگر رشته های علوم اجتماعی از نسل موثر بوده اند (آزاد ارمکی،غفاری،11:1383). اما در مطالعه روابط بین نسلی این تعاریف قدری مبهم می نماید. در حوزه مطالعات خانواده بطور کلی نسل فاصله نسلی میان والدین و فرزندان آنها را که مدت زمان بیست تا سی سالگی مفروض است را در بر می گیرد، از این رو حضور حداقل سه نسل در زندگی هر فرد مطرح می شود یعنی فرزندان، والدین، و والدین والدین (بالس،1380). که مفهوم نسل در پژوهش حاضر نیز به تعریف فاصله نسلی میان والدین سالمند و فرزندان آنها اشاره دارد.
خانوار: شامل همه افرادی است که یک اقامتگاه را به عنوان محل سکونت معمولی خود اشغال کرده اند. به تعبیر سرشماری های ایران خانوار از چند نفر تشکیل می شود که با هم در یک اقامتگاه زندگی می کنند، با یکدیگر هم خرج هستند و معمولاً با هم غذا می خورند فردی که به تنهایی زندگی می کند نیز خانوار تلقی می شود(مرکزآمار ایران1385: 6). هم اقامت گاهی یکی از معرف های اصلی برای تعریف خانوار است و هنگامی که فرد یا افرادی به طور نسبی یا سببی هم اقامت گاه هستند مفهوم خانوار خانوادگی به کار می رود. با اینکه ترتیبات زندگی معمولاً مترادف با مفهوم خانوار تلقی می شود اما باید دانست که فضای مفهومی این دو واژه یکسان نیست.
خانواده هسته ایی: خانواده ایی کوچک متشکل از زن و شوهر و احتمالاً فرزند یا فرزندانی چند. خانواده هسته ایی به حسب معمول در محلی جدا از والدین یا اقوام زوجین تشکیل می شود(ساروخانی، 1382: 142).
خانواده گسترده: خانواده ایی است که در درون آن چند نسل با یکدیگر زندگی می کنند. گسترش خانواده می تواند به صورت عمودی با ورود عروس به خانه مرد و یا به صورت افقی با افزوده شدن اقربا صورت پذیرد(ساروخانی، 1382: 137).
ترتیبات زندگی: بسته به وضعیت عضویت در شبکه اجتماعی خویشاوندی (نزدیک یا گسترده) سالخوردگان از نظر همراهان هم اقامتگاه، به اشکال مختلفی زندگی می کنند. برخی از آنان به تنهایی، برخی تنها با همسر، برخی با همسر و فرزندان ازدواج نکرده، برخی با همسر و فرزندان ازدواج کرده، برخی بدون همسر با فرزندان ازدواج کرده یا نکرده، برخی با خویشاوندان دیگر و یا در شرایط دیگر زندگی می کنند. ترتیبات زندگی در واقع بیان کننده شکل هم اقامتگاهی افراد با سالمند و دیگران است ( کوششی،1387: 12). در کل ترتیبات زندگی با توجه به مفهوم خانوار تعریف می شود بدین معنا که چه کسی با سالمند در یک مکان زندگی می کند.
روابط نسلی: شامل دو بعد «روابط درون نسلی» و «روابط بین نسلی» است. روابط درون نسلی مربوط به کنشگرانی است که به لحاظ اجتماعی دارای تجربه مشترکی هستند و در قالب یک نسل قرار می گیرند. و روابط بین نسلی به آن دسته از روابط باز می گردد که اعضای متعلق به یک نسل با اعضای نسل های قبل یا پس از خود دارند(آزادارمکی، اعتمادی فرد،1388: 59).به عبارت دیگر مفهوم روابط بین نسلی یا مناسبات نسلی به وضعیتی تعاملی و یا تقابلی گفته می شود. نسل ها در موقعیت هایی قرار می گیرند. این موقعیت ها دارای ساختار می باشند، در نتیجه ساختار نسل ها با یکدیگر مرتبط، متعامل و یا متعارض است.(آزادارمکی، 1389: 15).
فصل دوم
مبانی نظری و پژوهشی
2-1 مقدمه:
با توجه به تغییرات حاصله در زندگی اجتماعی و تأثیر آن بر روابط درون خانواده، بررسی مطالعات و پژوهش های صورت گرفته به منظور تبیین موضوع مورد بحث یعنی روابط بین نسلی و ترتیبات زندگی سالمندان امری ضروری است. بنابراین با توجه به گستره و ویژگی های این مطالعه، در این فصل از دو حوزه روابط بین نسلی و ترتیبات زندگی برای تدوین چارچوب نظری استفاده شده است. از آنجا که این تحقیق با رویکردی جمعیت شناسی نگاشته می شود مهمترین عاملی که رنگ و بوی جمعیت شناسی دارد نوع اقامت یا ترتیبات زندگی سالمندان است. و با توجه به اینکه هیچ نظریه جامعی در مورد انتخاب نوع اقامت سالمندان وجود ندارد، تلاش می شود با مرور تحقیقات انجام شده، به یک شناخت نسبی از نظریات مرتبط با این مسأله دست یابیم. بنابراین در این فصل ابتدا موضوع روابط بین نسلی را در خانواده مطرح میکنیم و سپس نظریات مرتبط با روابط بین نسلی فرزندان با والدین سالمندشان و مقوله ترتیبات زندگی بررسی می شود.و در نهایت به پیشینه تحقیق و بیان چهارچوب نظری می پردازیم.
2-2 خانواده و روابط بین نسلی
2-2-1 نقش خانواده در روابط بین نسلی
مطالعه نقش روابط بین نسلی بر ترتیبات زندگی سالمندان که به مسأله روابط نسلی سالمندان با فرزندان شان می پردازد مستلزم به میان آوردن بحث خانواده است. همچنان که پوکرت (1994) نشان می دهد اتصالات بین نسلی در خانواده، که به عنوان رابطه بین سه نسل پدربزرگ ها، مادربزرگ ها و فرزندان و نوه ها تعریف می شود بستگی به ساختار خانواده، فرهنگ و تغییرات دموگرافیکی دارد ( رومرو دیگران، 2005؛ به نقل از کریمی، 1386: 12). توجه به نسل ها امروزه به عنوان یکی از محوری ترین و مهمترین مسائل مربوط به تحول خانواده در ایران مورد بررسی قرار می گیرد.
از ابتدای قرن بیستم، الگوی سنتی خانوداه در ایران با شتاب گرفتن روند تحولات اقتصادی و اجتماعی در کشور، رو به تغییر نهاد. که به نظر می رسد دگرگونی های خانواده در ایران معلول صنعت، شهرگرایی وسیع و نیازهای امروزین از جمله ضرورت تحرک جغرافیایی و گسترش حضور زنان در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی و به این اعتبار بازگوی تعارض ارزش های سنتی و نوین در جامعه است (آزاد ارمکی،1382). با این حال این مسئله که دگرگونی های ایجاد شده در بافت سنتی خانواده چه تأثیری بر روابط و ارزش های خانوادگی داشته است اهمیت پیدا می کند.( آزاد ارمکی و همکاران،1379 و آزاد ارمکی،1380 ) در مطالعه تداوم و بازتولید ارزش های حاکم بر خانواده به این نتیجه می رسند که برغم تأثیرپذیری شبکه خویشاوندی از تحولات اجتماعی و فرهنگی دوران مدرن و تمایل خانواده به هسته ای شدن، خانواده باز هم بسیاری از کارکردهای خود را بخوبی ایفا می کند. هرچند تحت تأثیر تحولات اجتماعی و فرهنگی، زمینه بروز برخی از تفاوت ها و تمایزات نسلی در خانواده پدید آمده است، اما این تفاوت ها و تمایزات از طریق آداب و سنن و نظام ارزشی خانواده تعدیل گردیده و پیوستگی اجتماعی میان نسل ها حفظ شده است.
خانواده به عنوان کانون اصلی تعامل طبیعی بین نسلی، ضمن فراهم ساختن رابطه تعاملی بین نسلی، محل تفاوت ها و تعارضات نسلی نیز هست. نسل اول و دوم به لحاظ کارکردی بیشتر در تعامل بین نسلی ساماندهی شده اند در حالی که نسل سوم در جهت تفاوت و تعارض شکل گرفته است. هرچند که علیرغم همه این ها، تمام افراد در قالب سه نسل سعی دارند تا ضمن حفظ خانواده به لحاظ وضعیت حمایتی آن فضای گفتمانی نقد و محدودسازی نقشی و موقعیتی برای نسل دیگر را نیز فراهم سازند (آزاد ارمکی،570:1383). بنابراین خانواده همچنان کارکردهای حمایتی خود را که شامل حمایت های مادی و معنوی از اعضای جوان و سالمند است را حفظ کرده است. و وجود سراهای سالمندان و نگهداری از سالخوردگان در آنها که در واقع پیامدهای جامعه مدرن و زندگی شهری است، امری است که در جامعه ما وفاق فکری جامعه و مردم را به همراه ندارد، و هنوز خانواده و شبکه های خویشاوندی این وظیفه را بر عهده خود می داند (آزاد ارمکی،1379). بنابراین در دوره جدید خانواده بار حمایت افراد و نسل های متعدد را به دوش کشیده است، ولی تا حدود زیادی سعی دارد تا تمایز و تفاوت نسلی را نیز به رسمیت نشناسد و با مشکلات ناشی از این نوع تمایز و تفاوت روبه رو شود.
توجه به توانایی و محدودیت های موجود برای هر نسل امکان مناسبی در ارتباط و پیوستگی بین نسلی را فراهم می کند این معنی در مقایسه ای که بین سه نسل در ارتباط با سه عامل محدودیت ها، ظرفیت ها و توانایی ها، نوع رابطه بین نسلی نشان داده شده است.
جدول 2-1 نسل ها و نوع رابطه
نسل/ نوع رابطه محدودیت ها توانایی ها و ظرفیت ها نوع رابطه بین نسلی
نسل اول ضعف جسمانی و عدم تحرک و بی توجه به آینده تجربه تاریخی، فرصت بازبینی و روایت گذشته،گذشته گرایی خانوادگی
نسل دوم بی حوصله در بازبینی گذشته و تصمیم گیری برای آینده حضور مشارکت عملی و کار وتلاش خانوادگی، دوستان، همکاران
نسل سوم فقدان تجربه انرژی، نوآوری و نگاه به آینده خانوادگی و دوستان
منبع: (آزادارمکی،1386)
نسل اول به لحاظ داشتن تجربه کافی از زندگی با نسل دوم و سوم کمکار می شود همان طور که نسل دوم و سوم با توانایی های مالی و بدنی که دارند می توانند حامی نسل اول باشند. این نوع نیاز بین نسلی نشان دهنده شکل گیری نوع رابطه خاصی است که بیشتر از طرف نسل اول (نسل پیران) نسبت به نسل دوم و سوم سو گیری می شود. خانواده برای هر سه نسل محل ارتباط و پیوند است. خانواده برای نسل اول، محل استراحت و برای نسل سوم محل رشد و برای نسل دوم محل عمل و ظرفیت سازی است. بدین لحاظ است که روابط خانوادگی می تواند سامان دهنده روابط بین نسلی در ایران باشد (آزادارمکی، 1386).
2-2-2 نظریه جامعه شناسی تکاملی خانواده
اویلین دووال (1977) در کتاب خود کتاب تکامل خانواده ساخت مفهوم تکامل خانواده را ارایه نموده. به طور خلاصه او از مراحل تکامل انسان استفاده نموده و آن را برای خانواده به عنوان یک واحد به کار برد. نقش مشکل زا در ارتباط با والدین سالمند و کمک به آنها بعضی اوقات سایر افراد پیر، در خانواده های گسترده می باشد. مراقبت فرزندان از والدین ناتوان، ممکن است به فشارهای جسمی عاطفی و مالی برای افراد در سنین میان سالی منجر گردد. عوامل استرس زایی که توسط افراد سالمند تجربه می شود شامل موارد زیر است:
اقتصادی
مسکن
اجتماعی
کاری
بهداشتی
همزمان با افزایش تعداد سالمندان مسئله وابستگی آنان به افراد دیگر مطرح می شود. دلایلی که سبب وابستگی افراد سالمند می گردد شامل موارد زیر است:
بیماری
ناتوانی
اختلالات ذهنی
فوت همسر، خویشان و دوستان
فقر. (حسام زاده، 1382)
2-3 روند های جمعیتی و روابط بین نسلی
افزایش پیوسته طول عمر و کاهش باروری در طی قرن بیستم ساختار سنی جمعیت بسیاری از کشورها را تغییر داده است. به دلیل طولانی تر شدن طول عمر، اعضای خانواده زمان بیشتری را در مراحل بعدی نسبت به گذشته با هم سپری خواهند کرد. این اولین بار در طول تاریخ بشر است که تعداد زیادی از والدین و فرزندان آنها پتانسیل سپری کردن زمان زیادی از نیمه دوم زندگیشان را با هم دارند. و با وجودی که هنجارهای اجتماعی واضح و حتی مقررات قانونی راجع به نقش والدین و فرزندان جوان وجود دارد. و والدین حمایت های مالی، عاطفی و.....به فرزندان خود ارائه می دهند و آنها را اجتماعی می کنند و فرزندان نیز وظایف روشنی در قبال والدین خود دارند. اما پارامترهای وظیفه برای روابط
بین نسلی در انتهای زندگی نامعلوم است (ریلی و ریلی، 1986).کاهش میزان باروری و افزایش امید به زندگی به افزایش جمعیت سالمندانی منتهی شده است که باید به وسیله تعداد کمتری از فرزندان (در نتیجه کاهش باروری) حمایت شوند، فرزندان بزرگسالی که خواهر و برادر کمی دارند تا در مسئولیت های مراقبتی با آنها شریک شوند. چنانکه ساختار خانواده درحال انتقال از هرمی با تعداد زیاد در نسل جوان و تعداد کمی از نسل سالخورده به آنچه اصطلاحاً بنگستون (1993) "خانواده چند نسلی کم تعداد"یعنی خانواده ای با چهار یا پنج نسل که تعداد اعضای درون هر نسل کم خواهد بود است. اگر میزان های باروری در سطح موجود باقی بماند اعضای خانواده دسترسی کمی برای مراقبت کردن از سالمندان خواهند داشت و رابطه فرزندی مبتنی بر پیوندهای احساسی خواهد بود تا حس وظیفه و تعهد(چرلین و فورستنبرگ،1986). و همگان درمورد بار مسئولیتی که برعهده گروه های سنی میانه قرار میگیرد نگران هستند. با این حال نتایج تحقیق بر قوت پیوندهای نسلی، تداوم تعهد فرزندان به والدین و فراوانی تماس بین نسل ها متکی است. و افراد سالمند خانواده همچنان به عنوان منبع اجتماعی کردن، مراقبت کردن وحمایت های مالی برای نسل های جوان تر می باشند (برادی،1981؛ جانسون،1988؛ آوری،1993). با این وجود اعضای خانواده ممکن است به جای اینکه به طور مستقیم به وظایف مراقبت کردن خود عمل کنند به مدیران موردی تغییر یافته باشند، به طور مثال با به خدمت گرفتن پرستار مسئله مراقبت از سالمندان را مدیریت کنند. و فرزندان تنها در زمان های نیاز به والدین سالمند خود کمک می کنند (سلزر،1992). (به نقل از جانگ،1999: 3-1)
2-4 نظریه های مربوط به روابط بین نسلی
2-4-1 نظریه دلبستگی
جان بالبی تئوری دلبستگی را براساس مفاهیم پیشینه شناسی، زیست شناسی و روان کاوی در یک چارچوب تکاملی ارائه کرد. ماری اینسورس نظرات تئوریکی بالبی را بر فرض های قابل آزمون در تحقیقات تجربی کشاند و به گسترش این تئوری در آینده کمک شایانی کرد. (مرز و دیگران2007؛ به نقل از کریمی، 1386: 14)
تئوری دلبستگی مستقیماً با مفاهیم روان شناسی که پدیده ایی در دنیای اجتماعی است متصل است. تئوری دلبستگی در یک حوزه مشترک به وسیله روان شناسی و جامعه شناسی بسط پیدا کرده است. این تئوری روابط بین نسلی را ریشه در ارتباط شکل گرفته بین کودک و مادر، که حمایت کننده اصلی فرزند در آن سنین است، می داند. براین اساس سه نوع رابطه دلبستگی در کودک شکل می گیرد، که شامل ایمن، ناایمن و دوسویه است. هر کدام از این نوع تجارب و دلبستگی در فرد درونی می شود و بخشی از شخصیت وی را مشخص می کند که ایجاد کننده شکل روابط بین فرد و دیگری است و خصوصاً در دوران نوجوانی ثبات پیدا می کند. در ارتباط با انواع دلبستگی در دوران بزرگسالی، هاروویتز و بارسولامو(1991) چهار مدل از احساس درونی مثبت و منفی در رابطه خود و دیگری ارائه می دهند؛
الف) افراد ایمن همراه با احساس مثبت نسبت به خود و دیگری.
ب) اشخاص دلمشغول: احساس منفی نسبت به خود و مثبت نسبت به دیگری.
ج) اشخاص منزوی با احساس مثبت نسبت به خود و منفی نسبت به دیگری که مانع ارتباط با دیگری است.
د) اشخاص ترسو با احساس منفی نسبت به خود و دیگری.
مطالعات بارسولومو(1997) نشان می دهد، الگوی دلبستگی به طور مستقیمی روابط حمایتی را از طریق اثر مدل ها بر رفتار جستجوی کمک نشان می دهد. بنابراین وجود هر کدام از این الگوهای شخصیتی تبیین کننده الگوی خاصی در روابط بین نسلی خواهد بود.
مطالعات سسایرلی براساس تئوری دلبستگی حاکی از آن است که فرزندان به حمایت از والدین شان گرایش دارند، مخصوصاً زمانی که متوجه در خطر بودن آنان می شوند. مطالعات ترامتورف(2005) نیز اشاره می کند که حتی برای فرزندان بزرگسال، والدین منبع اولیه حمایتی در دوران استرس هستند و زمانی که منابع دلبستگی شان در معرض خطر است، به دلیل نیازهای خودشان، از آنها حمایت می کنند. فرزندان بزرگسال کمک را به منظور حفظ والدین شان که به عنوان حمایتی هستند، ارائه می دهند. (کریمی، 1386: 15-14)
انتقاداتی را که می توان از چنین تئوری داشت آن است که اولاً این تئوری روابط بین نسلی را تنها از یک بعد روان شناختی مورد بررسی قرار می دهد و ابعاد دیگر مانند محیطی و اجتماعی و غیره را در بر نمی گیرد. و در واقع به علل و عوامل حمایت فرزندان از والدین توجه دارد. در صورتی که به عکس این جریان توجه زیادی ندارد، زیرا این جریان دوطرفه است.
2-4-2 نظریه نوع دوستی
نوع دوستی به معنی انجام کاری برای دیگری به علت اینکه در مورد رفاه دیگری نگرانی وجود دارد. تکیه این تئوری بیشتر روانشناسی اجتماعی است، به طور کلی طرفداران این تئوری تصدیق می کنند که والدین احساس می کنند حمایت بیشتری را نسبت به آنچه از فرزندان دریافت می دارند به آنها ارائه می دهند، و همین امر دلیل محکمی برای نوع دوستی والدین است.
این تئوری بر سه فرض استوار است:
والدین حمایت بیشتری را به فرزندانی که منابع کمتری دارند ارائه می دهند، نسبت به فرزندانی که منابع بیشتری در اختیار دارند.
فرزندان والدین طلاق گرفته بیشترین حمایت را از والدینی که منابع کمتری در اختیار دارند، دریافت می دارند.
هر زوج بیشترین حمایت را به والدینی( والدین مرد یا زن) که کمترین میزان منابع را در اختیار دارند، ارائه می دهند. (کالمین 2005)
برای درک بهتر تئوری نوع دوستی باید عنوان کرد که اکثر سرپرستان خانوار سرمایه های مالی را بدون انتظار بازگشت به فرزندانشان ارائه می دهند. همچنین نوع دوستی ممکن است به انتقال منابع از فرزندان به والدین سالمند منجر شود، مخصوصاً اگر والدین احساس قوی مسئولیت فرزند شایسته را در فرزندان شان القا کرده باشند (لی، پاریش و ویلس،1994؛ به نقل از فرانکبرگ و دیگران، 2002).
2-4-3 نظریه مبادله:
تئوری مبادله بیان می کند که والدین زمانی که جوان هستند روی فرزندان شان سرمایه گذاری می کنند و زمانی که پیر شدند، فرزندان به وسیله توجه به والدین و حمایت شان در واقع سرمایه گذاری آنها را باز پس می دهند(کالمین،2005). بنابراین تأکید این تئوری بر وابستگی متقابل نسل هاست که مبادله دوجانبه منابع بین والدین سالمند و فرزند بزرگسالشان را به جریان می اندازد. تئوری مبادله اجتماعی توازن وابستگی و قدرت را به عنوان عنصر تعیین کننده رضایت دو طرف در روابط دو نسل می داند. (لونستین،1999؛ به نقل از کالمین، 2005).
مبنای این تئوری بر چند فرض استوار است:
حمایت فرزندان از والدین در اواخر زندگی والدین افزایش می یابد.
اکثر والدین زمانی روی فرزندانشان سرمایه گذاری می کنند که فرزندان جوان هستند و بیشترین میزان حمایت را زمانی از جانب فرزندانشان دریافت می دارند که پیر شده باشند.
دارایی بیشتر والدین منجر به حمایت و توجه بیشتر فرزندان به آنها می گردد.
والدین بیشترین نوع حمایت عملی(خدماتی) را به فرزندانشان ارائه می دهند و حمایت مالی را از فرزندان دریافت می دارند (کالمین2005).
تئوری مبادله به نوعی در مقابل تئوری نوع دوستی قرار می گیرد، چراکه اساس تئوری نوع دوستی بر کمک به نسل دیگر بدون هیچگونه چشم داشتی است در صورتی که تئوری مبادله بر در نظر گرفتن منافع شخصی در حمایت به نسل دیگر تأکید دارد.
مدل استدلال هم یکی ا زقدیمی ترین مدل هاست که ما آن را در عنوان کلی تر مبادله جای داده ایم چرا که همان مفهوم مبادله را در بردارد. این مدل سعی دارد از خانواده به عنوان منبع سرمایه نام ببرد و شبکه ارائه منابع را در دوره های زندگی در بین چند نسل نشان دهد، "بدین صورت که در جوامع سنتی فرزندان مکانیزم طولانی مدت برای سرمایه گذاری هستند، فرزندان بزرگسال از والدین سالمندشان نگهداری می کنند، با انتظار اینکه در آینده فرزندانشان همان حمایت را از آنان به عمل آورند"(ویلس،1980) از طرف دیگر فرزندان انگیزه قوی برای حفاظت از والدینشان در سنین سالمندی دارند، چراکه والدین بر زمین و تجارت خانوادگی که درآمد فرزندان به آن وابسته است، کنترل دارند. فرزندان بزرگسالی که از والدینشان حمایت می کنند، ممکن است خودشان را به عنوان افراد مسنی ببینند که در آینده به حمایت فرزندانشان نیاز دارند (به نقل از فرانکبرگ و دیگران،2002: 629-628).
توسعه اقتصادی چنین سیستمی را بی ثبات کرد. مانند گسترش خدمات مالی در جامعه و متوسل شدن افراد به روش های دیگر پس انداز، هچنین صنعتی شدن و مدرنیزاسیون که فرد گرایی را ترغیب می کند به طور اغوا گرایانه ای فرصت های پر منفعت را بیرون از خانواده تهیه نمود.
2-4-4 نظریه ارزش ها:
تئوری ارزش ها بر برخی نرم های تأثیرگذار بر وظایف خویشاوندی تأکید دارد. همان طور که در تئوری مبادله مطرح گردید، تا حدی مشکل احتمال و خطر عدم بازگشت سرمایه گذاری والدین با فرض های این تئوری حل می شود، چراکه این ارزش ها در فرد درونی می شود و همین امر تضمینی برای باز پس گیری حمایت است.
مسئله مهم آن که وظایف خانوادگی قوی در طول زمان به علت اینکه برخی از جوامع به سمت فردگرایی در حال حرکت هستند، ضعیف می گردد، به عنوان مثال با افزایش تحصیلات فرزندان احتمال اینکه فرزندان وظایف فرزندی خود را انجام ندهند افزایش می یابد (کالمین، 2005).
این تئوری نیز بر سه فرض استوا است:
بیشتر افرادی که به ارزش های خانوادگی پایبند هستند، حمایت بیشتری را به فرزندانشان ارائه می دهند .
بیشتر افراد وقتی جوان هستند با ارزش های خانوادگی درونی می شوند و بنابراین در نهایت بیشتر آنها از والدینشان حمایت می کنند.
ارزش های خویشاوندی قوی تر در هر کدام از والدین و فرزندان منجر به حمایت یک فرد از نسل دیگر خواهد شد.(کالمین،2005)
2-4-5 تئوری ناهماهنگی در روابط بین نسلی:
لوسچر ناهماهنگی را اینگونه تعریف می کند، تلاشی برای رسیدن به توافق در وجود همزمان نظم و تضاد در روابط بین نسلی که نتایج حاصله، بین دو سر طیف استقلال و وابستگی، عشق و نفرت، نزدیکی و فاصله است. از نظر لوسچر و پلیمر (1998) ناهماهنگی بین نسلی، که تا همین اواخر به عنوان جایگزین جنبه های انسجام در مطالعه روابط والدین- فرزندان در اواخر زندگی خصوصاً در زمینه مراقبت از سالمندان پیشنهاد می شد، روابط ناهماهنگ و منفی بین نسلی میان اعضای خانواده را نشان می دهد.
اساس بحث ناهماهنگی بر تئوری پست مدرن و فمنیسم است. این دیدگاه ادعا می کند که روابط خانوادگی تحت تأثیر زندگی امروزی خانواده و اشکال کثرت گرایانه و متعددی مانند طلاق و ازدواج مجدد است و ادعا می کند که اصطلاح ناهماهنگی بین نسلی بازتاب تناقض در روابط والدین و فرزندان است به طوری که آنها نمی توانند به توافق برسند و شامل دو بعد می باشد:
تناقض در سطح ساختار اجتماعی (در نقش ها و ارزش ها)
تناقض در سطح خردتر یعنی در شناخت، عواطف و محرک ها
لوسچر و پلیمر در مقاله خود به این دوسطح ناهماهنگی اشاره و سه بعد را برای آن پیشنهاد می دهند، که عبارتند از :
ناهماهنگی بین وابستگی و استقلال
ناهماهنگی در نتیجه ارزش های موجود در روابط بین نسلی
ناهماهنگی در نتیجه انسجام
در نوع اول، روابط والدین و فرزندان خصوصاً در سنین بزرگسالی ناهماهنگی بین مطلوبیت یاری رساندن یا حمایت از دیگری و در مقابل فشارهایی برای آزادی روابط والدین- فرزند وجود دارد.
در روابط بین نسلی، مطالعات جامعه شناختی به ساختارهای ارزشی مانند وظایف و مسئولیت های اعضا نسبت به هم می پردازد. در ناهماهنگی بین نسلی با تضاد بین ارزش ها مواجه می شویم به عنوان مثال، مطالعات جورج (1986) نشان می دهد وفاداری به والدین در مقابل وفاداری به همسر و فرزندان قرار می گیرد و گاهی احساس می شود که قابل حل نیست و حتی ایجاد کننده احساس گناه در فرد نیز می گردد.
در ارتباط با بعد سوم ناهماهنگی باید گفت در خانواده هایی که در بین همه اعضا انسجام وجود دارد، به عنوان مثال یک جا ساکن هستند، فاصله جغرافیایی نسبتاً کمی از هم دارند، وابستگی متقابلی برای دریافت کمک به یکدیگر دارند و فراوانی تماس آنها زیاد است احتمال وجود تضاد در بین آنها بالاست.(لوسچر و پلیمر،1998)
2-4-6 تئوری انسجام
براساس تعریف دورکیم (1977) و واگنر (2001) انسجام در کل علایق، اهداف و یا همدلی یک شکل در میان اعضای یک گروه است. دورکیم انسجام را اینگونه تعریف می کند، انسجام یک واقعیت اجتماعی است که می توان آثار آن را مطالعه کرد. انسجام یک تعلق اجتماعی است که ایجاد کننده همبستگی کلی جامعه است و از ایجاد آنومی از طریق استقلال فردی جلوگیری می کند. بنابراین انسجام هم عنصر اخلاقی است و هم عنصر سازمان و تلفیق اجتماعی و کاملاً با شرایط اجتماعی مرتبط است. انسجام می تواند به عنوان یک روش منطقی دیده شود که وقتی در جامعه، سازمان ها و مجموعه های متفاوتی از نقش های اخلاقی در یک مسیر منظم و در یک گروه معین به طور متقابل همکاری دارند، ظاهر می شود. در هر حال دورکیم دو نوع انسجام را از یکدیگر تمییز می دهد، به نام های انسجام مکانیک و انسجام ارگانیک. انسجام مکانیک نوعی از انسجام با مفاهیم مشترک، پیوستگی و احساس مشابه است که در یک زمینه مشابه کار می کنند و شکل می گیرند. انسجام ارگانیک ناشی از فشار بیرونی است و در هر حال به کارکردهای متفاوت و تقسیم کار بستگی دارد که اساس تمرکز بر تفاوت ها در بین اشخاص است و همین تقسیم کار و نقش های متفاوت برای حفظ جامعه توزیع می شوند، که می توان از آن به عنوان یک پروسه اجتماعی خود سازمان دهی یاد کرد. انسجام ارگانیک در نتیجه تغییرات در سطح کلان جامعه شکل می گیرد و نوعی از انسجام است که در ساختار جمعیتی جدید منطبق می شود. ساختار قدیمی نشانه های انحصار خودشان را در شکل خاص اجتماع از دست می دهند و استحکام جدیدی برای ورود به ترکیبات جدید در کنار تعلقات خانوادگی و ساختار خویشاوندی شکل گرفته، جامعه چند بعدی می شود و روابط در آن پیچیده تر می گردد. در نوع جدید انسجام، اشخاصی که قبلاً به وسیله ترسیم مرزهای خویشاوندی از یکدیگر جدا بودند اکنون درگیر مبادله فعالیت هایی هستند که منجر به درجه بالایی از اخلاق با پویایی شدید می شود. بر همین اساس روابط بین نسلی که در بحث انسجام موقتی مورد استفاده قرار گرفته (بنگستون و روبرت؛1991، بنگستون و همکاران؛2001) به انسجام بین نسلی بین والدین و فرزندانشان در طول دوره زندگی اشاره دارد(مرز و دیگران 2007، 177-176)
"بنگستون و همکاران (1976) مفاهیم کارکرد ساختاری، هنجارهای اجتماعی، مبادله اجتماعی و دلبستگی را یکپارچه کرد و مدل انسجام روابط بین نسلی را جهت توضیح روابط پیچیده بین نسلی پیشنهاد کرد (بنگستون و روبرترت،1991). این مدل یکی از معدود تئوری هایی است که بر روی روابط والد- فرزندی در انتهای زندگی متمرکز است. مدل بنگستون و روبرت (1991)، شش بعد از روابط فرزند، والدین را در درون بزرگسالی و سالمندی نشان می دهند که از آنها با عنوان عناصر ضروری انسجام بین نسلی یاد می شود. و این ابعاد شامل :
معاشرتی (فراوانی و الگوی کنش متقابل در انواع فعالیت هایی که اعضای خانواده درگیر هستند)
اجماعی (درجه توافق بر روی ارزش ها، نگرش ها و عقاید در میان اعضای خانواده)
اظهاری یا دلبستگی عاطفی (نزدیکی عاطفی و صمیمیت میان اعضای خانواده)
کارکردی (کمک مالی و حمایت عاطفی میان اعضای خانواده)
ارزشی (قوت تعهد نسبت به اجرای نقش های خانوادگی و اجرای وظایف خانوادگی)
فرصت های ساختاری( فرصت های برای روابط بین نسلی که به خاطر الزام هایی مانند شمار اعضا ، نوع و نزدیکی جغرافیایی اعضای خانواده صورت می گیرد) (جانگ، 1999: 10-9)
بین شش بعد این مدل ارتباط علی برقرار است. مدل انسجام خانوادگی به علت تأکید فراوان بر جنبه مثبت و توافق عام بر انسجام بین نسلی مورد انتقاد لوسچر و پیلمر(1998) و مارشال و همکاران(1992) قرار گرفت. (جانگ، 1999: 11)
اما بنگستون و همکاران (2002) بیان کردند که انسجام به عنوان یک مفهوم باز و نامشخصی است که می تواند همچنین شامل اشکال مثبت انسجام و یا ناهماهنگ آن باشد، انسجام در بین بی نهایت ابعاد گوناگون درجه بندی شده است که با عرصه های گوناگون زندگی مرتبط است؛ مانند انسجام عاطفی(نزدیکی در مقابل فاصله)، انسجام کارکردی(استقلال در مقابل وابستگی)، انسجام توافقی(توافق در مقابل اختلاف عقیده)، انسجام اجتماعی(تلفیق در مقابل انزوا)، انسجام ساختاری(فرصت ها در مقابل موانع) و انسجام هنجاری(خانواده گرایی در مقابل فرد گرایی) (به نقل از کریمی، 1386: 21). در هر صورت اجماعی در مورد اینکه آیا انسجام، پیچیدگی ناهماهنگی و تضاد را به طور کامل در عمق روابط پوشش می دهد وجود ندارد و این را می توان یکی از ضعف های این تئوری دانست.
انتخاب ساختار انسجامی و شش بعد مورد فرض به عنوان عناصر عملیاتی، منعکس کننده سه تئوری سنتی می باشد که عبارتند از: الف) تئوری کلاسیک سازمان اجتماعی، ب) روانشناسی اجتماعی دینامیک های گروه و ج) جنبه های توسعه یافته در تئوری خانواده. به عنوان مثال برخی از تئوری ها ی اخیر بر اهمیت ارزش های گروهی و وابستگی متقابل کارکردی در شکل گیری رفتار پافشاری دارند. همچنین مطرح شدن روابط گزلشافت و گمین شافت توسط تونیس بر اهمیت انسجام تأکید می ورزند. تئوری های روانشناسی اجتماعی هومنز(1950) و هایدر(1985) در مورد اهمیت عواطف (اظهارات)، کنش و واکنش(معاشرت)، شباهت(اجماع) و ارزش ها نسبت به اعضای گروه اهمیت تئوری انسجام را نشان می دهد. رده بندی های مشابهی در تئوری های خانواده دیده می شود به عنوان مثال شش بعد ساخته شده در کار جانسن(1952)، نی و راشینگ(1969) ابعاد معاشرتی، عاطفی، اجماعی، کارکردی و ارزشی در روابط خانوادگی . نشان از سابقه این تئوری دارد.( بنگستون و روبرت،1991؛ به نقل از کریمی1386: 26). بنابراین این تئوری از روابط بین نسلی از عمر طولانی در مطالعات خانواده برخورددار است.
همان طور که بیان شد مدل انسجام خانوادگی بنگستون دارای شش بعد است، که مهمترین بعدی که تقریباً در تمام مطالعاتی که با هدف بررسی روابط بین نسلی انجام شده است مشترک است، بعد کارکردی یا در واقع سیستم حمایتی بین والدین و فرزندان است.
2-4-6-1بعد کارکردی:
بنگستون بیان می کند بعد کارکردی دارای دو جنبه ذهنی و عینی در مبادله بین والدین و فرزندان می باشد. عنصر عینی مبادله منعکس کننده کیفیت، نوع و کمیت منابع هریک از اعضاست که در روابط بین نسلی بین اعضاء توزیع می شود. این عنصر عینی مبادله را می توان به کارکرد مثبت ارزش های فردی و احساسات عاطفی بین نسلی در نظر گرفت.(بنگستون و روبرت1991؛ نقل از کریمی،1386: 27)
مطالعات روسی و روسی (1990) نشان می دهد که اعضای مختلف نسل ها انواع فراوانی از کمک را مورد مبادله قرار می دهند (والدین سالمند ممکن است حمایت های عاطفی را توزیع کنند، در صورتی که فرزندان بزرگسال کمک های جسمی و مادی را توزیع نمایند). در هر حال ممکن است جنبه های متفاوت مبادلات بین نسلی مانند عشق و پول درک برابری را در این مبادلات برای افراد مشکل کند. والدین و فرزندان برخی از کمک ها را به دلیل برابری در مبادلات شان انجام می دهند. این مسئله در مبادلات جنبه های ذهنی انسجام کارکردی را نشان می دهد. مسئله ی ادراک فردی در توازن مبادلات بین نسلی اثر مثبتی بر احساسات عاطفی بین والدین و فرزند(انسجام اظهاری) و دامنه ی ارتباطات (انسجام معاشرتی) دارد. این امر ارتباط بین ابعاد گوناگون روابط بین نسلی را نشان می دهد. اسچوارز و دیگران (2006) بر اساس سه نوع حمایت مالی، ابزاری یا مراقبتی و عاطفی سعی در نشان دادن کیفیت روابط و حمایت های بین نسلی دارند که فرصت های ساختاری روابط متقابل خانواده(مانند نزدیکی جغرافیایی) و هنجارها در وظایف خانوادگی، پیش نیاز اساسی برای مبادله ی حمایت و روابط بین نسلی هستند.
کالمین(2005) در مقاله خود حمایت را در قالب سه نوع بیان می کند که عبارتند از:
الف) حمایت عملی(ابزاری): مانند کمک کردن به والدین در انجام امور منزل، مراقبت از والدین زمانی که آنها بیمار هستند و زمانی که والدین برای کمک به فرزندانشان در نگهداری کودکان (نوه ها) صرف می کنند
ب) حمایت مالی: که بین دو نسل در جریان است مانند مبالغ پولی که والدین به فرزندان شان، زمانی که فرزندان در حال تحصیل یا خرید خانه هستند می دهند. ارث نیز شامل این مقوله می گردد.
ج) حمایت اجتماعی: شامل مسائل مهمی مانند ملاقات والدین، توجه و یا نصیحت. این شکل از حمایت شفافیت کمتری دارد و عناصر آن مبهم و اندازه گیری آن سخت است.
2-4-6-2 فرصت های ساختاری:
فرصت های ساختاری، فراوانی وشدت انواع معاشرت و منابع مبادلاتی را تحت تأثیر قرار می دهد. بنگستون فرصت های ساختاری را فقط شامل ویژگی های جمعیت شناختی مانند تعداد فرزندان نمی داند بلکه فاصله جغرافیایی والدین سالمند از فرزندانشان را هم جزء فرصت های ساختاری می داند. که نه فقط فراوانی معاشرات و میزان حمایت های مورد مبادله را تحت تأثیر قرار می دهد بلکه احساسات، عواطف بین دونسل و حتی ارزش ها و وظایف اعضای خانواده که ممکن است منجر به دریافت و ارسال کمک در آینده گردد را تحت الشعاع قرار می دهد. جانگ جنسیت، رتبه تولد و وضعیت ازدواج فرزندان را هم به عنوان فرصت های ساختاری تعریف کرده است (جانگ 1999:13).
بسیاری از مطالعات مانند کار بنگستون در سال 2001 و لونستین در سال 1999 به عواملی چون نژاد، درآمد (پایگاه اجتماعی- اقتصادی)، سن و جنس به عنوان عوامل تأثیر گذار بر روابط بین نسلی توجه کرده اند، که می توان از آنها به عنوان عوامل ساختاری دیگر یاد کرد( کریمی، 1386: 28).
جدول 2-2 اجزاء انسجام بین نسلی همراه با تعاریف و شاخص های عملیاتی
اجزاء تعریف اسمی تعریف عملیاتی
انسجام معاشرتی فراوانی و الگوی کنش متقابل در انواع فعالیت هایی که اعضای خانواده درگیر هستند فراوانی کنش و واکنش بین نسلی( مانند روابط رو در رو، تلفنی، الکترونیکی یا میل)
انواع فعالیت های مشترک(مانند: تفریحات،رویدادهای خاص وغیره
انسجام اظهاری
نوع و در جه احساسات مثبتی که از اعضای خانواده حمایت می کند و درجه متقابل بودن این احساسات اندازه تظاهر احساسات صمیمیت، نزدیکی، فهم صداقت، احترام و غیره نسبت به اعضای خانواده
درجه درک متقابل احساس مثبت در بین اعضای خانواده
انسجام اجماعی درجه توافق بر روی ارزش ها، نگرش ها و عقاید میان اعضای خانواده توافق بین فامیلی در بین اشخاص نسبت به ارزش ها، نگرش ها و عقاید خاص
درجه مشابهت درک شده با دیگر اعضای خانواده در ارتباط با ارزش ها و نگرش ها

Related posts:


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Related Posts

پژوهش-پایان نامه

پژوهش علمی — پایان نامه249) پژوهش های ارشد

2- 3 جامعه پژوهش.....................................................................................................................40 3- 3 نمونه پژوهش ، تعیین حجم نمونه و روش نمونه گیری.......................................................404- 3 مشخصات واحدهای پژوهش..............................................................................................415- 3 محیط پژوهش.....................................................................................................................426- 3 ابزار های گردآوری داده ها.................................................................................................427- 3 تعیین اعتبار و اعتماد علمی Read more…

پژوهش-پایان نامه

پایان نامه — پایان نامه239) دانلود پژوهش

عنوان صفحهفصل اول: کلیات TOC \o "1-3" \h \z \u 1-1-مقدمه PAGEREF _Toc372535045 \h 21-2-بیان مسئله PAGEREF _Toc372535046 \h 51-3-اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc372535047 \h 91-4-اهداف تحقیق PAGEREF _Toc372535048 \h 131-4-1-‌هدف اصلی PAGEREF _Toc372535050 Read more…

پژوهش-پایان نامه

پایان نامه — پایان نامه240) پژوهش

2-2-3-2 ساخت27 3-2-3-2 یکپارچگی28 4-2-3-2 تعادل28 5-2-3-2 ارزش ها293-3-2 دیدگاه مبادله30 1-3-3-2 پاداش30 2-3-3-2 انگیزش31 3-3-3-2 سود31 4-3-3-2 اراده گرایی32 5-3-3-2 تایید اجتماعی324-3-2 الگوی اقتصاد سیاسی33 1-4-3-2 دیدگاه انتخاب عاقلانه33 2-4-3-2 دیدگاه انتخاب عاقلانه اصلاح Read more…