مقایسه تغییرات عمق پاکت برحسب فک بالا و پایین 33
فصل پنجم : بحث
بحث 35
نتیجه گیری وپیشنهادات 40
نتیجه گیری 41
پیشنهادات 42
منابع 44
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 3- 1 متغیرهای مورد نظردرارزیابی ایمپلنت های بارگذاری شده 27
جدول شماره 3-2 آزمون های مورد استفاده درارزیابی متغیرها 28
جدول شماره 4-1 مقایسه میانگین تحلیل استخوان دردو نوع ایمپلنت 30
جدول 4-2 مقایسه میانگین عمق پاکت دردونوع ایمپلنت 31
جدول4 -3 توزیع فراوانیBOP در دونوع ایمپلنت 32
جدول 4-4 مقایسه میانگین تحلیل استخوان در دو فک 33
جدول4-5 مقایسه میانگین عمق پاکت در دو فک 33
نمودار4-1 توزیع فراوانی BOP در دو نوع ایمپلنت 32

فهرست تصاویر
عنوان صفحه
تصویر 1-1 3
تصویر 1-2 4
تصویر 1-3 انواع ایمپلنت های SPI 9
تصویر 3-1
25
تصویر 3-2 25

اختصارات
:BOP Bleeding On Probing
Swiss Precision and Innovation :SPI
چکیده
موفقيت طولاني مدت كلينيكي ايمپلنت ها وابسته به استئواينتگريشن و چسبيدن بافت هاي نرم و اپي تليوم به سطوح ايمپلنت است. اندكس هاي مختلفي شامل: پلاك اندكس ، اندكس لثه اي ، خونريزي حين پروبينگ و تحليل استخوان براي ارزيابي سلامت بافت هاي نرم اطراف ايمپلنت استفاده مي شود ، تحليل استخوان مارژينال بوسيله راديوگرافي ارزيابي مي شود و بطور مستقيم در ارتباط با موفقيت طولاني مدت درمان هاي ايمپلنت است.. بخاطر اينكه سازندگان ايمپلنت هاي دنداني بتوانند ميزان تحليل كرست استخوان را به حداقل برسانند ، تمهيدات مختلفي را اعمال نموده اند ، كه از آن جمله مي توان به ايجاد تغييرات سطحي ايمپلنت (اسيد اچ ، سندبلاست ، هيدروكسي آپاتيت و ...) ، تغيير در شكل ايمپلنت ( استوانه اي ، مخروطي) و تغيير در رزوه ها (نوع ، شكل و عمق رزوه) اشاره نمود.
اهداف:
هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر شکل بدنه ایمپلنت بر روی میزان تحلیل استخوان کرستال اطراف ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای سیستم SPI، شش ماه بعد از بارگذاری می باشد.
مواد و روش ها:
مجموعه ای از 32 ایمپلنت SPI (19ایمپلنت مخروطی/13ایمپلنت استوانه ای) ، به روش دو مرحله ای در 12 بیمار مرد قرار گرفتند. هیچ کدام از بیماران بیماری سیستمیک و عادت پارافانکشنال نداشتند و از لثه کراتینیزه و استخوان مناسب برخوردار بودند. نگاره های پری اپیکال به روش موازی، در ابتدا و شش ماه بعد از بارگذاری از محل ایمپلنت ها تهیه شدند. ارزیابی های کلینیکی مثل عمق پاکت و شاخص BOP ثبت شدند.
یافته ها :
بعد از گذشت شش ماه از بارگذاری میزان تحلیل استخوان کرستال در ایمپلنت های استوانه ای :mm(0.29)±0.84-و در ایمپلنت های مخروطی:mm(0.62)±0.73- بود که تفاوت معنی داری نداشت ( P=0.5 ). میانگین عمق پاکت در ایمپلنت های استوانه ای: mm (0.45)± 2.61 و در ایمپلنت های مخروطی: mm((0.44± 2.36 بود (P=0.1). شاخص BOP در گروه استوانه ای: 53.8%و در گروه مخروطی:47.4% بودP=0.7)). از نظر فک مربوطه، میزان تحلیل استخوان و عمق پاکت در فک بالا کمی بیشتر بوده ولی از لحاظ آماری معنی دار نمی باشد.
نتیجه گیری:
در این مطالعه هیچگونه تفاوت معنی داری از نظر میزان تحلیل استخوان کرستال، عمق پاکت و شاخص BOP بین ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای مشاهده نشد.
کلمات کلیدی:
ایمپلنت مخروطی، ایمپلنت استوانه ای،تحلیل استخوان کرستال
مقدمه :
از دست رفتن دندانها باعث مختل شدن استتيك ، جويدن و صحبت كردن بيمار ميشود. اگرچه پروتز هاي دنداني قادر به ترميم استتيك و فانكشن بيمار تا حدودي است ، اما بعضي مشكلات ايجاد شده توسط آنها سبب مي شود كه بيماران بدنبال استفاده از پروتزهاي ساپورت شونده توسط ايمپلنت باشند. كاهش زمان درمان و راحتي بيمار، در كنار داشتن استتيك مطلوب تر از مزاياي درمان با ايمپلنت هاي دنداني مي باشد. ميزان موفقيت تقريبا 100% و عدم تخريب دندان هاي مجاور از موارديست كه منجر به افزايش استفاده از درمان هاي ايمپلنت شده است.
نشان داده شده است كه استئواينتگريشن زماني بدست مي آيد كه ايمپلنت ها در موقعيت صحيح خود با استفاده از تكنيك جراحي مناسب ، همراه با حداقل تروما و حداقل حرارت حين عمل قرار گيرند. ايمپلنت ها بايد داراي ثبات اوليه بوده و از نظر مكانيكي در طي دوره ترميم دو تا شش ماه بارگذاري شوند. تمام فاكتورهاي فوق بر استئواينتگريشن موثر هستند.
موفقيت طولاني مدت كلينيكي ايمپلنت ها وابسته به استئواينتگريشن و چسبيدن بافت هاي نرم و اپي تليوم به سطوح ايمپلنت است. همان طور كه ايمپلنت هاي دنداني به محيط دهان اكسپوز مي شوند ، بايد از مواجهه با عواملي همچون دود سيگار و پلاك باكتريايي ممانعت شود. از آنجايي كه تماس ايمپلنت با استخوان بدون وجود PDL و الياف كلا‍‍‍ژن آن طور كه در دندان طبيعي است ، مي باشد بنابراين بافت ها در اطراف ايمپلنت استعداد به عفونت دارند. اندكس هاي مختلفي شامل: پلاك اندكس ، اندكس لثه اي ، خونريزي حين پروبينگ و تحليل استخوان براي ارزيابي سلامت بافت هاي نرم اطراف ايمپلنت استفاده مي شود ، تحليل استخوان مارژينال بوسيله راديوگرافي ارزيابي مي شود و بطور مستقيم در ارتباط با موفقيت طولاني مدت درمان هاي ايمپلنت است. مطابق با مطالعات مختلف انجام شده ، تغييرات كرست استخوان در اولين سال بعد از جايگذاري ايمپلنت بايستي كمتر از 1mm باشد ، كه به نظر مي رسد اين ميزان تحليل استخوان بخاطر سازگاري استخوان اطراف ايمپلنت با بار اكلوزال مي باشد. بخاطر اينكه سازندگان ايمپلنت هاي دنداني بتوانند ميزان تحليل كرست استخوان را به حداقل برسانند ، تمهيدات مختلفي را اعمال نموده اند ، كه از آن جمله مي توان به ايجاد تغييرات سطحي ايمپلنت (اسيد اچ ، سندبلاست ، هيدروكسي آپاتيت و ...) ، تغيير در شكل ايمپلنت ( استوانه اي ، مخروطي) و تغيير در رزوه ها (نوع ، شكل و عمق رزوه) اشاره نمود.
هدف از مطالعه حاضر بررسي تاثير يكي از اين تغييرات (شكل ايمپلنت) بر ميزان تحليل كرست استخوان پس از يك دوره شش ماهه بعد از بارگذاري مي باشد.
فصل اول
کلیات ومرورمقالات
کلیات : تعریف ایمپلنت
ایمپلنت (Implant) از دوجز Im و Plant تشکیل شده است (1). Im به معنای درون و Plant به معنای کاشتن است (2). ایمپلنت جسمی است که درجایی کاشته می شود و دراصطلاح دندانپزشکی وسیله ای است که از مخاط دهان عبور کرده و برروی یا درون استخوان فک قرار می گیرد (3) .
ساختار ایمپلنت
بطور کلی هرایمپلنت از سه قسمت تشکیل می شود (4).
فیکسچر (Fixture)
اباتمنت (Abutment)
سوپراستراکچر(Super structure)
مواد تشکیل دهنده ایمپلنت
بیومتریالهای فلزی مثل تیتانیوم ، آلومینیوم و انادیوم بطور گسترده ای بکار می روند و از ترکیبات کربن ، اکسیدآلومینیوم ، سرامیک ، سیلیکون نیز استفاده می شود . گروه فلزات قیمتی هم چون طلا ، پلاتین و آلیاژهایشان کمتر کاربرد دارند . ازطرفی مطالعات اولیه برروی ترکیبی از کرم ، کبالت و مولیبدن و همینطور ترکیب آهن ، کرم و نیکل انجام گرفته است . پلیمرها و ترکیباتشان (پلی متیل متاکریلات ، سیلیکون رابر ، پلی اتیلن ) به طور معمول مورداستفاده قرار نمی گیرند ، اما پیشرفت تکنولوژی ، نوید کاربرد آنها را در آینده می دهد (5).
طرح ایمپلنت
طرح ایمپلنت برحسب شکل بدنه (Macro design) و توپوگرافی سطحی (Micro design) طبقه بندی می گردد (5).
شکل بدنه ایمپلنت
شکل بدنه ایمپلنت درپیشگویی اسئواینتگریشن بعد از جایگذاری ایمپلنت و حفظ اسئواینتگریشن بعد ازفانکشن طولانی مدت تاثیرگذار است. براساس پروتکل جراحی ، ایمپلنت ها دودسته اند (5) :
ایمپلنت های پیچ شونده(تصویر1-1)
(Screw threaded implants)

تصویر 1-1
2-ایمپلنت های استوانه ای فاقد پیچ(تصویر1-2)
(Threadless cylinder implants)

تصویر 1-2
توپوگرافی سطحی ایمپلنت
بطورکلی اعتقاد براین است ، که خصوصیات سطحی ایمپلنت ، فازاولیه ترمیم را از طریق جذب مواد بیواکتیو از استخوان سرعت می بخشد و درنتیجه ، باندقویتری بین ایمپلنت و استخوان بدست می آید (6و7و8) .
تیتانیوم پلاسما اسپری شده (TPS) و هیدروکسی آپاتیت (HA) پوششهای سطحی اند که بیشتر مورد توجه اند . تیتانیوم پلاسما اسپری اولین سطحی بود که به دندانپزشکی ایمپلنت معرفی شد . این پوشش با ایجاد حالت سه بعدی روی ایمپلنت ، اتصال سلولهای استخوان ساز را تسهیل کرده و سبب افزایش سطح تماس ایمپلنت با استخوان می شود . اگرچه سطح تماس کلی تا %600 افزایش می یابد ، اما درنواحی که انتقال فشار را برعهده دارند (سطح فانکشنال)، تنها %30-25 افزایش می یابد . سطوح منفذدار مثل TPS ، استحکام کششی استخوان و ایمپلنت را نیز افزایش می دهند (9).
امروزه هیدروکسی آپاتیت (HA)بعنوان پوشاننده سطح ، کاربرد وسیعی دارد . بنابر اعتقاد برخی از محققین ، پوشش هیدروکسی آپاتیت ممکن است از سطح زیرینش جداگشته و درمایعات بافتی حل شود ، یا تخریب سریع استخوان اطراف ایمپلنت را ایجاد کند (10) .اما دربرخی گزارشات عکس العملهای مناسبی از پوشش HA را گزارش کرده اند که شامل آداپتاسیون سریع استخوان با HA ، ثبات مناسب درزمان Uncovering و افزایش رشداستخوان دراطراف قسمت کرونال ایمپلنت باشد . نگرانی بیشتری که به نظر می رسد ، این است که به دلیل خشونت و هیدروفیل بودن این ماده ، استعداد بیشتری به تجمع باکتری ها وجود دارد . دربرخی مطالعات اشاره شده است ، که پاتوژنهای پریودنتال معروف تمایل دارند که به HA بچسبند و ایمپلنت را مستعد Peri-implantitis کنند.
با این حال ، اگرچه درسطوح TPS و HA ثبات ثانویه و اینتگریشن زودتر بدست می آید ولی اگر این سطوح درمعرض مایعات دهانی یا میکروب ها قرارگیرند ، بسرعت تجزیه می گردند و با ایجاد التهاب اطراف ایمپلنت ، تحلیل پیشرونده استخوان را باعث می شوند . بنابراین هنگام استفاده از این ایمپلنت ها باید مراقب بود تا ایمپلنت بدون هیچ گونه آلودگی داخل استخوان قرار گرفته و ضخامت کافی استخوان در اطراف ایمپلنت وجود داشته باشد (8).
یک فاکتور مهم دیگر درافزایش سطح تماس ایمپلنت و استخوان ، خشونت سطح ایمپلنت است که در انتشار نیرو ، گیر ایمپلنت ، ایجاد تکیه گاه مناسب و عکس العمل سلولها نسبت به ایمپلنت مؤثر است.
به نظرمی رسد سلولهای استخوانی به توپوگرافی سطحی ایمپلنت حساس بوده و ممکن است از شکل مواد برای جهت گیری و میگریشن استفاده کنند (11).
سطوح صاف به آلودگی باکتریال و تحلیل پیشرونده استخوان مقاومت بیشتری نشان می دهند اما ثبات ضعیف تری داشته و میزان موفقیت کمتری را دراستخوان ایجاد می کنند . خشونت سطحی می تواند از طریق تکنیکهای Non-coating مثل Sand، Acid etching ، Grit blast ، Tio2-blasting یا ترکیبی از آنها بدست آید (8).
فاکتورهای کلیدی حصول اسئواینتگریشن (12):
ایمپلنت کاملا استریل بوده و فاقد هرگونه آلودگی باشد .
ایمپلنت ازجنس موادی با سازگاری زیستی بالایی باشد .
ایمپلنت با روش جراحی مناسب ، غیرمخرب و بدون حرارت قرارگیرد.
ایمپلنت دارای ثبات اولیه بعد از قرارگیری باشد .
ایمپلنت دارای طراحی مناسب از نظر Macrostructure باشد .
ایمپلنت دارای خصوصیات سطحی مطلوب از نظر Microstructure باشد .
بعد ازطی زمان ترمیم اولیه ، ایمپلنت باید قادر به تحمل نیروهای اکلوزالی باشد .
شرایط عمومی بیمار و محل قرارگیری ایمپلنت مناسب باشد .
کیفیت و کمیت استخوان محل ایمپلنت مناسب و کافی باشد .
فاکتورهای مرتبط با عدم حصول اسئواینتگریشن
الف – عوامل داخلی
سن و جنس
بیماریهای سیستمیک
سیگار
کیفیت و کمیت استخوان محل قرارگیری ایمپلنت
عادات پارافانکشن
سابقه بیماریهای پریودنتال
رادیوتراپی
عفونت
عدم وجود میزان کافی از بافت نرم کراتینیزه چسبنده
ب ) فاکتورهای مربوط به عمل کننده
تجربه عمل کننده
ترومای حاصله از جراحی
آلودگی باکتریال
استفاده از آنتی بیوتیک به عنوان پروفیلاکسی
نوع انسیژن ناحیه عمل
انکوریج مونوکورتیکال یا بایوکورتیکال
بارگذاری فوری ایمپلنت
قراردادن فوری ایمپلنت
قراردادن ایمپلنت به صورت یک مرحله ای یا دومرحله ای
عدم قراردادن تعداد کافی ایمپلنت
فواصل بین ایمپلنت و دندانهای طبیعی
طرح پروتز
ج- فاکتورهای مرتبط با بیومتریال
مواد کاربردی برای ساخت ایمپلنت
خصوصیات سطحی ایمپلنت
طرح ایمپلنت
معرفی سیستم SPI
شرکت THOMMEN Medical سازنده سیستم ایمپلنت SPI که مخفف Swiss precision and Innovation است، می باشد . این شرکت سوئیسی بوده و سابقه بالینی 25 ساله دارد . به گفته شرکت ایمپلنت های Thommen به گونه ای طراحی شده اند که ثبات اولیه خوبی فراهم نموده ، دارای انعطاف در طرح درمان بوده و پرتکل جراحی ساده ای دارند .
Macrosurface به ویژگیهای طراحی خارجی ایمپلنت اطلاق می شود، که در رابطه با ایمپلنت های این سیستم، ویژگیهای روزه دار بودن و Self tapping در همه آنان مشترک بوده و به شکل های استوانه ای یا مخروطی – استوانه ای وجود دارند . همچنین تمام ایمپلنت های این سیستم ناحیه اپیکال متقارب و گنبدی شکل دارند.
SPI element: به شکل استوانه ای بوده، از ناحیه collar ماشین شده کرونال تا ناحیه میانی قسمت اپیکال دارای قطر یکنواخت می باشد(تصویر1-3). این شکل ثبات اولیه خوبی فراهم نموده و نیاز به حداقل مراحل دریل کردن جهت آماده سازی ناحیه قرار گیری ایمپلنت دارد.
SPI contact: به شکل هیبرید یعنی مخروطی – استوانه ای می باشد، بدین صورت که ناحیه کرونال بدنه ایمپنلت ، به شکل متقارب می باشد تا با کانتور آلوئول هماهنگی نزدیکی داشته باشد ،که این می تواند نیاز به bone augmentation را از بین برده یا کاهش دهد، ضمن اینکه به روند اسئواینتگریشن کمک می کند(تصویر1-3) . در قسمت پایین ناحیه مخروطی بدنه ایمپلنت استوانه ای می باشد. این ناحیه با ایجاد تماس کامل با استخوان اسفنجی ثبات اولیه خوبی فراهم می کند . این نوع ایمپلنت در ساکت های دندان تازه کشیده شده و همچنین در مورد ریشه های مجاور نزدیک به هم و تقعرهای ریج ها کاربرد مناسبی دارد . این نوع ایمپلنت این امکان را برای کلینیسین فراهم میکند که ایمپلنت ها با platform به مراتب بزرگتر جهت ثبات پروتزی انتخاب کند ضمن اینکه ناحیه اپیکال باریکتر باعث دوری از ریشه های مجاور و کاهش ریسک fenestration می گردد.

تصویر 1-3 انواع ایمپلنت های SPI
مرور مقالات :
- Mailath وهمکاران در سال 1989 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:طرح های استوانه ای ایمپلنت بر طرح مخروطی ارجحیت دارند.(13)
-Siegele وهمکاران در مطالعه خود در سال 1989 نتیجه گرفتند که:در استخوان با تراکم پایین حداکثر استرس وتنش در اطرافapex ایمپلنت های متقارب متمرکز شده که این می تواند ثبات ایمپلنت را با مشکل مواجه سازد.(14)
- Reiger وهمکاران در سال 1990 در مطالعه خود گزارش دادند که: ایمپلنت های مخروطی با elasticmodulusبالا مناسب ترین فرم ایمپلنت می باشد.آنها نتیجه گرفتند که ایمپلنت های متقارب جهت دوری از استرس های«Punching»بهتر از ایمپلنت های استوانه ای هستند. (15)
- Andersson وهمکاران در سال 1995 در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که:ایمپلنت های مخروطی تحلیل استخوان بیشتری نسبت به سایر ایمپلنت ها نشان می دهند.(16)
- Friberg وهمکاران در سال 1995 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:شکل مخروطی ایمپلنت باعث تقویت ثبات اولیه ایمپلنت می گردد.(17)
-Jokstad وهمکاران در سال 2004 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: طی 2 سال در اطراف ایمپلنت های مخروطی میزان تحلیل استخوان بیشتری در مقایسه با سایراشکال مشاهده شد.(18)
-Osullivvan وهمکاران در سال 2004 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: تقارب 1درجه ای منجر به ثبات اولیه بیشتر در مقایسه با طرح استاندارد Branemark شد.شکل مخروطی ایمپلنت بعلت فشار بیش از حد حین جایگذاری آن ممکن است اثرات منفی روی بافت استخوانی داشته باشد ولی شواهدی مبنی بر اینکه طرح متقارب باعث واکنش های منفی دربافت استخوان می شود مشاهده نگردید.(19)
-Karoussis وهمکاران در سال 2004 در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که:10 سال بعد از کار گذاشتن ایمپلنت میزان بقای ایمپلنتITI پیچی تو خالی (Hollow) در مقایسه با انواع استوانه ای تو خالی به مراتب بیشتر بود.(20)
-Petrie وهمکاران در سال2004 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:افزایش طول و قطر ایمپلنت باعث کاهش تنش در ناحیه کرستال می گردد در صورتیکه افزایش تقارب با افزایش تنش کرستال همراه است، مخصوصا در ایمپلنت های باریک و کوتاه.بنابراین قطر،طول وتقارب بایستی در ارتباط با هم در نظر گرفته شوند.(21)
-Osullivan وهمکاران در سال2004 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:ایمپلنت های متقارب ثبات اولیه بالاتری نسبت به انواع با دیواره مستقیم دارند که این می تواند تاثیر قابل توجهی روی میزان موفقیت داشته باشد.(22)
- Saadoun وهمکاران در سال2004 با مقایسه ایمپلنت های متقارب با نوع دیواره مستقیم (استوانه ای)دریافتند که نوع متقارب انتشار استرس و تنش را بهبود می بخشد.(23)
- Ormianner وهمکاران در سال 2006 در مطالعه خود عنوان کردند که: نگرانی ها مبنی بر اینکه ایمپلنت های مخروطی نسبت به نوع استوانه ای به تحلیل استخوان مستعدتر هستند توسط مطالعه آن ها تایید نمی شود.ایمپلنت های مخروطی با وجود ریسک فاکتورها ، یکپارچگی و سطح استخوان مارجینال خود را حفظ کردند.(24)
-Cruz وهمکاران در سال2006 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:الگوی انتشاراسترس برای شکل های مخروطی و استوانه ای ایمپلنت مشابه است و در هر دو تمرکز استرس در اپیکال و بدنه دیده نشد. (25)
-Huang وهمکاران در سال 2007 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: استفاده از ایمپلنت های مخروطی منجر به کاهش استرس در استخوان ترابکولار و کورتیکال می شود.(26)
-khayat و Milliez در سال 2007 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: 2 سال بعد از بارگذاری میزان بقا و موفقیت ایمپلنت های متقارب چند رزوه ای که به شیوه non-submerged جایگذاری شده بودند برابر بوده و یا برتری داشت بر ایمپلنت های با دیواره موازی تک رزوه ای.(27)
- Kim وهمکاران در سال2008 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:شکل مخروطی ایمپلنت باعث تماس محکم با بافت استخوانی می گردد وثبات اولیه خوبی فراهم می کند. هم چنین میزان موفقیت ایمپلنت های استوانه ای و مخروطی ، بر اساس آنالیزهای histamorphometric و RFA تفاوت قابل توجهی نداشت.(28)
- Ormianner وهمکاران در سال 2008 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: میزان بقای ایمپلنت های مخروطی پیچ شونده بعد از 5.7 سال 5.98% و میزان موفقیت ایمپلنت های بقا یافته 2.96% بود و در 88% ایمپلنت های بقا یافته هیچ تحلیل استخوان قابل توجهی وجود نداشت ودر 12% تحلیل استخوان مشاهده شد یعنی 25% کل ایمپلنت ها.(29)
- Baggi وهمکاران در سال 2008 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: taper ایمپلنت باعث افزایش میزان فشار به استخوان کرستال می شود مخصوصا در ایمپلنت های باریکتر و کوتاهتر.(30)
-Nedirو همکاران در سال 2009 در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که:در نواحی آتروفیک خلفی ماگزیلا ثبات اولیه با استفاده از ایمپلنت های متقارب به خوبی تامین می شود حتی در مواقعی که استخوان باقیمانده .8mm3 است.تمام ایمپلنت ها از نظر بالینی ثبات داشته و تحلیل استخوان محدود بود.میزان بقا و موفقیت به ترتیب 100% و94% بود.(31)
-Kim وهمکاران در سال 2010 در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که: ایمپلنت های متقاربی که در ناحیه خلفی ماگزیلا قرار داده شده بودند نتایج بالینی مثبتی نشان دادند با میزان بقای یک ساله 4.97% و 7.94%.(32)
-Rismanchian وهمکاران در سال 2010 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: ایمپلنت های متقارب رزوه دار با رزوه های مثلثی استرس کششی و فشاری بالاتری نسبت به ایمپلنت های استوانه ای با رزوه های مربعی نشان دادند. بطور کلی ایمپلنت های رزوه دار بیشتر از ایمپلنت های بدون رزوه ، رزوه مثلثی بیشتر از رزوه مربعی و بدنه مخروطی بیشتر از بدنه استوانه ای استرس نشان دادند. با این وجود آنها مشاهده کردند که ایمپلنت های مخروطی رزوه مثلثی که در ناحیه سرویکال آن ها تراکم رزوه 2برابر شده به مراتب استرس فشاری وکششی کمتری در استخوان کورتیکال نسبت به ایمپلنت های استوانه ای یا مخروطی با رزوه های مثلثی یا مربعی نشان دادند.(33)
-Kitamura وهمکاران در سال 2011 در مطالعه خود گزارش نمودند که: بطور میانگین mm 1 تحلیل استخوان طی سال اول پس از بارگذاری یافت می شود و پس از آن سالانه mm 10. تحلیل رخ می دهد. بطور متوسط این میزان تحلیل استخوان مارجینال ظاهرا با سطح استخوان با ثبات و موفقیت ایمپلنت در دراز مدت همراه است.(34)
-Cochran در مطالعه خود در سال1999عنوان کرد که: بطورکلی ایمپلنت های جایگذاری شده در مندیبل بطور قابل توجهی میزان موفقیت بالاتری نسبت به ایمپلنت های ماگزیلا دارند. اگرچه در بیماران با بی دندانی پارسیل ایمپلنت های تیتانیومی با سطح زبر موفقیت بالاتری در ماگزیلا نسبت به مندیبل نشان دادند و در موارد جایگزینی تک دندانی میزان موفقیت در فک بالا و پایین مشابه بود.(35)
- Steigenga وهمکاران در سال2003 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: میزان شکست بیشتر در نواحی استخوان با کیفیت پایین گزارش شده است از جمله ناحیه خلف ماگزیلا. بطور کلی میزان موفقیت کمتری برای ایمپلنت های ماگزیلا در مقایسه با مندیبل گزارش شده است.(36)
-Sanfilippo و همکارش در مطالعه ای که در سال 2003 انجام گرفت،ازاستئوپروز به عنوان عامل موثر در تحلیل استخوان ماگزیلا نام برده شده است.(37)
-Khayat و همکاران در سال 2007 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که : موفقیت ایمپلنت ها در فک بالا 98.6% و در فک پایین 98.8% بود ولی این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود.(27)
-Mish وهمکاران در سال 2000 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: افزایش قطر و طول باعث کاهش استرس و تنش وارده به کرست استخوان آلوئول می شود ولی افزایش قطر تاثیر مهم تری از طول ایمپلنت در تعدیل استرس های وارده دارد.(38)
-Penarrocha و همکاران با بررسی 441 ایمپلنت ITI در 114بیمار،در سال 2002 اعلام کردند که هر چه طول ایمپلنت کمتر باشد ،میزان شکست بیشتر است .(39)
-Steigenga وهمکاران در سال 2003 در مطالعه مروری خود عنوان کردند که: در 18 مطالعه میزان شکست بیشتری برای ایمپلنت های کوتاه تر از mm10 گزارش دادند.(36)
- Baggi وهمکاران در سال 2008 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: واحد استرس و مناطق تمرکز استرس در استخوان متراکم با افزایش قطر ایمپلنت کاهش می یابد در حالیکه با افزایش طول ایمپلنت پخش استرس در استخوان اسفنجی بطور موثر تری صورت می گیرد. هم چنين افزایش قطر و طول ایمپلنت منجر به کاهش میزان فشار به استخوان کرستال می شود. در زمینه طرح ایمپلنت قطر پارامتر موثرتری از طول ایمپلنت است.(30)
Urdaneta – و همکاران در سال 2012 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: ایمپلنت های سایز5×8 تحلیل استخوان کمتری اطراف ایمپلنت های فک پایین نشان دادند.(40)
-Ojeda و همکاران در سال 2012 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: با کاهش طول ایمپلنت و مهم تر از آن با کاهش قطر ایمپلنت میزان تخریب استخوان افزایش می یابد. نتیجه اصلی این مطالعه این بود که با قطر ایمپلنت مساوی یا بزرگتر از mm3 میزان تخریب استخوان تحت کنترل است.(41)
-Teixeira و همکاران در سال 1997 اعلام کردند که: بین مقدار تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت با میزان التهاب مخاط اطراف ایمپلنت ارتباط وجود دارد.(42)
Charyeva – وهمکاران در سال 2012 در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که:موکوزیت به سن بیمار و تعداد واحدهای ایمپلنت قرار داده شده مرتبط است. التهاب اطراف ایمپلنت (peri-implantitis) بطور معمول در بیماران با سطح بهداشت پایین وبیمارانی که جهت معاینه روتین دندانپزشکی مراجعه نمی نمودند یافت می شد.(43)
- Heiemann وهمکاران در سال 2009 در مطالعه خود به نتیجه رسیدند که: ایمپلنت های با neck کاملا صیقلی شده و آنهایی که سطح زبر (roughened) دارند وقتی در ساکت های دندان تازه کشیده شده قرار داده می شود از نظر نتایج بالینی و رادیو گرافی در دوره های مختلف پس از جراحی تفاوت قابل توجهی ندارند.(44)
- Bratu وهمکاران در سال2009 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:ایمپلنت های با neck زبر و همراه microthread در مقایسه با ایمپلنت های با neck صیقلی شده در طی مراحل اولیه به تحلیل استخوان مارجینال مقام تر هستند.(45)
-Abrahamsson وهمکاران در سال 2009 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: بعد از سه سال فانکشن ایمپلنت ها با collar مخروطی همراه microthread در حفظ استخوان مارجینال به مراتب موفق تر از ایمپلنت های با قسمت مارجینال استوانه ای و بدون رزوه عمل می کنند.(46)
- Nickenig وهمکاران در سال 2009 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:ایمپلنت های با طرح microthread حداقل تغییرات را در سطح استخوان کرستال طی دوره ترمیم (بدون استرس)و تحت نیروهای فانکشنال ایجاد کردند.(47)
-Kim وهمکاران در سال 2010 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: تفاوت قابل توجهی بین neck مخروطی و موازی ایمپلنت از نظر میزان تحلیل استخوان مارجینال یک سال بعد از بارگذاری وجود ندارد.(48)
- Aloyprosper وهمکاران در سال 2011 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: تفاوت قابل توجهی در میزان تحلیل استخوان مارجینال در neck صیقلی شده و صیقلی نشده (زبر- roughened) وجود ندارد ولی سطح زبر همراه microthread در مقایسه با سطح صیقلی یا زبر بدون microthread(رزوه) بطور قابل توجهی تحلیل استخوان کمتری نشان می دهد. اضافه کردن microthread باعث حداقل تحلیل استخوان مارجینال طی زمان می شود. (49)
- Hermann وهمکاران در سال 2006 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:با روش submerged و ایمپلنت دو قسمتی (two peice) حدود mm 2 تحلیل استخوان وجود داشت در حالی که با روشnon-submerged و ایمپلنت های یک قسمتی (one-peice) بدون تحلیل و یا باحداقل تحلیل همراه بود. آنهامیزان تحلیل استخوان را در اطراف انواع ایمپلنت های Nonsubmergedو submerged بررسی کردند که معلوم شد،تفاوتی دراین دو نوع کاشتن از نظر میزان تحلیل استخوان وجود ندارد.( 50)
-Baumgarten وهمکاران در سال 2005 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: platform switching در پیشگیری از تحلیل استخوان و حفظ استخوان کرستال موثر است(51).
- Calvo-Gui--o وهمکاران در سال 2009 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:ایمپلنت هایی که از شیوه platform switching در آن ها استفاده شده بود طی دوره 12 ماهه میزان بقای 7.96% داشته و میزان تحلیل استخوان کرستال اطراف ایمپلنت های بقا یافته حداقل بود.(52)
- Rodriguez وهمکاران در سال 2009 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: ایمپلنت هایی که در آن ها از platform switching استفاده کردند نتایج بهتری نسبت به ایمپلنت هایی که platform و abutment آن ها هم قطر بود نشان دادند.(53)
- Enkling وهمکاران در سال 2011در مطالعه خود نتیجه گرفتند که:مطالعه آن ها این فرضیه را، که ایمپلنت هایی که در آن ها از platform switching استفاده می شود، تحلیل استخوان کمتری نشان می دهند را تایید نکرد.(54)
-Cochran وهمکاران در سال 1999 در مطالعه خودنتیجه گرفتند که: ایمپلنت های با سطح زبر (roughened) به میزان قابل توجهی موفقیت بیشتری در مقایسه با ایمپلنت های با سطح صیقلی داشتند.(35)
Quirynen –وهمکاران در سال 1999 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: گر چه زبری (roughened) سطح ایمپلنت ممکن است اثر مثبت روی پاسخ بافت زیر مخاط داشته باشد، ولی هرگونه در معرض قرار گرفتن سطح با حفره دهان می تواند باعث تجمع پلاک شود که خود می تواند منجر به پاتولوژی دربافت نرم و سخت گردد.(55)
- Steigenga وهمکاران در سال2003 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که: در ایمپلنت های با سطح زبر(roughened) در مقایسه با ایمپلنت های با شکل مشابه ولی سطح صیقلی شده اتصال بیومکانیکال قویتری حاصل شده بود.(36)
-piattelli وهمکاران در سال 2003 به بررسی نقش میکروگپ بین ایمپلنت و اباتمنت پرداختند و اعلام کردند که اگر میکروگپ بالاتر از کرست قرار گیرد تحلیل کمتری از استخوان دیده میشود و هرچه میکروگپ آپیکالی تر حرکت کند تحلیل بیشتری رخ می دهد.(56)
-Brogginiو همکاران در سال 2003 به بررسی گپ بین ایمپلنت و اباتمنت و حضور آماس در این ناحیه پرداختند.یافته ها نشان دادکه عدم حضور میکروگپ درکرست استخوان همراه با کاهش تجمع آماس سلولار در ناحیه فوق بوده است.(57)
-Weng و همکاران در سال 2008 به بررسی تاثیر موقعیت میکروگپ برشکل نقایص استخوانی اطراف ایمپلنت پرداختند.آنها با بررسی 8 سگ mongrel به این نتیجه رسیدند که موقعیت های مختلف میکروگپ،باعث ایجاد اشکال و سایزهای مختلفی از نقایص استخوانی اطراف ایمپلنتهای دندانی چه همسطح با کرست و یا چه زیر کرست خواهد شد.(58)
فصل دوم
بیان مسئله
بیان مسئله :
تا چندی پیش پروتز های ثابت و متحرک بهترین راه حل برای جانشینی دندانی محسوب می شدند اما امروزه ایمپلنت به عنوان مناسب ترین جایگزین دندان در درمانهای دندانپزشکی بکار می رود.ایمپلنت با حذف عمل تراش دندانهای سالم مجاور ناحیه بی دندانی و نیز حفظ نسج باقیمانده توانسته است تغییرات غیر قابل برگشت بافت دهان را حذف کند و فانکشن،زیبایی،تکلم و آسودگی بیمار را با خود بهمراه آورد.درحال حاضر شرکت های مختلفی در زمینه طراحی و تولید انواع ایمپلنتهای دندانی مشغول فعالیت هستند.
یکی از تفاوتهایی که در ساختار انواع ایمپلنتها وجود دارد، شکل بدنه ایمپلنت است. ایمپلنت ها به اشکال مختلف از جمله استوانه ای و مخروطی وجود دارند.
از آنجایی که فاکتور اولیه در موفقیت ایمپلنت حفظ استخوان کرستال است،هدف اصلی این بود که با بررسی میزان تحلیل استخوان کرستال اطراف ایمپلنت های استوانه ای و مخروطی سیستم SPI بعد از گذشت 6 ماه از بارگذاری،نقش شکل بدنه ایمپلنت را در موفقیت آن تعیین کنیم.
هدف کلی:
بررسي تغييرات كرست استخوان اطراف فيکسچر ايمپلنت
در بيماران تحت درمان با ايمپلنت های مخروطی و استوانه ای
بعد از گذشت شش ماه از بارگذاری.
اهداف جزئی:
1-تعيين عمق پاكت در اطراف ايمپلنت هاي استوانه ای6 ماه بعد ازبارگذاری.
2-تعيين عمق پاكت در اطراف ايمپلنت هاي مخروطی6 ماه بعد ازبارگذاری.
3-تعيين BOP در اطراف ايمپلنت هاياستوانه ای6 ماه بعد ازبارگذاری.
4-تعيين BOP در اطراف ايمپلنت هاي مخروطی6 ماه بعد ازبارگذاری.
5-تعيين تغييرات راديوگرافيك لبه كرست آلوئول در اطراف neck ايمپلنت استوانه ای6 ماه بعد ازبارگذاری.
6-تعيين تغييرات راديوگرافيك لبه كرست آلوئول در اطراف neck ايمپلنت مخروطی6 ماه بعد ازبارگذاری.
7-مقايسه عمق پاكت ها در اطراف ايمپلنت هاي استوانه ای و مخروطی6 ماه بعد ازبارگذاری.
8-مقايسهBOP در اطراف ايمپلنت هاي استوانه ای و مخروطی6 ماه بعد ازبارگذاری.
9-مقايسه تغييرات راديوگرافيك لبه كرست آلوئول در اطراف ايمپلنت هاي استوانه ای و مخروطی6 ماه بعد ازبارگذاری.
10-بررسی نقش نوع فک برعمق پاكت ها در اطراف ايمپلنت هاي استوانه ای و مخروطی6 ماه بعد ازبارگذاری.
11- بررسی نقش نوع فک برتغييرات راديوگرافيك لبه كرست آلوئول در اطراف ايمپلنت هاي استوانه ای و مخروطی6 ماه بعد ازبارگذاری.
اهداف کاربردی :
1-شناسایی موفق ترین نوع شکل بدنه ایمپلنت.
2-تاکید براستفاده آن دربین بیماران .
فصل سوم
مواد و روشها
به منظور مقایسه میزان تحلیل استخوان کرستال در اطراف ایمپلنت های استوانه ای و مخروطی و شناخت فاکتورهای موثر در ایجاد تحلیل استخوان کرستال ، بیماران کاندید دریافت ایمپلنت در یک کلینیک دندانپزشکی، با این دو نوع ایمپلنت درمان شده و بعد از گذشت شش ماه از بارگذاری مورد معاینه و بررسی قرار گرفتند.
نوع مطالعه :
مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی(Clinical trial) بود.
حجم نمونه :
تعداد43 ایمپلنت SPI در 19 بیمار مرد قرار گرفت . از این بین 3 بیمار به علت عدم تهیه رادیوگرافی اولیه و 4 بیمار به علت عدم مراجعه جهت فالوآپ از مطالعه خارج شدند. نهایتا 12 بیمار (32 ایمپلنت ) باقی ماندند. از این 32 ایمپلنت SPI تعداد 19 عدد ایمپلنت مخروطی (Contact) و 13 عدد ایمپلنت استوانه ای (Element) بود .
از بین 19 ایمپلنت مخروطی 6 عدد در فک بالا (%57.31) و 13 عدد در فک پایین (%42.68) بودند . از 13 ایمپلینت استوانه ای 6 عدد در فک بالا (%15.46 ) و 7 عدد در فک پایین (%84.53 ) قرار داشتند .
معیار های ورود/عدم ورود بیماران به مطالعه :
الف) معیار های ورود به مطالعه ( inclusive criteria)
بیماران با بی دندانی single ، partial، و یا full mouthکاندید درمان با یکی از دو طرح ایمپلنت استوانه ای یا مخروطی.
بیمار از لثه کراتینیزه مناسب برخوردار باشد.
رضایت بیمار.
برخورداری بیمار از شرایط سلامتی عمومی.
ب)معیار های عدم ورود به مطالعه (exclusive criteria)
1 – بیماران با سابقه بیماریهای سیستمیکی که قادر به ایجاد تغییرات متابولیسم استخوان یا بافت پریودنتال باشند مثل : دیابت ، بیماریهای قلبی عروقی ، بیماریهای اتوایمیون ، انواع بدخیمی ها ، دسیکرازی های خونی ، پوکی استخوان و بارداری .
2 – درمان هایی چون رادیوتراپی و کموتراپی .
3 – مصرف سیگار ، مواد مخدر و الکل .
4 –عادات پارافانکشنال مثل : Bruxism ، Clenching .
5 – بیماران نیازمند به اعمال augmentation وسیع در فک بالا و پایین ، sinus lift ، پیوند وسیع لثه و وستیبولوپلاستی.
6 – بیمارانی که بنا به هر دلیلی حاضر به همکاری نشدند .
روش کار:
پس از مراجعه به یک کلینیک دندانپزشکی خصوصی و بررسی بیماران کاندید درمان با ایمپلنت ، بیمارانی که دارای شرایط ورود به مطالعه بودند انتخاب شدند . به تمامی افراد پس از لحاظ موارد خروجی از تحقیق شرایط کار توضیح داده شده و پس از رضایت وارد تحقیق شدند . لازم به ذکر است که چون پیش از این به تمامی بیماران با طرح درمان ایمپلنت ، در مورد ارزیابی سالانه ایمپلنت ، تذکرات لازم داده شده بود ، مشکلی در رابطه با ملاحظات اخلاقی (Ethical consideration ) وجود نداشت . ضمن اینکه بیماران این حق را داشتند که در صورت عدم موافقت ، در هر مرحله ای از مطالعه خارج شوند .
جراحی های ایمپلنت همه بیماران توسط یک نفر (متخصص پریودنتولوژی ) و بارگذاری همه آنها نیز توسط
یک نفر ( متخصص پروتز ) انجام گرفت . جراحی ها مطابق روش استاندارد ذکر شده در مراجع پریودنتولوژی و
با رعایت موارد مندرج در دستورالعمل شرکت SPI عمل شده است از جمله موارد drilling پس از تزریق
داروی بی حسی انجام می گیرد . فاصله بین platform ایمپلنت و دندان حداقل 5/2 میلیمتر و فاصله
border to border دو ایمپلنت حداقل 3 میلیمتر بود. فاصله interocculusal space از لبه کرست
ناحیه جراحی تا سطح اکلوزال فک مقابل باید حداقل 6 میلیمتر باشد. بیماران براساس مشاهدات CBCT و
رادیوگرافیهای معمول باید کمیت و کیفیت قابل قبولی از استخوان داشتند ، پس از انجام بی حسی بلاک و
موضعی، برشی با تیغ بیستوری شماره 15 در راس ریج داده شد و فلپ با الواتور پریوست کنار زده شد. قطر
ایمپلنتها در ناحیه platform حداقل 4 و حداکثر 5 میلیمتر بوده به طوری که پس از اتمام drilling
حداقل از هر طرف باکال و لینگوال یک میلیمتر استخوان سالم باقی بماند و از نظر بعد کرونواپیکال در هر
نوع ایمپلنت 5/0 میلیمتر ارتفاع machined surface به زیر کرست برده می شود. ایمپلنت ها به شکل submerged قرار گرفته و به تمام بیماران آنتی بیوتیک آموکسی سیلین 500 میلی گرم به مدت یک هفته و
مسکن استامینوفن 4-6 ساعت یکبار به مدت 3 روز و کلرهگزیدین 2% درصد به مدت دو هفته داده شد.
زمان uncovery ایمپلنتها در فک بالا 3 و در فک پایین 2 ماه بود. در مرحله uncovery چنانچه نیاز به
اصلاحات جزئی در بافت پوشاننده ایمپلنت بود ، این اصلاحات انجام گرفت به گونه ای که حداقل 1 میلیمتر
چسبنده در سطح باکال ایمپلنت به روش advanced flap apically (در صورت لزوم) قرار گیرد.
ملاک های کلینیکی مورد نظر برای اندازه گیری و مقایسه دو نوع ایمپلنت probing depth ، وجود BOPو تغییرات رادیو گرافیک ناحیه کرست بر اساس فاصله رزوه اول ایمپلنت با کرست استخوان در رادیو گرافی های متوالی پری اپیکال موازی می باشد .
بیماران مورد نظر در طی تابستان1391 جهت ارزیابی های رادیوگرافی و کلینیکی فراخوانی شدند .
در ابتدا با ارجاع بیماران به یک مرکز رادیولوژی خصوصی از تمامی ایمپلنت های آماده بارگذاری آنان یک نگاره رادیوگرافی پری اپیکال با روش موازی تهیه شد .(تصاویر 3-1) دستگاه پرتو x به کار رفته از نوع Plan meca (ساخت فنلاند ) بود که با ولتاژ KVP64 ، شدت جریان MA8 و زمان s32/0-2.0 کار می کرد. فیلم به کار رفته برای همه بیماران یکسان و از نوع فیلم (speed E-F ، number2 ؛ Agfa– ساخت بلژیک ) بود که بوسیله دستگاه پروسسور اتوماتیک proair technique-perioظهور و ثبوت آنها انجام شد . برای یکسان شدن موقعیت و زاویه فیلم رادیو گرافی از فیلم نگهدار Kerr ( ساخت آلمان ) استفاده گردید .
نگاره پری اپیکال تهیه شده با روش موازی به عنوان نگاره اولیه پس از بارگذاری در پرونده بیمار ثبت شده و 6 ماه بعد نیز نگاره پری اپیکال دیگری با روش موازی مشابه با نگاره قبلی از بیمار تهیه شد که به عنوان نگاره نهایی در تابستان 1391 در پرونده بیمار ثبت گردید. (تصویر 3-2)
همزمان با بررسی های رادیو گرافی ، ارزیابی های کلینیکی بیماران نیز انجام گرفت و نتایج آنها ثبت شد . تمام اندازه گیری ها توسط یک نفر انجام شد . متغیرهایی که در ارزیابی کلینیکی ایمپلنت های بارگذاری شده مد نظر قرار گرفتند در (جدول شماره1) به صورت مشروح آمده است .

(a) (b)(c)
تصویر3-1 : رادیوگرافی ایمپلنت های آماده بارگذاری.

(a) (b) (c)
تصویر 3-2 : ایمپلنت های تصویر 3-1 شش ماه بعد از بارگذاری.
«بررسی تعدادی از متغیرهای مهم »
1 – تحلیل استخوان :
جهت اندازه گیری میزان تحلیل استخوان در اطراف ایمپلنت های بار گذاری شده از نگاره های پری اپیکال استاندارد که به صورت موازی در یک مرکز رادیولوژی خصوصی تهیه شده بود ، استفاده گردید .
برای ارزیابی میزان تحلیل استخوان ، فاصله بین ایمپلنت شولدر و اولین محل تماس بین استخوان و ایمپلنت در سطوح مزیال و دیستال در دو نگاره به وسیله کولیس (با دقت mm 1.0 ) محاسبه گشت و میانگین اعداد بدست آمده در سطوح مزیال و دیستال به عنوان عدد نهایی حساب شد . در صورتیکه عدد نهایی به شکل منفی بود به عنوان تحلیل استخوان (Bone loss ) و اگر عدد نهایی به صورت مثبت بود به عنوان تشکیل (Bone gain ) محسوب شد .
از طرفی جهت کاهش خطای احتمالی و حذف هر گونهElongation و Shortening در فیلم از معیار طول ایمپلنت که مشخص و ثابت است به عنوان رفرنس استفاده شد. به عبارت دیگر مثلا اگر طول ایمپلنت 10 میلی متری در رادیوگرافی 12 میلی متر بود (20% بیشتر از طول واقعی) عدد به دست آمده نیز به همین میزان اصلاح گردید. لازم به ذکر است که سنجش میزان تحلیل استخوان کرستال در نگاره های رادیوگرافی بدون آگاهی از نوع ایمپلنت (استوانه ای یا مخروطی) در نگاره های رادیوگرافی توسط رادیولوژیست صورت گرفت.
2.عمق پاکت:
برای ثبت عمق پاکت اطراف ایمپلنت ها میزان عمق پاکت در چهار نقطه یعنی:
مزیوباکال،باکال،دیستوباکال،لینگوال(یا پالاتال) ، بوسیله پروب ویلیامز اندازه گرفته شد و میانگین این اعداد محاسبه گشت . میانگین بدست آمده به عنوان میزان عمق پاکت اطراف ایمپلنت ثبت شد.
3.وجود التهاب لثه:
برای بررسی وجود التهاب لثه از شاخص BOP(خونریزی حین پروب کردن) استفاده شد. این شاخص یک پارامتر کلینیکی را ارائه می دهد که به عنوان مشاهده خونریزی پس از ورود پروب پریودنتال به داخل سالکوس اطراف ایمپلنت با استفاده از نیروی ملایم تعریف می گردد. آشکار است Point diameter پروب استفاده شده باید همانند نیروی اعمال شده استاندارد باشد. برای دندان ها فشار پروبینگ جهت این پارامتر مشخص شده است. استفاده از نیروی مشابه جهت ارزیابی BOP اطراف ایمپلنت های دندانی منطقی به نظر میرسد. از این جهت پروب استانداردی که نیروهای پروبینگ استاندارد ایجاد می کند توصیه می شود. روش ارزیابی بدین صورت بود که وجود یا عدم وجود خونریزی بااستفاده از پروب ویلیامز بعد از گذشت 10 ثانیه ثبت شد.
جدول 3- 1 متغیرهای مورد نظر در ارزیابی ایمپلنت های بارگذاری شده
نام متغیر نقش نوع مقیاس تعریف کاربردی
نوع ایمپلنت مستقل کیفی اسمی مخروطی/استوانه ای
تحلیل استخوان وابسته کمی نسبتی تفاوت لبه های استخوان در دو نگاره
عمق پاکت وابسته کمی نسبتی میانگین عمق نفوذ پروب در شیار لثه
BOP وابسته کیفی اسمی دارد/ندارد
نوع فک مستقل کیفی اسمی ماگزیلا/مندیبل
آنالیز آماری :
جهت تجزیه و تحلیل داده ها ، از نرم افزارSPSS استفاده شد. آزمون های استفاده شده در آنالیز آماری ، براساس نوع متغیر مورد نظر عبارت بودند از :
جدول شماره3-2 آزمون های مورد استفاده در ارزیابی متغیرها
متغیر مورد نظر آزمون مورداستفاده
میزان تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای Independent T-test
عمق پاکت اطراف ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای Independent T-test
BOP اطراف ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای Chi-Square (X 2 )
نقش نوع فک بر میزان تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای Independent T-test
نقش نوع فک بر عمق پاکت اطراف ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای Independent T-test
از آنجاییکه همه بیماران مرد بوده و دامنه سنی آنها محدود بود فاکتور جنس و سن ازمتغیرها حذف گردید.
فصل چهارم
نتایج
در این مطالعه تعداد 32 ایمپلنت از دو نوع مخروطی و استوانه ای مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج به شرح ذیل اعلام می گردد: ابتدا توزیع داده های مربوط به متغیرهای تغییرات استخوان و عمق پاکت از نظر نرمال بودن مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به آزمون کولموگرف اسپیرنف مشخص گردید که توزیع آنها نرمال است. بنابراین یافته های موجود به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد.
مقایسه میزان تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت های استوانه ای و مخروطی
میانگین تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت های استوانه ای mm (0.29) ±0.84 -می باشد که بیشتر از میانگین تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت های مخروطی mm (0.62) ±0.73- می باشد ، اما با توجه به نتیجه آزمون t این میزان اختلاف از نظر آماری معنی دار نبوده است (P=0.54).
خلاصه نتایج در جدول شماره 4-1 مشاهده می گردد.
جدول4-1 مقایسه میانگین تغییرات استخوان در دو نوع ایمپلنت
ايمپلنت تعداد میانگین (mm) انحراف معیار آماره آزمون نتیجه آزمون
تغييرات استخوان
مخروطي 19 -0.73 0.62 T=-0.619 P=0.54
استوانه اي 13 -0.84 0.29 مقایسه عمق پاکت اطراف ایمپلنت های استوانه ای و مخروطی
میانگین عمق پاکت اطراف ایمپلنت های استوانه ای 0.45) mm)±2.61 می باشد که بیشتر از میانگین عمق پاکت اطراف ایمپلنت های مخروطی(0.44) mm ±2.36 می باشد ، اما با توجه به نتیجه آزمون t، میزان اختلاف میانگین این دو گروه معنی دار نیست (P=0.13).
خلاصه نتایج در جدول شماره4-2 مشاهده می گردد.
جدول 4-2 مقایسه میانگین عمق پاکت در دو نوع ایمپلنت
ايمپلنت تعداد میانگین
(mm) انحراف معیار آماره آزمون نتیجه آزمون
عمق پاکت
مخروطي 19 2.36 0.44 T=-1.534 P=0.13
استوانه اي 13 2.61 0.45 مقایسه خونریزی حین پروب کردن (BOP) اطراف ایمپلنت های استوانه ای و مخروطی
تعداد 7 ایمپلنت از بین 13 ایمپلنت استوانه ای (53.8%) در حین پروب کردن دچار خونریزی شدند در حالیکه این میزان در بین ایمپلنت های مخروطی 9 ایمپلنت از 19 ایمپلنت (47.4%) بود. خلاصه نتایج در جدول شماره 4-3 مشاهده می گردد.
جدول4-3 توزیع فراوانی BOP در دو نوع ایمپلنت
BOP جمع
دارد ندارد ايمپلنت مخروطي تعداد 9 10 19
درصد 47.4% 52.6% 100.0%
استوانه اي تعداد 7 6 13
درصد 53.8% 46.2% 100.0%
جمع تعداد 16 16 32
درصد 50.0% 50.0% 100.0%
نتیجه آزمون کای اسکوئر X 2 =0.13 P=0.71
مشاهده می شود که درصد BOP مثبت در بین ایمپلنت های استوانه ای بیشتر از مخروطی بوده است اما با توجه به نتیجه آزمون کای اسکوئر تفاوت آماری معنی داری بین دو نوع ایمپلنت، از نظر BOP وجود ندارد.نمودار1 مطالب مذکور را در یک نگاه نشان می دهد.

نمودار4-1 توزیع فراوانی BOP در دو نوع ایمپلنت
مقایسه تغییرات استخوان بر حسب فک بالا و پایین
در جدول شماره 6 مشاهده می گردد که میانگین تحلیل استخوان در فک بالا(0.61)mm±0.86 می باشد که بیشتر از میانگین تحلیل استخوان در فک پایین (0.45) mm±0.72 است اما با توجه به نتیجه آزمون t، میزان اختلاف میانگین این دو گروه معنی دار نیست.
جدول 4-4 مقایسه میانگین تحلیل استخوان در دو فک
فک تعداد میانگین
(mm) انحراف معیار آماره آزمون نتیجه آزمون
تحلیل استخوان بالا 12 0.86 - 0.61 T=-0.743 P=0.46
پايين 20 0.72 - 0.45 مقایسه تغییرات عمق پاکت بر حسب فک بالا و پایین
در جدول 7 ، مشاهده می گرددکه میانگین عمق پاکت در فک بالا(0.40)mm±2.64 است که بیشتر از میانگین عمق پاکت در فک پایین2.36± (0.46)mmمی باشد . این میزان اختلاف نیز با توجه به آزمون t، از نظر آماری معنی دار نیست.
جدول4-5 مقایسه میانگین عمق پاکت در دو فک
فک تعداد میانگین(mm) انحراف معیار آماره آزمون نتیجه آزمون
عمق پاکت بالا 12 2.64 0.40 T=1.755 P=0.09
پايين 20 2.36 0.46 فصل پنجم
بحث
امروزه جایگزینی دندان های از دست رفته به وسیله ایمپلنت های دندانی ، بسیار مورد توجه قرار گرفته است . موفقیت ایمپلنت های دندانی به اندازه ای بوده است که می توان از ایمپلنت به عنوان باارزشترین طرح درمان جهت جایگزینی دندان های از دست رفته یاد کرد . مطالعات امروزی نشان داده اند که اینتگریشنی که بین ایمپلنت و بافت استخوانی حاصل می شود، می تواند برای سال های طولانی حفظ شود ، زیرا ایمپلنت با اینکه جسمی خارجی محسوب می شود اما بدلیل داشتن خاصیت تطابق پذیری با بافت بدن ، می تواند به جای دندان در استخوان فک قرار گیرد .
اما طبیعی است که ایمپلنت نتواند بطور کامل ( مثل دندان طبیعی ) با بافت داخل دهان هماهنگی برقرار کند که این موضوع به مراقبت های لازم از این بافت پس از قرار دادن ایمپلنت اشاره می نماید . این مراقبت ها باید بر اساس ارزیابی های دقیق بافت داخل دهان در پریودهای زمانی مشخص انجام شود . استفاده از شاخص های کلینیکی و رادیوگرافیکی مطمئن می توانند تا حد زیادی گویای وضعیت واقعی این بافت باشند . با اینکه بررسی های دقیق هیستولوژیک بافت پریودنتال غیرممکن است ، اما مطالعات Akagawa و همکارانش در سال 1989 نشان داد، که ارزش شاخص های کلینیکی پریودنتال معادل ارزیابی های هیستولوژیک این بافت است .(59)
همراه بودن ارزیابی های کلینیکی با بررسی های رادیوگرافیک امری الزامی است ، زیرا عامل اولیه در موفقیت ایمپلنت حفظ استخوان کرستال است که این مسئله با ارزیابی های رادیولوژیک ممکن خواهد شد . از طرفی چون تغییرات سطح استخوان کرستال اطراف ایمپلنت در طی دوره ترمیم و رمودلینگ استخوان در طی یک سال اول و بعد از آن می تواند در بقای ایمپلنت اثرگذار باشد ، بررسی علل این تغییرات و پیشگیری از شکست ایمپلنت بوسیله ارزیابی های رادیولوژیک امری ضروری به نظر می رسد .
در این مطالعه هدف این بود ، که با بررسی رادیوگرافیکی میزان تحلیل استخوان کرستال اطراف ایمپلنت های مخروطی و استوانه ای سیستم SPI،6 ماه بعد از بارگذاری و نیز ارزیابی عوامل موثر بر تحلیل استخوان با استفاده از پارامترهای کلینیکی ،تاثیر شکل بدنه ایمپلنت را در موفقیت درمان تعیین کنیم .
میانگین تحلیل استخوان در گروه ایمپلنت های مخروطی mm(0.62) ±0.73 و در گروه استوانه ای mm(0.29) ±0.84 می باشد ، که تحلیل استخوان کمتری را در گروه مخروطی نشان می دهد. البته این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبوده است (P=0.54).
به همین صورت میانگین عمق پاکت در گروه ایمپلنت های مخروطیmm (0.44)±2.36 و در گروه استوانه ای mm 0.45))±2.61 می باشد، که باز هم در گروه مخروطی کمتر است ولی این تفاوت نیز از نظر آماری معنی دار نمی باشد P=0.13.
همچنین درصد خونریزی حین پروب کردن نیز در گروه مخروطی پایین تر می باشد اما از لحاظ آماری معنی دار نیست P=0.71.
بنابراین علی رغم اینکه نتایج حاصله نشانگر نتیجه بهتر ایمپلنت های با شکل مخروطی در مقایسه با ایمپلنت های استوانه ای شکل از همان نوع است اما از لحاظ آماری نمی توان هیچ گروه را بر دیگری برتری داد و فقط می توان گفت که طی 6 ماه اول بعد از بارگذاری نتایج تقریبا مشابهی در دو نوع ایمپلنت حاصل شده و تفاوت قابل توجهی نداشته اند و احتمالا عوامل دیگری به غیر از شکل ایمپلنت (مانند ویژگی های سطحی ایمپلنت-طول و قطر ایمپلنت- خصوصیات رزوه ها-محل ایمپلنت و ...) بر موفقیت ایمپلنت تاثیر می گذارد.
در مورد فاکتور زمان نیز باید گفت که این نتایج طی 6 ماه اول بعد از بارگذاری حاصل شده است و جهت بررسی دقیق تر و مقایسه تغییرات استخوان کرستال در دو گروه ایمپلنت نیاز به مطالعه و فالوآپ طولانی ترو حتی چند ساله وجود دارد.
در بررسی سایر مطالعات مشاهده می شود که اغلب مطالعات انجام شده نتیجه ای مشابه با این مطالعه به دست آورده بودند (تفاوتی بین دو گروه وجود نداشته یا اینکه نوع مخروطی نتایج بهتری نشان دادند). اگرچه برخی مطالعات نیز نتایج عکس این مطالعه به دست آورده بودند، یعنی ایمپلنت های استوانه ای نتایج بهتری داشتند، که با توجه به تعدد و گستردگی عوامل تاثیرگذار بر موفقیت درمان با ایمپلنت ،این میزان اختلاف در نتایج حاصل از مطالعات گوناگون دور از انتظار نمی باشد.
طبق مطالعات انجام شده ایمپلنت های مخروطی از ثبات اولیه بالا و راحتی قرار دادن برخوردار هستند که شاید همین عامل در نتایج حاصل از درمان با این ایمپلنت ها موثر بوده است.
از جمله در مطالعات صورت گرفته روی ایمپلنت های مخروطی مطالعه Fribergدر سال 1995 (17)و نیز Kimدر سال 2008 (28) مشخص شده است که شکل مخروطی ایمپلنت ها باعث تقویت ثبات اولیه ایمپلنت شده که نقش موثری در فرآیند اسئواینتگریشن بین ایمپلنت و استخوان فک ایفا می کند.
هم چنینOsullivvan و همکاران درسال 2008 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که تقارب منجر به ثبات اولیه بیشتر شد و شواهدی مبنی بر اینکه طرح متقارب باعث واکنش های منفی در بافت استخوان می شود مشاهده نگردید. (22)
مسئله دیگر نحوه انتشار استرس در ایمپلنت های مخروطی می باشد،از جمله Cruz و همکاران در سال2006 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که الگوی انتشاراسترس برای شکل های مخروطی و استوانه ای ایمپلنت مشابه است . (25)
Rieger در سال 1990 در مطالعه خود نتیجه گرفت که ،ایمپلنت های متقارب جهت دوری از استرس های «Punching» ،بهتر از ایمپلنت های استوانه ای هستند. (15)
Saadounو همکاران در سال 2004 با مقایسه ایمپلنت های متقارب با نوع دیواره مستقیم (استوانه ای)دریافتند که ،نوع متقارب انتشار استرس و تنش را بهبود می بخشد. (23)
Huang در سال2007 در مطالعه خود نتیجه گرفت که ،استفاده از ایمپلنت های مخروطی منجر به کاهش استرس در استخوان ترابکولار و کورتیکال می شود. (26)
از طرفیSiegele و همکاران در سال 1989 عنوان کردند که،اگر چه شکل مخروطی ایمپلنت می تواند گیر مکانیکی بین ایمپلنت و استخوان ایجاد کند ممکن است استرس کرستال بیشتری در مقایسه با انواع استوانه ای با قطر مساوی ایجاد کند. (14)
Baggi در سال 2008 در مطالعه خود نتیجه گرفت که taper ایمپلنت باعث افزایش میزان فشار به استخوان کرستال می شود، مخصوصا در ایمپلنت های باریکتر و کوتاهتر. (30)
در بین مطالعات صورت گرفته بر روی تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت ها Kim در سال 2008 به این نتیجه رسید که، میزان موفقیت ایمپلنت های استوانه ای و مخروطی ، بر اساس آنالیزهای histamorphometric و RFA تفاوت قابل توجهی نداشت.(28)
Ormianer وهمکاران در سال2006 در مطالعه خود عنوان کردند که،نگرانی ها مبنی بر اینکه ایمپلنت های مخروطی نسبت به نوع استوانه ای به تحلیل استخوان مستعدتر هستند توسط مطالعه آن ها تایید نمی شود.ایمپلنت های مخروطی با وجود ریسک فاکتورها ، یکپارچگی و سطح استخوان مارجینال خود را حفظ کردند.(24)
Andersson وهمکاران در سال1995 در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که،ایمپلنت های مخروطی تحلیل استخوان بیشتری نسبت به سایر ایمپلنت ها نشان می دهند. (16)
Jokstad وهمکاران در سال 2004 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که طی 2 سال در اطراف ایمپلنت های مخروطی میزان تحلیل استخوان بیشتری در مقایسه با سایراشکال مشاهده شد. (18)
از طرفی Mailath در مطالعه خود در سال 1989 طرح های استوانه ای ایمپلنت را بر طرح مخروطی ارجحیت می دهد. (13)
از جمله موارد قابل توجه نتیجه مطالعه Rismanchian و همکاران بود که در سال 2010 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که ،بطور کلی ایمپلنت های رزوه دار بیشتر از ایمپلنت های بدون رزوه ، رزوه مثلثی بیشتر از رزوه مربعی و بدنه مخروطی بیشتر از بدنه استوانه ای استرس نشان دادند. با این وجود آنها مشاهده کردند که ایمپلنت های مخروطی رزوه مثلثی که در ناحیه سرویکال آن ها تراکم رزوه 2برابر شده به مراتب استرس فشاری وکششی کمتری در استخوان کورتیکال نسبت به ایمپلنت های استوانه ای یا مخروطی با رزوه های مثلثی یا مربعی نشان دادند. (33)
همچنین مطالعه Khayat و همکاران در سال 2007 که نتیجه گرفتند که 2 سال بعد از بارگذاری میزان بقا و موفقیت ایمپلنت های متقارب چند رزوه ای که به شیوه non-submerged جایگذاری شده بودند برابر بوده و یا برتری داشت بر ایمپلنت های با دیواره موازی تک رزوه ای. (27)
بنابراین به نظر می رسد کمیت و کیفیت رزوه های ایمپلنت نقش مهم تری داشته و می تواند سایر عوامل موثر را تحت الشعاع قرار دهد که این مطلب جای تحقیق و بررسی بیشتر دارد.
همان طور که در جدول شماره 6 مشاهده می شود میانگین تحلیل استخوان در فک بالا (0.61) mm±0.86و در فک پایین (0.45) mm ±0.72می باشد که نشان دهنده تحلیل بیشتر استخوان در فک بالا می باشد. البته این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود P=0.46)).
هم چنین میانگین عمق پاکت در فک بالا (0.40) mm± 2.64 است ،که بیشتر از فک پایین mm (0.46) 2.36 ±می باشد،که این میزان تفاوت نیز معنی دار نیست P=(0.09).
باتوجه به نتایج ذکر شده، مشخص می شود که بطورکلی در فک پایین نسبت به فک بالا ،نتایج بهتری بدست آمده است،اما با توجه به P=0.46برای تحلیل استخوان و P=0.09 برای عمق پاکت ،این میزان اختلاف معنی دار نبوده است .علت بیشتر بودن تحلیل استخوان در فک بالا کم بودن تراکم و کیفیت استخوان فک بالا در مقایسه با فک پایین می باشد. این نتیجه با سایر مطالعات انجام شده در این زمینه مطابقت دارد از جمله:
-Khayat و همکاران در سال 2007 در مطالعه خود نتیجه گرفتند که : موفقیت ایمپلنت ها در فک بالا 98.6% و در فک پایین 98.8% بود ولی این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود.(27)
-Cochran در مطالعه خود در سال 1999عنوان کرد که: بطورکلی ایمپلنت های جایگذاری شده در مندیبل بطور قابل توجهی میزان موفقیت بالاتری نسبت به ایمپلنت های ماگزیلا دارند.(35)
از جمله محدودیت های مطالعه حاضر کم بودن نسبی نمونه ها و کوتاه بودن زمان فالوآپ می باشد.
فصل ششم
نتیجه گیری
و پیشنهادات
نتیجه گیری:
بر اساس این مطالعه میزان تحلیل استخوان بعد از گذشت شش ماه از بارگذاری در ایمپلنت های استوانه ای اندکی بیشتر از ایمپلنت های مخروطی بود ، ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار نبود. از نظر سایر فاکتور های کلینیکی ، میزان عمق پاکت و درصد BOP نیز در گروه ایمپلنت های استوانه ای کمی بیشتر از گروه مخروطی بود ولی این میزان نیز از لحاظ آماری معنی دار نبود.
میزان تحلیل استخوان و عمق پاکت در فک بالا کمی بیشتر از فک پایین بود ولی تفاوت معنی داری بین دو فک وجود نداشت.
پیشنهادات:
1-بررسی میزان تحلیل استخوان در گروه هایی با فراوانی بیشتر.
2-بررسی میزان تحلیل استخوان در دوره های زمانی طولانی تر.
3-بررسی میزان تحلیل استخوان در سایر سیستم های ایمپلنت.
4-استفاده از سایر شاخص ها در بررسی پارامترهای کلینیکی.
5-تهیه کلیشه های رادیوگرافیکی دقیق از بیماران در زمان کاشت ایمپلنت و هم چنین در کنترل های سالیانه.
6-توجه بیشتر به رعایت بهداشت توسط بیماران.
Abstract
The long term clinical success of dental implants depends on osseointegration and the attachment of soft tissue and epithelium to implant surface. Different indexes including: the plaque index, bleeding on probing and bone loss, are used for evaluating the soft and hard tissue around implants. Marginal bone loss is assessed using --iography and is directly related to long term implant success. To minimize crestal bone loss, different measures have been taken, including: surface modifications (cylindrical, conical) and changes in microthread design (shape, depth, pitch and … )
Objectives:
The purpose of this study, was to evaluate the effect of implant body form on crestal bone levels and compare the cylindrical and conical implant shapes, six months after loading.
Materials & Methods:
A total of thirty two SPI implants (19 conical implants/13cylinrical implants) were placed in twelve male patients in a submerged approach. None of the patients had compromising conditions or parafunctional habits. Periapical --iographs from the implant site were taken using the parallel technique at the beginning and six months later. Clinical parameters such as pocket depth and the BOP index were also recorded.
Results:
Six months after loading, crestal bone loss was -0.84±(0.29) mm around the cylindrical implants and -0.73±(0.62) mm around the conical types, which according to P=0.5 , had no significant difference. Pocket depth around the cylindrical implants was 2.61±(0.45) mm and 2.36±(0.44) mm around the conical implants (P=0.1). 53.8%of the cylindrical implants and 47.4% of the conical group were BOP positive. Bone loss and pocket depth in the maxilla and mandible had no significant difference.
Conclusion:
In this study, although bone loss and clinical parameters were slightly higher in the cylindrical implants, overall, there was no significant difference between the conical and cylindrical shaped implants.
Keywords:
Dental implant, Cylindrical implant, Conical implant, Crestal bone loss

منابع
REFERENCES
1) Zwemer TJ. Mosby's dental dictionary, 1sted, St.Louis, Mosby, 1998: 254 - 55.
2) Newman WA. Dorland's medical dictionary, 27th ed, Philadelphia,W.B.5aunders Co, 1994: 827 - 28.
3) Babbush CA. Endosteal, mucosal, subperiosteal and transosseous implants in Laskin DM (editor), Oral & Maxillofacial Surgery, 2nded, Philadelphia, W.B.5aunders Co, 1995: 438 - 40.
4) Misch CEo Generic Root Form Component Terminology. In:
Misch's Con--porary Implant Dcntistry.Bv' ed, St.Louis, Mosby,
2008: 26 - 37.
5) Klokkevold PR, Cochran DL. Clinical Aspects and Evaluation of The Implant Patient. In: Newman MG, Takei HH,Klokkevold PR, Carranza FA Carranza's Clinical Periodontology, 10th ed, Philadelphia, W.B.5aunders Co, 2006; 1087 - 104.
6)Buser D, Nydegger T, Hirt HP, Cochran DL, Nolte LP. Removal
torque values of titatium implants in the maxilla of miniature pigs. Int J Oral Maxillofac Implants 1998 Sep - Oct; 13(5): 611-9.
7) Ericsson I, Johansson Cli, Bystedt H, Norton MR.
A histomorphometric evaluation of bone - to - implant contact on machine - prepared and roughened titanium dental implants.
A pilot study in dog. Clin Oral Implants Res 1994 Dec; 5 (4): 202-6.
8) Klokkevold PR, Nishimura RD, Adachi M, Caputo A. Osseointegration enhanced by chemical etching of the titanium surface. Torque removal study in the rabbit. Clin Oral Implants Res 1997 Dec; 8 (6): 422 - 7.

Related posts:


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Related Posts

پژوهش-پایان نامه

— پایان نامه249) دانلود پژوهش علمی فارسی

فصل دوم : زمینه و پیشینه تحقیق1- 2 چهارچوب پژوهش................................................................................................................142- 2  مروری بر مطالعات انجام شده.............................................................................................30فصل سوم: زمینه و پیشینه تحقیق1- 3  نوع پژوهش........................................................................................................................402- 3 جامعه پژوهش.....................................................................................................................40 3- 3 نمونه پژوهش ، تعیین حجم نمونه Read more…

پژوهش-پایان نامه

پژوهش علمی ایرانداک — پایان نامه239) کارشناسی ارشد

شکل شماره 3-2-فرضیه شکاف آگاهی40شکل شماره 3-3-معیارهای تواناسازی لانگه48شکل شماره 3-4-مدل مفهومی پژوهش53شکل شماره 3-5-مدل تجربی پژوهش54فصل اولکلیات1-1-مقدمهامروزه‌ هم‌ زمان با عصر اطلاعات، دانش و به طبع آن فناوری اطلاعات به عنوان مهم‌ترین عامل توسعه Read more…

پژوهش-پایان نامه

— پایان نامه240)

2-3-2 دیدگاه کارکردگرایی24 1-2-3-2 کارکرد25 2-2-3-2 ساخت27 3-2-3-2 یکپارچگی28 4-2-3-2 تعادل28 5-2-3-2 ارزش ها293-3-2 دیدگاه مبادله30 1-3-3-2 پاداش30 2-3-3-2 انگیزش31 3-3-3-2 سود31 4-3-3-2 اراده گرایی32 5-3-3-2 تایید اجتماعی324-3-2 الگوی اقتصاد سیاسی33 1-4-3-2 دیدگاه انتخاب عاقلانه33 Read more…

background